چهارشنبه ۴ مرداد ۱۳۹۶
www.mokrian.ir

  • تاریخ: یکشنبه, ۱۸ تیر ۱۳۹۶ / ساعت ۱۴:۳۵:۰۷
  • شناسه خبر: 716

کشت و صنعت مهاباد و شکوهی که دیگر نیست

مُکریان؛ براي مسافراني كه از ضلع شمالي مهاباد از سمت جاده اروميه وارد شهر مي شوند،از اولين چشم اندازهايي كه جلب توجه مي كند مجموعه ساختمان ها و سوله هاي كشت و صنعت مهاباد هستند،هرچند مجموعه كشت و صنعت هيچوقت به جايگاه واقعي خود در اقتصاد منطقه نرسيد، تكه تكه شد و جفا ديد و […]

مُکریان؛ براي مسافراني كه از ضلع شمالي مهاباد از سمت جاده اروميه وارد شهر مي شوند،از اولين چشم اندازهايي كه جلب توجه مي كند مجموعه ساختمان ها و سوله هاي كشت و صنعت مهاباد هستند،هرچند مجموعه كشت و صنعت هيچوقت به جايگاه واقعي خود در اقتصاد منطقه نرسيد، تكه تكه شد و جفا ديد و رو براه نشد ، اما هنوز هم مردم مهاباد و خصوصا متولدين دهه هاي ٤٠ تا ٦٠ با خاطره هاي فراوان، اين مجموعه بزرگ قلع و قمع شدهء و كلنگ زني شده در پیش از انقلاب را به كليت همين نام مي شناسند.

كشت و صنعت مهاباد مجموعه ايست متشكل از چهار شركت “مجتمع كشت و صنعت مهاباد”، “مجتمع دامداري و صنعتي مهاباد”، “مجتمع هما مرغ مهاباد” و “مجتمع سردخانه زمزم مهاباد” اين پروژه در فرايند زيرساخت سازي اقتصادي غرب كشور كه در دهه ٤٠ شمسي فرايند آن بيشتر از پانزده سال بطول انجاميد،بصورت ناتمام ساخته شد كه وظيفه تامين محصولات فراوري شده كشاورزي و دامداري منطقه غرب كشور را برعهده داشت و حتي صادرات به كشورهاي هم جوار نيز در ادامه توسعه فعاليت آن پيش بيني شده بود.

سال ٧٢ و پس از فراغت از خدمت براي كار به مجموعه كشت و صنعت مهاباد مراجعه كردم، پس از چند رفت و آمد و پرسش و پاسخ هاي معمول،حكم اشتغال در يكي از واحدها به من ابلاغ و به اولين محل كار رسمي زندگي ام قدم نهادم.
آن دوران كشت و صنعت مجموعه اي پر جنب و جوش و فعال بود،گرگ و ميش صبح سرويسهاي نقليه يكي پس از ديگري پر مي آمدند و خالي باز مي گشتند، تيم پيمانكاران و تيم كارفرما در كنار هم و منسجم در راستاي توليد و رونق اقتصادي، همگام و همصدا قدم بر مي داشتند، هر روز واحدهاي مختلف ارائه گزارش و عملكرد و تعويض نوبت مي كردند.
هما مرغ در چند شيفت كار مي كرد و مجتمع دامداري و صنعتي با مديريت “مهندس سپهرالدين” ولوله اي در شهر و منطقه راه انداخته بود.
زندگي در خانه هاي سازماني كه بر روي تپه ماهوري مشرف به دشت شهرويران بنا شده بودند با شور و حرارتي خاص جريان داشت.
سالن واحدهاي جوجه كشي از جنب و جوش لبريز بود، روزانه محموله هاي مرغ و گاو و گوسفند از اقصي نقاط ايران به مهاباد مي رسيدند بر روي باسكول ٥٠ تني شبانه روزي اش مي خزيدند و يكي پس از ديگري تخليه مي شدند، آن زمان بوي خاص كشت و صنعت مانند برندي تا ده ها كيلومتر آنطرف تر علامت پويايي اين مجتمع توليدي بزرگ بود.
اگرچه وضعيت فعال و پر تحرك آن زمان كشت و صنعت مهاباد را بايد مرهون زحمات مديران بومي و ماهيت دولتي-خصوصي آن قلمداد كرد،و هرچند نه تنها كشت و صنعت مهاباد به دلايل زياد و بلاخص بي مهري مسئولين هرگز به چشم اندازهاي تعيين شده خود نرسيد، بلكه حتي نزديك هم نشد،با اين اوصاف هم توانست در وضعيت بحران بي كاري منطقه و با استفاده از ظرفيت ماهيت كشاورزي و دامپروري استان نقشي مثبت ايفا نمايد،بايد گفت: اگر امروزه مجتمع هاي كشت و صنعت ويرانه ايست متروكه ،روزگاري كانون جنب و جوش و نماد اشتغال و توليد در شهرستان محسوب مي شد.هرچند همانطور كه گفته شد افق برنامه هاي جامع و كامل اين مجموعه عظيم توليدي كه مقرر بود ده ها هزار نفر را شاغل كند با فسخ قرارداد پيمانكار بعلت پيروزي انقلاب ناكام ماند اما اين پتانسيل توانا اما مغفول مانده بعد از دهه شصت توانست نقش چشمگيري در اقتصاد و اشتغال مهاباد ايفا نمايد،بطوريكه زماني به قطب شاخص اشتغال زايي شهرستان تبديل شده بود، افراد بسياري بصورت روزمزد شركتي و پيماني و قراردادي و رسمي در آن به فعاليت مشغول بودند،ماهيت توليدي و همخواني آن با ظرفيت جنوب استان سيكل كاري و منظمي را بوجود آورده بود كه باعث دلگرمي جوانان جوياي كار مي شد،در مرحله اول بسياري از فارغ التحصيلان كشاورزي دانشگاهي، زماني كه هنوز دانشگاهها توليد انبوه و بي كيفيت دانشجو را سرلوحه كار خود قرار نداده بودند ،جذب كار شدند و دريك كلام كشت و صنعت اين سرمايه ملي زنده بود.

امروزه در حاليكه انتظار رشد و توسعه اين ظرفيت مهم شهرستان متصور بود،درعمل چيز ديگري اتفاق افتاده است،اكنون سالهاست كه كشت و صنعت با بحران هاي مختلف دست و پنجه نرم كرده است،بحران بدهي هاي كلان بانكي،بحران حق و حقوق پرداخت نشده پرسنل،بحران بدهكاري به مرغداران و طلبكاران حقيقي،بحران بيمه و تامين اجتماعي،بحران بدهي هايي دولتي ،بحران فروش و قطعه قطعه كردن آن ،بحران متعارضين ،بحران پرونده سازي،بحران سياسي كردن مطالبات كارگري،بحران چادر نشيني طولاني طلبكاران و بحران فسادهاي داخلي. كارشناسان معتقد هستند كه رسوخ سوء مديريت در رده هاي مختلف ،از مديران ارشد تا پايه در اين سرمايه ملي باعث افت و زيان دهي و نهايتاً اضمحلال آن بوده است،البته اگرچه نمي توان ضعف مديريت را در اين بحران و خسران انكار كرد، اما فراتر از آن،سياست هاي غلط دولت در اجراي اصل ٤٤ قانون اساسي، به بهانه خصوصي سازي و واگذاري اين مجموعه عظيم به ثمن بخس به مديران منتصب به يقه سفيدهاست ،اين افرداد غير حرفه اي در كار و با ماهيت دلالي مآب را مي توان بعنوان ريشه اي ترين دليل اين بحران قلمداد كرد.
هنگامي كه وام هاي كلان ميلياردي توسط مديران اين مجموعه به بهانه بازسازي و تجديد فعاليت از سيستم بانكي دولتي بدون كمترين هزينه و تشريفات جذب و دريافت مي شود و بر خلاف مصوبه بحران زدايي از كشت و صنعت در بخش مسكن و انبوه سازي در شمال كشور هزينه مي شود،و هنگامي كه اين وام هاي كلان كه پشتوانه اشان اسناد اين مجموعه مردمي و متعلق به مهاباد است،باز پرداخت نمي شوند،هنگامي كه هرگونه اراده در برخورد با مديران اين مجموعه با حمايت سايه نشين ها به شكست منجر مي شود،آيا نمي توان اقرار كرد كه در پشت پرده غارت كشت و صنعت به غير از فاكتور سوء مديريت كاذب،دستهايي پنهان وجود دارد؟پاسخ اين پرسش و قضاوت نهايي را به مردم واگذار مي كنيم.

ماردین سید احمدی

انتهای پیام/ ی



گفتگو