چهارشنبه ۴ مرداد ۱۳۹۶
www.mokrian.ir

  • تاریخ: یکشنبه, ۱۱ تیر ۱۳۹۶ / ساعت ۰۸:۳۴:۲۳
  • شناسه خبر: 697

نگاهي حاشيه اي به مسكن مهر مهاباد

مُکریان؛ حاشيه نشيني يك پديده جديد نيست، در ايران حداقل منشاء تاريخ حاشيه نشيني به انقلاب سفيد شاه و مردم باز مي گردد زماني كه روستائيان و عشايري كه از خوان تقسيم اراضي سهمي نصيبشان نشده بود، به ناچار روستاهايشان را بايد ترك مي كردند و مهاجر ناخواسته ضيافت ناهمگون شهر مي شدند را ميتوان […]

مُکریان؛ حاشيه نشيني يك پديده جديد نيست، در ايران حداقل منشاء تاريخ حاشيه نشيني به انقلاب سفيد شاه و مردم باز مي گردد زماني كه روستائيان و عشايري كه از خوان تقسيم اراضي سهمي نصيبشان نشده بود، به ناچار روستاهايشان را بايد ترك مي كردند و مهاجر ناخواسته ضيافت ناهمگون شهر مي شدند را ميتوان افق سرآغاز رسمي اين پديده غيررسمي قلمداد كرد.

حاشيه نشيني در يك تعريف ساده يك زيستگاه انساني كه در آن مسكن استاندارد نبوده و محلات آلوده و كثيف هستند،تعريف مي شود،اينها حداقل عواملي هستند كه حاشيه نشيني و به تعريف جديد دولتي ها “سكونت گاههاي غير رسمي” را مي سازند.

به اين موارد عدم دسترسي مناسب به امكانات بهداشتي و درماني ،فضاهاي آموزشي،پارك ها و كتابخانه ها و سرويس هاي حمل و نقل عمومي و مراكز خريد و فقدان عاملهاي ديگر رفاه شهري را بيافزاييد تا اين پديده ذهني عينيت شفاف تري بيابد،مفهوم ذهني از آنجا گفته شد كه مصاديق حاشيه نشيني از يك شهر به شهر ديگر و از كشوري به كشوري ديگر متفاوت است.

*چه كساني در سكونت گاههاي غير رسمي زندگي مي كنند؟

اگر چه طيف اصلي ساكنين حاشيه نشيني را مهاجرين روستايي و عشاير تشكيل داده اند اما به اين مجموعه بايد قشرهاي آسيب پذير شهري مانند اقشار كم درآمد و فقير و خانواده هاي بي سرپرست،معتادين و بزه كاران و مترودشدگان اجتماعي را اضافه كرد،وجه مشترك اين بافت ها علاوه بر اشتراك مدل و جنس جمعيتي ،استقرار اين افراد با اقدام به ساخت و ساز غير مجاز،در خارج از محدوده شهري يعني طرح تفضيل جامع شهري مي باشد.

حاشيه نشينان اكثراً فاقد سند مالكيت هستند و به دليل بافت خاص خارج از طرح تفضيلي از خدمات رفاهي و فرهنگي و حتي زيرساخت هاي شهري بي بهره و يا در بهترين حالت كم بهره هستند،آنها در محدوده و مجاورت اقتصاد و جامعه شهري هستند، اما از هر دو جنبه اقتصادي و اجتماعي جذب نظام شهري نشده اند و بايد گفت:

در يك نگاه به عنوان يك شهروند قانوني در جامعه اصيل شهري پذيرفته نشده اند، اغلب اين افراد مهارت هاي لازم براي زندگي شهري را ندارند و به دليل محدويت هاي خاص محل زندگي مجبور به حاشيه نشيني شده اند و اين وجه اصلي تمايز اين افراد با افراد مهاجري است كه به دليل جذبه شهر و شهر نشيني و يا تغيير الگوي زندگي به منظور تحول در كسب و كار وارد جامعه شهري مي شوند.

با اين پيشگفتار بايد پذيرفت كه حاشيه نشيني يك معضل اجتماعي است، كه در يك بستر غير رسمي حاشيه شهري با فرهنگ غير رسمي و مشاغل غير رسمي شكل مي گيرد و حتي داراي قوانين و شرط و شروط هاي غير رسمي مي باشد.

*حاشيه نشيني در مهاباد

شهر مهاباد در حصار متعدد تپه هاي ماهوري و دره هاي ممتد ميان تپه اي،فضاي مستعد و مناسب براي شكل گيري سگونت گاههاي غير رسمي را دارد.

فضاي محدود توسعه شهري در اين حصار مشخص،از يك طرف و فرصت هاي مناسب و ارزان قيمت ساخت و سازهاي غير مجاز در اين بسترهاي مستعد، از طرف ديگر،باعث بروز و گسترش پديده رشد كمي و نامتوازن شهر در اين ارتفاعات و شيب هاي غير استاندارد و در ادامه زمين هاي خارج از محدوده با كاربري كشاورزي شده است.

مناطق. پشت تپ،زمين هاي شهرداري،كاني صوفي طه،كاني صوفي رشيد و كوي هژار،كاني مام قنبران و چندين و چند منطقه در ارتفاعات و شيب هاي تند موئيد اين گفتار است.

در يك بررسي با عنوان “طرح بهسازي و توانمندسازي سگونت گاههاي نابسامان شهر مهاباد” توسط شركت بوم نگار پارس(مهندسان معماري و شهرسازي ) بر مبناي سرشماري عمومي سال ١٣٨٥ در حوزه حاشيه نشيني انجام شد ،١١ منطقه اطراف شهر مهاباد با جمعيتي بالغ بر ٢٨٦٠٦ نفر (٢١/٠٧درصد) بصورت جامع و كامل در محدوده تعريف ها و شاخص هاي معين سگونت گاههاي غير رسمي قرار گرفت،با اضافه كردن مناطق كمتر برخوردار و در همان مقياس با تعداد كمتري از شاخص هاي حاشيه نشيني اين جمعيت به ٥٣٥٠٩ نفر افزايش پيدا مي كند كه حاكي از وضعيت نامناسب شهر در حوزه سكونت گاههاي غير رسمي و حاشيه نشيني دارد.

*حاشيه نشيني مدرن

تاريخ حاشيه نشيني مدرن در ايران و به تبع آن در مهاباد به كلنگ زني پروژه هاي مسكن مهر دولت نهم و دهم باز مي گردد كه در دولت هاي يازدهم و دوازدهم هم ادامه پيدا كرد.

مكان يابي مسكن مهر مهاباد در دونقطه (شمال غربي و شرق)، در قسمت شمال غربي ادامه شهر از سمت مكريان به طرف تپه هاي حاشيه اطراف و قسمت عمده ديگر در ضلع شرقي شهر ادامه زمين هاي موسوم به سيدآباد توسط وزارت مسكن و شهر سازي وقت كليد خورد.

پس از اين مكان يابي شركت هاي تعاوني مسكن

يكي پس از ديگري تاسيس و واگذاري زمين هاي طرح مهر به آنها آغاز شد،پديده اي كه كسب و كار و بازار شهر را تكان داد و مقدمه داستاني طولاني و غمناك شد.

واضح است كه هر گونه رشد كمي شهر بدون ايجاد زيرساخت هاي مناسب و در نظر گرفتن اصول شهرسازي و عدم توجه به بوجود آوردن فضاهاي آموزشي ،فرهنگي ،ورزشي،فضاي سبز،مذهبي، به خودي خود زمينه ايجاد نوحي سكونت گاه، با چاشني انواع فقر (اقتصادي،فرهنگي،سياسي،اجتماعي) را مهيا مي كند.

در منطقه اي كه مسكن ارزان قيمت با مصالح نامرغوب و عدم نظارت كافي در ساخت و ساز، بصورت انبوه توليد ميشود و امكانات آب ،فاضلاب، برق ،تلفن و گاز يا موجود نيست و يا به نامناسب ترين شيوه ممكن تامين شده است، فضا و امكانات آموزشي(مدارس ابتدايي،راهنمايي،دبيرستان) پيش بيني نشده و يا كم است و از فضاهاي استاندارد حوزه شهرسازي (فرهنگي، ورزشي ،تفريحي و مذهبي )خبري نيست ،نمي توان انتظار پياده كردن فرهنگ شهر نشيني را داشت.

اينجاست كه حاشيه نشيني مدرن ظهور مي كند، حاشيه نشيني كه زمينه ساز رشد و گسترش انواع ناهنجاري هاي اجتماعي و بزه و جرم در يك قالب و چهارچوب مدرن و رنگ و لعاب زده است.

در هر دو محدوده زمين هاي مكان يابي شده پتانسيل تبديل ظهور سكونت گاه هاي غير رسمي وجود داشت،كما اينكه در آخرين انبوه سازي قبل از مسكن مهر در محله فجر مهاباد(مجاورت سيدآباد) اين معضل به صورت آشكارا در انبوه سازي هاي صورت گرفته، بدون رعايت جوانب امر ديده مي شد، دعوا و ناسازگاري همسايه اي،سرقت،گرايش به فساد اخلاقي،سوء مصرف مواد مخدرد،گرايش به سمت مشاغل غير قانوني مانند قاچاق و حضور پليس در ساعت هاي مختلف شبانه روز از مشخصه هاي بارز اين مساكن بود كه بشدت باعث افت قيمت واحدهاي آپارتماني در زمان خود گرديد.

صرفنظر از بازخواني كلي پرونده هاي مسكن مهر و رد و يا قبول نحوه پيدايش و ظهور اين پروژه ها و بدون واكاوي شائبه سياسي بودن پرونده اين شهرك ها، نحوه اجرايي غلط و كاملا در تضاد با الفباي شهرسازي و تاكيد صرف به تسريع در افتتاح به دليل جنبه تبليغاتي آن معجوني درست كرد، كه از يك سمت بصورت گسترده اراضي ملي حاشيه شهر ها را به ورطه نابود كشانيد و از طرف ديگري زخمي ماندگار بر پيكر صاحبان بدهكار آنها گذاشت و از زاويه اي ديگر روند توسعه شهري را با از بين بردن فضاهاي مناسب در قالب واگذاري فله اي اراضي ملي با تهديد مواجه كرد.

در اين شيوه انبوه سازي غير اصولي و بي برنامه، تاكيد صرف بر جنبه هاي فيزيكي مسكن ،نظير پي و فونداسيون و سفت كاري ،باعث غفلت از اصول معماري و در ادامه ناديده گرفتن قواعد شهرسازي استاندارد شده است،

در يك كلام تاكيد بر بخش عمران و ديوار چيني و آهن و سيمان ،زيبا سازي و فن و فنون معماري را بلعيد و صد البته به اين مقدار هم بسنده نكرد و كاري كرد كه در اين ساخت و سازها فضاهاي ضروري گم شوند ،حمل و نقل سريع ، مطمئن و ايمن مغفول گردد،ارتباط بين عناصر شهري دقيق و مناسب نباشد،محوطه سازي بشدت مورد بي مهري واقع گردد.

پر واضح است كه به عنوان زيست گاه جمعيتي و بخشي از بدنه شهر آنچه اين سكونت گاهها نياز دارند در حوزه هاي زير تعريف و گنجانيده مي شوند،

محيط زيست سالم، آب و فاضلاب بهداشتي و هواي پاك،ايجاد فضاهاي گردشگري، ورزشي، مذهبي و بلاخص درماني بايد براي آنها تدارك ديده شود كه البته به جرات بايد گفت اين فاكتورها چيزي بيشتر از حقوق اوليه شهروندي محسوب نمي گردند،كه در قريب به اتفاق اين شهرك ها تامين نشده اند.

آنچه پس از حدود بيش از يك ده از كلنگ زني اين طرح ها بايد اذعان كرد اين است اين طرح ها در مقياس بسيار محدود موفق بوده است و بخش عظيم آن گرفتار مشكلات عديده اي است،وجود معارض زمين هاي سيد آباد،عدم همكاري دستگاههاي خدمات رسان مانند اداره برق و گاز و آب و فاضلاب ،عدم همكاري بانك ها در پرداخت تسهيلات ،مشكلات داخلي و مالي شركت هاي تعاوني و از همه مهمتر پايان دولت مهرورزي و افتادن سكان زمامداري به رقيب آنها و صدها مشكل ريز و درشت ديگر بعدها گريبانگير بسياري از اين مهرسازان شد.

با اين همه معضل بايد پذيرفت كه چارهِ و گره گشايي از مشكلات زيربنايي مسكن مهر، برخورد منفعل و سياسي دولت جديد با اين موضوع نيست،تدبير حكم مي كند كه بجاي فرافكني و باز كردن زخم هاي كهنه از جنس مناقشات جناحي، به درمان و مرهم ريشه اي اين زخم دولتي كه اكنون مردمي شده است پرداخت.

اگرچه يكي از مشكلات ريشه اي و غير قابل ترميم اين دست مساكن مكان يابي نامناسب آنها مي باشد اما ورود نهادهاي تصميم ساز و سازمان هاي خدمات رسان دولتي به بخش ترميم و بازسازي زيرساخت هاي آب و فاضلاب ،بيمارستان،مدرسه ،فضاي سبز و حتي باز مهندسي ضعف فني و اجرايي در عملكرد پيمانكاران و مجريان طرح مسكن مهر و كيفيت پايين ساخت و سازها ،عدم نصب انشعاب و خريد امتيازات آب و فاضلاب ،برق ،تلفن ،گاز و نيز عدم جمعيت پذيري با توجه به ظرفيت موجود شهري و ايرادهاي ديگر اساسي اين پروژه ها مي تواند درمان و مرهم مناسب و جايگزين براي آنها تلقي شود.

از مشكلات ديگر و طولاني مدت و تاكنون لاينحل اين پروژه ها، طولاني شدن فرايند ساخت و ساز و عدم تحويل به موقع به مردم است،اگرچه مقرر شده بود در اين پروژه ملي ،دو ميليون واحد مسكوني در بازه زماني ١٢ الي ١٨ ماهه به صاحبانشان تحويل داده شوند،اما عدم برنامه ريزي صحيح مجريان و كوتاهي نظارت و كنترل بخش دولتي در مرحله آغاز كار ،مشكلات تعاوني ها،عدم تزريق تسهيلات بانكي به ميزان كافي و در موعد مناسب،عدم استقبال متقاضيان واقعي گروه هدف از آن و از همه مهمتر سهم آورده ناكافي مردم باعث تشديد در تاخير و تعويق واگذاري اين واحدهاي مسكوني به صاحبان آنها شد،به اين موارد حيف و ميل گروهي از مديران و پيمانكاران دست اندر كار را نيز اضافه كنيد.

به لحاظ آسيب شناسي شهري ،برخلاف اهداف اوليه طرح مسكن مهر ،اگر عامل هاي سگونت گاههاي غير رسمي را كه در مقدمه ذكر گرديد مد نظر قرار دهيم بايد اقرار كرد كه اين پروژه عظيم در اكثر شهرهاي كشور تبديل به يك نوع حاشيه نشيني شده است.

حاشيه نشيني كه اگر چه در ظاهر از خانه هاي بدون اسناد مالكيت و كوچه هاي پيچ در پيچ و شيب دار با خانه هاي زهوار در رفته خبري نيست و حتي بلند مرتبه سازي هاي موجود و نماهاي رنگارنگ اين شهرك ها خبر از تظاهر به تمدن مي دهد، اما ماهيت جامعه آماري آن موئيد تمام عامل هاي نهفته فرهنگي و اجتماعي حاشيه نشيني است،موضوعي كه اگرچه بصورت شكلي در قالب سكونت گاههاي غير رسمي نمي گنجد،بصورت ماهيتي مصداق بي كم و كاست حاشيه نشيني است اما در شمايلي مدرن و جديد.

نقش دولت بعنوان كارفرما و ناظر از ابتداي طرح مسكن مهر بصورت كاملاً آگاه در هدايت نيروهاي تحت امر براي ايجاد مناطق فقير نشين با مكان يابي حاشيه شهري و در فقدان امكانات مناسب و اوليه شهرسازي اگرچه با نيت تامين مسكن اقشار كم برخوردار كليد خورده است اما در ادامه كار و با برنامه ريزي غلط خصوصاً در حوزه جامعه شناسي، باني تجميع تمامي عوامل حاشيه نشين ساز در راستايي تامين مسكن صرف و مطالعه نشده ، شده است، عواملي كه بجاي ايجاد مجموعه اي سالم و پويا كه تعريف ساده اي از شهر سازي است،مسبب بروز ساختمان سازي بي روح و مرده است و به تبع اين ديوار كشي و انبوه سازي نيز آسيب هاي خاص جمعيت پذيري اقشار آسيب پذير ، دقيقاً از نوع آسيب هاي مناطق حاشيه اي بروز كرده است.آنجا كه مردم به نام “مهر” مورد “بي مهري” قرار مي گيرند.

ماردین سید احمدی

انتهای پیام/ ی



دیدگـاه ها

  1. لطفاً در تلگرام پیام بدید» ۰۹۳۹۸۴۳۲۲۳۳

    رکنا نیوز RoknaNews.ir

گفتگو