جمعه ۳ آذر ۱۳۹۶
www.mokrian.ir

  • تاریخ: یکشنبه, ۲۵ تیر ۱۳۹۶ / ساعت ۱۸:۵۵:۴۷
  • شناسه خبر: 733

خودفرهنگ گریزیِ نسل جدید

مکریان؛ اگر تعریف فرهنگ را به معنای کلی «دستاوردهای مادی و معنوی بشر و میراث زیستی وی» پذیرا باشیم، می توان گفت که تمام اجزاء و عناصر زندگی انسان، متشکل از ریزواحدهای فرهنگی در قالب اسامی، ادبیات، فلسفه، پوشش، آداب ورسوم، زبان، دین و… است. اکنون اگر بخشی از این فرهنگ از نسل قبل به نسل […]

مکریان؛ اگر تعریف فرهنگ را به معنای کلی «دستاوردهای مادی و معنوی بشر و میراث زیستی وی» پذیرا باشیم، می توان گفت که تمام اجزاء و عناصر زندگی انسان، متشکل از ریزواحدهای فرهنگی در قالب اسامی، ادبیات، فلسفه، پوشش، آداب ورسوم، زبان، دین و… است. اکنون اگر بخشی از این فرهنگ از نسل قبل به نسل بعد به صورت نسبتاً کامل منتقل شود، فرایند جامعه پذیری شکل گرفته است؛ اما اگر بخشی از آن فرهنگ منتقل و بخش دیگر ناقص باشد و در کل تشتت و ناموزونی روی دهد، فرایند شکاف شکل گرفته است که از ساده ترین و ابتدایی ترین مرحله تردید و شکاکیت آغاز می شود و تا خودانکاری وازخودبیگانگی پیش می رود. امروزه مشاهده می شود که نسل جدید حداقل از سه بخش از فرهنگ اصیل ایرانی- اسلامی خود عالماً یا عامداً گریزان اند:

۱- زبان گفتاری و نوشتاری:

بسیاری از نسل جدید به ویژه در بین غیرفارس زبان ها، تکلم و صحبت کردن محاوره ای به زبان مادری و اصیل خود را نوعی بی کلاسی و سنت گرایی و تحجر می پندارند و به تقلید از زبان فارسی و بعضاً اصطلاحات و مفاهیم دست و پاشکسته انگلیسی استفاده می کنند. این در حالی است که غالباً در خواندن و نوشتن به زبان مادری هم مشکل جدی دارند. زبان که بخش مهمی از فرهنگ جامعه است، با خود بسیاری از مفاهیم وارزش ها را منتقل می کند که با گریز از آن، خلاء واژگانی و تکیه گاه ذهنی بر زبانی دیگر، ایجاد می شود و  به لحاظ روانی سبب کاهش اعتماد به نفس فردی و عزت نفس جمعی می گردد. لذا لازم است تا نسل جدید، زبان گفتاری و نوشتاری خود را پاس داشته و سعی در به کارگیری متداول و رایج آن در زندگی روزمره داشته باشند و هر روز بر دایره واژگان و مفاهیم اصیل و مهارت نوشتاری خود بیفزایند.

بسیاری از کشورهای اروپایی (مانند فرانسه، آلمان و…) بر تک تک کلماتی که در رادیوها و رسانه ها و کتب چاپی و… از زبان گفتاری و نوشتاری آنها استفاده می شود، حساسیت و دقت خاصی نشان می دهند تا با کمترین انحراف و آسیب، در درازای  تاریخ، به حیات پویای خود ادامه دهند و طبعاً پویایی و زنده بودن زبان گفتاری و نوشتاری یک کشور، ملت یا قوم بیانگر حیات و پویایی آنهاست.

۲-  نامگذاری ها و اسامی:

اغلب دیده شده که والدین پیش از تولد فرزند، به دنبال اسم هستند. این امر به خودی خود مشکلی نیست، اما وقتی اصرار بر انتخاب اسامی غیرایرانی وغیراسلامی دارند، این سؤال پیش می آید که چرا؟ اغلب دیده شده که کارآفرین یا کسبه و مغازه دار، برای مغازه وکارخانه و… خود نامگذاری خارجی را بر انتخاب اسامی خاص اصیل اسلامی- ایرانی ترجیح می دهد. این بدان معناست که والدین یا مغازه دار از سنت و فرهنگ خود به نفع فرهنگ غالب فاصله می گیرند؛ چنانکه در دوره ابن سینا و رازی، دانشمندان غربی اسم عربی برای خود انتخاب می کردند تا بر وجهه علمی و اعتبار و احترامشان افزوده شود. طی سال های متمادی و نسل های متوالی، بخش عظیمی از فرهنگ اسامی و نام ها، به فراموشی سپرده می شود و با اسامی و نام های غیره، جایگزین و تعویض می شود. این فرایند تنها به این مرحله اکتفا نمی کند و در تمام جزئیات زندگی رسوخ می یابد به گونه اي که نام عروسکِ بازی بچه، نام حیوان خانگی و حتی برخی وسایل منزل و شخصیت های سینمایی، از میان دایره اسامی غیرایرانی- اسلامی انتخاب می شوند.

۳- پوشش و البسه:

پوشش یک فرد، جامعه یا کشور بیانگر ویژگی های ملی- قومی و شرایط جغرافیایی و دینی آنهاست که از یک منطقه و قوم و مذهب تا منطقه ای دیگر ممکن است بسیار متفاوت، متمایز و حتی متضاد باشد. به عنوان مثال پوشش زن کردستانی برای زن سواحل بندر مادرید ایتالیا و آنتالیا، غیرقابل تحمل است و برعکس. یکی بر صیانت خود از نامحرم و حفاظت در مقابل سرمای طبیعت کوهستانی تأکید دارد و دیگری بر جلب توجه و دوری از گرمای فصلی. علاوه بر این، پوشش بیانگر فلسفه ای از اعتقادات و باورها و آیین ها و رسومی است که مورد تأکید و توجه و پذیرش آن جامعه است که با حجاب گریزی  و یا عدم رعایت پوشش بومی و اصیل، پشت پایی به تمدن چندهزار ساله آن دیار زده می شود و به مانند زبان مادری و نامگذاری های اصیل، به آرامی و نامحسوس، به فراموشی سپرده می شود و قدرتمداران و دست اندرکاران با ارائه اجناس خود، بازار عظیمی از مصرف و خرید را در اختیار خود می گیرند.

استفاده روزمره یا نمادین از پوشش و البسه بومی و اصیل، موجبات شرمساری و نگرانی و خودکم بینی نیست بلکه با تأکید و استفاده از آنها، این میراث فرهنگی و اجتماعی حفظ و تقویت می شود.

هر سه مورد فوق (زبان، اسامی، پوشش) ارتباط مستقیمی با هویت فردی و جمعی دارند. به این معنا که بدنه فرهنگ یک قوم، ملت یا کشور از طریق به فراموشی سپردن این اجزا و عناصر تبدیل به چوبی از درون پوسیده می شود که با کمترین هزینه مستمر دیگران و به ویژه دشمنان نامحسوس، نابود می گردد و سپس می توانند اعتقادات و فرهنگ و هویت مورد نظر خود را از طریق رسانه ها، ماهواره، اینترنت و سایر فناوری های جدید منتقل سازند.

تاریخ و تحقیقات اجتماعی نشان داده و به اثبات رسانده است که جامعه و کشوری موفق تر است که توانسته باشد بین سنت و مدرن، ترکیبی منطقی و معقول ایجاد کند تا جامعه به صورت متوازن و هماهنگ (نه تلوتلوخوران و نامتوازن) پیشرفت نماید. در چنین جامعه ای نه سنت، کهنه و پوسیده و دورانداختنی است و نه مدرن بدون نقص و تماماً مخرب و متهاجم است.

بنابراین پیشنهاد می گردد که خانواده های محترم و به ویژه آقاپسرها و دختر خانم های سرزمین پهناور ایران اسلامی، نسبت به زبان مادری و اصیل خود، اسامی و نامگذاری ها، پوشش و البسه شان احساس دِین و وظیفه نمایند و حساسیت منطقی و معقول در چارچوب قانون اساسی کشور داشته باشند چراكه این خودفرهنگ گریزی می تواند بخش عظیمی از کلیت فرهنگ جامعه را مخدوش و حتی نابود نماید و در راستای آن به آسانی پذیرای مصرفی فرهنگ اغیار باشد.

اسرین ترابی

انتهای پیام/ ی



گفتگو