شنبه ۱ مهر ۱۳۹۶
www.mokrian.ir

  • تاریخ: دوشنبه, ۱۶ مرداد ۱۳۹۶ / ساعت ۲۰:۲۷:۲۸
  • شناسه خبر: 1105

آموزش فرهنگ عكس سلفي

مکریان؛ آموزش مهم است، چه اگر آموزش هنر عكاسي و لذت بردن ديدگان شمار زيادي انسانها از يك منظره و چشم انداز زيبا باشد و يا آموزش عكس نگرفتن سلفي همين افراد در بحران هايي كه بجاي هنرنمايي با دوربين ،كمك به آدمها بيشتر ضرورت دارد و به چشم مي آيد. حوادثي از قبل حادثه […]

مکریان؛ آموزش مهم است، چه اگر آموزش هنر عكاسي و لذت بردن ديدگان شمار زيادي انسانها از يك منظره و چشم انداز زيبا باشد و يا آموزش عكس نگرفتن سلفي همين افراد در بحران هايي كه بجاي هنرنمايي با دوربين ،كمك به آدمها بيشتر ضرورت دارد و به چشم مي آيد.
حوادثي از قبل حادثه ميدان كاج،آتش سوزي ساختمان پلاسكو،سيل شمال و آتش سوزي در برخورد قطارها و بسياري از حوادث ،تصادفات و نزاع ها و صحنه هاي دلخراش ،متاسفانه با ازدحام انبوه جمعيت كه نه براي كمك و بلكه براي ثبت اين لحظه هاي دردناك از دريچه دوربين و عموماً بصورت عكس هاي سلفي هجوم آورده اند و غالباً باعث كندي و اختلال در امداد رساني نيز مي شوند از اين دست حوادث تاسف بار شناخته مي شوند.
در مواجه با اين پديده ضد اخلاقي سوال اصلي اين است؟
آيا فرهنگ رفتاري مردمان ما در تقابل با پديده ها دچار بحران شده است؟
با پاسخ يكي از نمايندگان كميسون اجتماعي مجلس به استقبال اين پرسش عمومي مي رويم كه اتفاقاً اين روزها ذهن و فكر نه تنها فعالان مدني و حتي عموم مردم كوچه و بازار را به خود مشغول كرده است.
در فروردين ماه سال جاري روزنامه ها به نقل از خانه ملت، نوشتند:
روح الله بابایی صالح نماينده مجلس و عضوء هيئت رئيسه كميسيون اجتماعي درباره سلفی گرفتن در شرایط بحرانی با بیان اینکه سلفی گرفتن در دل بحران نتیجه ضعف عملکرد دستگاه های فرهنگی است، گفت: حقیقت آن است که سلفی گرفتن در شرایط بحرانی باید پس از حادثه پلاسکو درست عبرتی برای افراد و جامعه می شد.
پاسخ روشن اين نماينده متولي و عضوء كميسيون مرتبط با موضوع به روشني از وجود بحران در اين شرايط و عملكرد ضعيف دستگاههاي متولي در فرهنگ برخورد با بحران است.
روحيه عدم همكاري در شرايط حادثه و صرفاً اقدام به فيلمبرداري و عكس سلفي نتيجه كم كاري كدام نهاد متولي در نزديك به چهار دهه كار فرهنگي است؟ پر واضح است كه اگر روزانه نگاهي اجمالي به رسانه هاي نوشتاري و ديداري بيندازيم ،گسترش خشونت رفتاري را در حوادث روزانه اطلاع رساني شده مي توان ديد و شنيد و تاسف خورد.
ريشه اين خشونت ها كه متاسفانه از تجاوز و قتل دخترك هفت ساله تا نزاع هاي دسته جمعي با بيل و كلنگ و اسلحه گرم و به رگبار بستن همرزمان يك سرباز در پادگان را رقم مي زند،در عدم توجه به فرهنگ اصيل ايراني و پرورش يك فرهنگ شترمرغي در كشور است.
فرهنگ شترمرغي كه مابين مدرنيته و سنت گير كرده است، در ظاهر از معنويات و حسنات مي گويد و در باطن كيسه براي بيت المال دوخته است، هر روز ابعاد تازه اي از اختلاس و سوء استفاده از منابع ملي و عمومي آن فاش مي شود و تذوير و ريا و اشك تمساح در آن بيداد مي كند، فرهنگي كه تصوير آن در بيرون و اندرون خانه نه تنها متفاوت بلكه متضاد است.
پرداختن به ابعاد تاريك و روشن و پنهان و كور اين پديده شوم از الگوي دريچه رفتارشناسي [جو- هري] ضرورتي است كه بايد روانشناسان به آن بپردازند و راه حل مناسب برخورد و مقابله و تعديل اين رفتارها را با آن شبيه سازي و پياده كنند.
در فرهنگي كه بر مبناي تعالي انسان اجتماعي شكل گرفته است و “بني آدم اعضاي يكديگرند”،شعار اساسي آن است،چگونه است كه شرايطي پيش مي آيد كه هر عضوء پس از سالها تاكيد بر اتحاد، ساز خود را مي زند؟
وجود بحران رفتاري در حوزه فرهنگ يك واقعيت انكارناپذير و بسيار جدي است كه از لايه هاي پايين اجتماع به لايه هاي بالا و فرهيخته آن خزيده است بطوريكه در رفتار اخير تعدادي از نمايندگان مجلس شوراي اسلامي كه عصاره فضيلت مردم شناخته مي شوند،در قالب سر و دست شكستن و ذوق زدگي براي گرفتن يك عكس سلفي با خانم فدريكا موگريني مسئول سياست خارجي اروپا نمود پيدا كرده است ،عكسي كه از آن در رسانه هاي داخلي با عنوان “سلفي حقارت” ياد شده است.
گريزي دوباره به سخنان فروردين ماه همين نماينده مجلس مي زنيم كه اين عضو هیات رئیسه کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی ، با بیان اینکه برخی فرهنگ استفاده درست از موبایل و تکنولوژی را ندارند،تاكيد كرد: نهادینه شدن استفاده درست از فناوری و تکنولوژی مستلزم فرهنگ سازی از سوی دستگاه های فرهنگی است.
و متاسفانه تنها بايد گفت: واي به روزي كه بگندد نمك….

ماردین سید احمدی

انتهای پیام/



گفتگو