چهارشنبه ۴ مرداد ۱۳۹۶
www.mokrian.ir

  • تاریخ: چهارشنبه, ۷ تیر ۱۳۹۶ / ساعت ۱۸:۵۰:۳۴
  • شناسه خبر: 682

جوانان و اشتغال

مُکریان؛ قابل انكار نيست كه وضعيت اشتغال هر كشور تابعي از اقتصاد كلان آن مملكت است،ايجاد فرصت هاي شغلي بر اساس توانايي و استعداد حوزه هاي صنعت كشاورزي خدمات و حتي فرهنگ و هنر، رشد و تجلي پيدا مي كنند. دولت ها با سياست گذاري در حوزه هاي مستعد كارآفريني و حمايت از بخش خصوصي […]

مُکریان؛ قابل انكار نيست كه وضعيت اشتغال هر كشور تابعي از اقتصاد كلان آن مملكت است،ايجاد فرصت هاي شغلي بر اساس توانايي و استعداد حوزه هاي صنعت كشاورزي خدمات و حتي فرهنگ و هنر، رشد و تجلي پيدا مي كنند.
دولت ها با سياست گذاري در حوزه هاي مستعد كارآفريني و حمايت از بخش خصوصي تلاش مي كنند كه ضمن ايجاد رشد اقتصادي به بهبود و ارتقاء وضعيت اشتغال نيز كه لازم و ملزوم آنست،كمك كنند.
اكنون در بسياري از كشورهاي جهان صنعت توريسم بعنوان يك ظرفيت عظيم اقتصادي و به تبع آن اشتغال مطرح است و سيستم هاي ايجاد و معرفي مشاغل نوين در زمينه هاي فناوري ارتباطات و اطلاعات بوجود آمده اند.
بسياري از مشاغل سنتي منسوخ شده اند و الگو هاي جديد شغلي با ماهيت سرعت و كيفيت بالاتر، با تكيه بر حفظ قداست نيروي انساني و حمايت از رفاه و آينده كارگران در حال شكل گيري و رشد است.
بيمه هاي حمايتي از نيروهاي كار و تضمين آينده شغلي كارگران، جايگزين برده داري نوين صنعتي چند دهه اخير و سوء استفاده صاحبان صنايع از نيروهاي كار شده است.
اشتغال بعنوان يكي از فاكتورهاي اصلي رفاه اجتماعي و اميد به زندگي پذيرفته شده و تاثير اين عامل بر امنيت رواني ،امنيت اجتماعي ،توليد ناخالص ملي، رشد اقتصادي و توسعه پايدار ثابت شده است.
در اين گير و دار و روند پرشتاب تغيير مشاغل و گذار به سمت مشاغل مجازي و نرم افزاري،سمت و سوي بازار سرمايه نيز با رويكرد الويت گذاري تجارت الكترونيك، چهره و چهارچوب تازه اي پيدا كرده است.

با اين مقدمه به ضلع اول مثلث اشتغال يعني بازار كار ايران سري مي زنيم ،جايكه اقتصاد تك محصولي و دلارهاي آلوده نفتي ،دولتي فربه و ناكارآمد ساخته است و بخش خصوصي و بلاخص توليد بعنوان يكي از مولفه هاي شناخته شده اشتغال پايدار، مانند كودك ناقص الخلقه اي محكوم به مرگ زود رس است.
ديگر شاخص ايجاد اشتغال نيز يعني سرمايه گذاري و مشاركت خارجي به علت تدبير سياست هاي خاص حاكميت در برابر پديده هاي تحميل شده خارجي مانند تحريم ها اگرچه با زمزمه هاي برجام تكاني خورده است اما عملاً هنوز ناكام و عقيم است.
امروزه بيكاري به يكي از عاملهاي اساسي مشكلات اجتماعي كشور تبديل شده است وجود ١١ ميليون حاشيه نشين و ١٠ ميليون بيكار (محسن رناني،١٣٩٥)
سياه نمايي در باز كار نبوده و واقعيتي گريز ناپذير است و اگر اقرار كنيم كه كمتر خانواده ايراني با پديده حضور يك يا دو جوان تحصيل كرده بي كار در محيط خانه مواجه است،سخني گزاف نگفته ايم،

ضلع دوم اين پديده،جوانان هستند،گروههاي كارجو كه در قالب كارجويان شهري و روستايي و دانش آموختگان دانشگاهي ،نيم نگاهي به آگهي هاي محدود جذب و استخدام نيروي كار و نيم نگاهي نا اميدانه به وضعيت نامطلوب بازار كار دارند،در گروه هاي سني از ١٥ الي ٣٥ سال ، كه اكثراً از اثرات عدم توفيق در كاريابي ، مقاطع تحصيلي را پله پله طي كرده اند و عنوان كارشناسي و كارشناسي ارشد و حتي دكتري تخصصي را يدك مي كشند،افرادي مهارت گريز و مدرك پذير كه در بازار واقعي كار جذابيتي براي كارفرمايان ندارند.
گسترش نامتوازن و بي برنامه تحصيلات دانشگاهي و تحصيلات تكميلي در سالهاي اخير نه تنها راه را براي جذب اين افراد به بازار باز نكرد بلكه افت كيفيت مدارك دانشگاهي از اصالت سند مهارت شغلي به كاغذپاره، باعث مهاجرت نخبگان جوياي كار به خارج از كشور گرديد.
اين رشد سريع و بدون پشتوانه مراكز آموزش عالي با تاكيد بر مدرك فروشي باعث تضعيف همه جانبه تخصص و عدم اطمينان و اعتماد به مدارك دانشگاهي داخلي در چند سال اخير را فراهم كرد.
اما ضلع سوم اين مثلث،يعني مديريت دولتي عامل اصلي ركود و بحران در بازار كار تلقي مي شود،جاي كه دولت نتوانسته است از استحصال دلارهاي فروش نفت توليد و تجارتي دست و پا كند و زير ساختي بسازد.
دلار پشت دلار تزريق كرده است و از دسته بيل چيني تا سوزن خارجي وارد بازاركرده است،كمر توليد را شكسته و زمينه نابودي توليد كننده و امكان عرضه اندام وارد كننده خاص را فراهم نموده است،
حال بياييد و به اين موارد ماليات هاي سنگين و قوانين دست و پاگير صادرات و شيوه هاي پيچيده و نامتعارف تقابل دولت با اقتصاد و بلاخص بازاركار را اضافه نماييد.
در سالهاي اخير دولت كوشيده است با تزريق سرمايه به متقاضيان اشتغال تحت عناوين وام هاي خوداشتغالي،طرح هاي زود بازده،مشاغل خانگي و كارآفريني و طرح پشتيبان وضعيت نابسامان اشتغال را به سامان كند اما عدم مهيا بودن زير ساخت ها و ساز وكارهاي ريشه اي، باعث عدم توفيق دولت در اين بحث هم بوده است.

اگرچه مثلث آسيب شناسي عدم موفقيت اشتغال متساوي الاضلاع نيست و سهم هريك از گروههاي جوانان و بازار كار و دولتي ها از يكديگر متفاوت و منفك است،اما موفقيت منتجه از اين آسيب شناسي نيز دور از انتظار و بعيد نيست.
بازار كار نتيجه فرايند عرضه و تقاضاست و در صورتي كه عوامل موثر بر رونق بازار كنترل و هدايت شوند و دولت بعنوان متولي تنظيم و نظارت و كنترل بخش خصوصي و نه شريك وار گود اقتصاد شود، مشوق هاي مالياتي و بيمه اي وضع شود و تعديل و تسهيل قوانين و مقررات صادراتي اعمال نمايد، دلارهاي خام فروشي نفت و گاز در زير ساخت و صنعت و كشاورزي و خدمات هزينه گردد،به پتانسيل هاي گردشگري و توريسم پذيري، بهاء داده شود و كارآفرينان و سرمايه گزاران ارج و منزلت يابند.
وضعيت عرضه و تقاضا نيروي كار خود بخود به گونه اي متحول خواهد شد كه جوانان بجاي آنكه بهترين سالهاي عمرشان در راهروها و كلاسهاي دانشگاهي بصورت بي هدف و سرگردان با توهم فراگيري دانش كاذب و روياي كار واقعي سپري كنند،به سمت مهارت پذيري و تخصص گرايي مبتني بر عمل و حرفه آموزي مورد نياز بازار كار سوق پيدا خواهند كرد.

ماردین سید احمدی

انتهای پیام/ ی



گفتگو