جمعه ۳ آذر ۱۳۹۶
www.mokrian.ir

  • تاریخ: سه شنبه, ۳۱ مرداد ۱۳۹۶ / ساعت ۰۰:۱۷:۰۶
  • شناسه خبر: 1206

روابط انساني در تكنولوژي اسمارت فون ها

قبله كدام سمت است ؟ يا رمز “واي- فاي” تان چيست؟ هرچند اين جمله ها اكنون در قالب طنز بيشتر مطرح مي شوند و اشاره به ميزان تاثير نفوذ تكنولوژي در روابط مهمان امروزي در قياس با مهمانان قديمي دارند، اما بايد اذعان كرد كه واقعيت اولين برخورد با صاحب خانه ،بجاي سوال كردن از […]

قبله كدام سمت است ؟ يا رمز “واي- فاي” تان چيست؟
هرچند اين جمله ها اكنون در قالب طنز بيشتر مطرح مي شوند و اشاره به ميزان تاثير نفوذ تكنولوژي در روابط مهمان امروزي در قياس با مهمانان قديمي دارند، اما بايد اذعان كرد كه واقعيت اولين برخورد با صاحب خانه ،بجاي سوال كردن از جهت صحيح قبله به منظور اداي فريضه ديني نماز در بازه زماني نه چندان دور ، پرسش از رمز “واي-فاي” صاحب منزل است.
اما اين پرسش علاوه بر جنبه طنز آن،حامل پيام مهمي نيز مي باشد،در اين طنز تكنولوژيك مطالب بسياري در خصوص تغيير روابط انسان امروزي از حالت حقيقي به مجازي نهفته است ،مطالبي كه جامعه شناسان در خصوص بروز اين رفتارها و عواقب مخرب ناشي از آن به كررات هشدار داده اند.

بسيار اتفاق افتاده است كه ميان جمعي نشسته باشيد و ببينيد كه همه افراد حاضر سرشان با گوشي هاي موبايل و تبلت و اسمارت فون( Smart Phone) ها گرم است.
كسي چيزي نمي گويد،گاهي كمي لبخندي بر لب يكي از افراد جاري مي گردد و بعضاً كسي مطلبي يا لطيفه اي از يك كانال دنياي مجازي مي خواند، ساعت ها همينطور طي مي شود و مهماني در زير سايه سنگين موبايل و در قالب يك فرهنگ پذيرفته شده موبايل در دستي ادامه پيدا مي كند،گاهي اتفاق مي افتد كه چاي مهمانان سرد مي شود و حتي حاضرين رغبتي به ميوه هاي رنگارنگ خوش طعم روي ميز هم نشان نمي دهند!
در دهه اخير چه اتفاق مهمي روي داده است كه فرهنگ نشست هاي مجلسي خانوادگي و مهماني و ديد و بازديد اينگونه تحت الشعاع آن قرار گرفته است؟

در يك كلام تمام اين موارد به پيشرفت تكنولوژي و تجميع آن در يك پكيج جيبي به نام موبايل كه توسط بسته هاي اينترنت Gprs،Wi-Fi،Wi-Max،۳G،۴G ساپورت مي شوند برمي گردد،تكنولوژي از طريق اين پكيج ها كه اكنون علاوه بر اجراي وظيفه اصلي شان در نقش تلفن هاي روميزي قديمي به دوربين عكاسي و فيلمبرداري و دستگاه سنجش فشار خون و انواع بازي هاي رايانه اي،راديو،ساعت ،تقويم ،هشدار دهنده،نقشه جيبي سراسر جهان و دستگاه جهت ياب و موقعيت سنج(GPS)،پيش بيني آب و هوا،ويدئو پلير،ديكشنري و فرهنگ لغات ،داروياب ،ماشين حساب و چراغ قوه و هزاران هزار اپليكيشن مجهز هستند،آنچنان به درون پوست و گوشت و خون مردم خزيده است كه بسياري از مردم موارد مهم و ضروري زندگي را در كنار لذت كاذب داشتن اين مجتمع همه كاره كوچك و موثر فراموش كرده اند.

كمي به عقب برگرديد،به چند دهه قبل،شب نشيني ها و سرگرمي هاي آن دوران را در كنار محدوديت سنتي روابط موجود آن زمان را كه اتفاقاً بسيار شديد هم بود با حال مقايسه كنيد.دور هم نشيني هاي روزانه و شبانه، مهماني هاي ساده در بالاترين سطح خود با كمي چاشني گردو و مويز و بادام و حداكثر تعارف يك قلم ميوه اما سرشار از محتويات فكري ،غنايي ،حماسي ،عرفاني و داستاني.
روابط افقي موجود و احترام سني و نهايناً انتقال مفاهيم اساسي زندگي از طريق بازگو كردن آنها به شيوه سينه به سينه و رو در رو و از طريق گفتار، اين گفتار گاه در يك داستان تجلي پيدا مي كرد و ممكن بود از طريق يك چهارچوب فلكلوري هنري و به شيوه افسانه و ترانه و بيت و حيران و شعر باشد و يا ممكن بود در مباحث چالشي چند نفره چيزي شبيه ميزگردهاي تلويزيوني امروزي نمود پيدا كند.
انتقال مفاهيم از طريق اين روش ها علاوه بر اداي جنبه آموزندگي ،جنبه مهم تفريحي و سرگرمي را نيز بازي مي كرد،بطوريكه مفاهيم و ارزش ها از طريق تبديل شدن به زبان و در اشكال بازي و سرگرمي بصورت ناملموس و نامرئي انتقال مي يافتند.
روابط چهره به چهره در انتقال عواطف نيز مهم و غير قابل انكار بود بطوريكه گاهي نياز به لفظ و سخن نمي شد و وسيله انتقال پيام در نگاه خلاصه مي گرديد، مطلبي كه امروزه در تايپ واژه و ارسال استيكر نمود پيدا كرده است و تاثير جاذبه هاي چهره به چهره را ندارد و به درستي نقش خود را در انتقال احساس ايفا نمي كند.

جذابيت دنياي مجازي براي كاربر امروزي يك جاذبه تك بعدي نيست،اين جذاببت در مرحله اول به گستردگي آن بر مي گردد،دنيايي عظيم از اطلاعات كه در دسترس است، تبديل جهان ناشناخته و بزرگ به يك دهكده كوچك اما لبريز از داده هاي قابل اعتماد و فشرده شده، از طرفي ديگر تنوع مطالب و مفاهيم و ارتباطات كه دسترسي به آنها در دنياي واقعي ممكن نيست وجه ديگر اين مقبوليت است.

ناشناخته بودن هويت و فرار از خود واقعي كه گاه در ظاهر و صورت پديدار مي شود و شخص با زشت و نازيبا پنداري خويشتن جرات ورود به عرصه اجتماعي را به اين دليل كاذب پيدا نمي كند و يا زماني در باطن و معني نمود پيدا مي كند و شخص تهي از درون را به ورطه عرضه معني خويشتن ناشناس مي كشاند و با استفاده از اسامي و آيدي و تصوير و عكس هاي افراد مشهور زيبا و موفق و اسطوره اي از جذابيت اين ناشناخته ماندن ها در قالب يك من غير واقعي مجعول در دنياي مجازي به منصه ظهور مي رسد.
از ديگر جاذبه هاي دنياي مجازي رفع محدوديت ها و شكستن قيد و بندهاست،جامعه بسته ما با محدوديت هاي فرواني كه به اسامي هاي مختلف مانند دين و فرهنگ و اخلاق و ارزشها به قشرهاي مختلف اجتماعي تحميل مي كند بايد انتظار انفجار عقده هاي سركوب شده ناشي از اين محدوديت ها را در يك فضاي ديگر داشته باشد و چه فضايي مناسب تر از دنيايي لايتنهاهي مجازي.

محدود كردن روابط افراد و تفكيك آنها بر اساس جنسيت از ابتداي الف زندگي ،دنياي ناشناخته ذهني اين جنسيت ها را در اذهان طرفين به وجود مي آورد،دنيايي كه بيشتر از جذابيت آن،جنبه عقده پيدا مي كند و در فضاي آزاد مجازي قيد و بندي براي اين عقده گشايان نمي توان متصور بود.
در اين فضا كه توسط اسمارت فون ها به بهترين شيوه فراهم شده است، من حقيقي افراد در پوششي تكنولوژيك بزك دوزك مي شود و با بهترين نام ها و زيباترين تصوير ها بر پروفايل هاي جعلي حكاكي و در زيباترين رنگ ها و لعاب ها عرضه مي شود، دنيايي رويايي و زيبا براي كاربر بوجود مي آورد كه حتي تصور جدايي از آن برايش دردناك است دقيقا به مثابه معتادي كه با پناه بردن به مواد از حقيقت خود و دنياي واقعي اش فرار مي كند.
در آنطرف كاربر مخاطبين وجود دارند،مخاطبيني كه دقيقا به مثابه كاربر در آرايشي كاذب خود را عرضه كرده اند و هويت واقعي خود را پشت آيدي و استيكر و پروفايل نشان نمي دهند، كساني كه بر خلاف آنچه هستند براي كاربر حكم شاهزاده سوار بر اسب سفيد روياها را بازي مي كنند.

فراموش كردن گذر زمان در قالب بازي هاي جذاب و گرافيكي مانند مخدري براي افرادي كه منتظر گذر زمان و رسيدن به مرحله پايان زندگي هستند نيز يكي از جذابيت هاي بي بروبرگرد اسمارت فون ها محسوب مي گردد،تا جاي كه به همين منظور در صفحه نمايشي آن غرق مي شوند و نحوه تعامل با دنياي اطراف و شيوه رفتار صحيح با آن را فراموش مي كنند،روابط انساني اشان دچار افت مي شود و احساسات پاك فطري اشان در مواجه با بازي هاي خشن و خالي از احساس و انسانيت متزلزل مي شود تا جاي كه بر سر يك تصادف در رانندگي و يا شنيدن يك بوق اضافي يا مواجه با پارك نامناسب با قفل فرمان و قمه و چاقو به استقبال هم نوع مي روند.

اين نمونه هاي رفتاري، واقعيت هاي انكارناپذير انسان امروزي در قالب استفاده از تكنولوژي اسمارت فون ها هستند، هرچند در كنار تعامل غير معمول يا بهتر بگوييم غير حرفه اي انسان در مواجه با كامپيوتر، خيل عظيم دانش و داده هاي موجود در حافظه اين تجهيزات و در بستر اينترنت و شبكه هاي اجتماعي و در قالب انواع اپليكيشن ها هم وجود دارد و از اين طريق با دسترسي همگان بصورت يكسان ،سريع و آسان و ارزان به اخبار و منابع اطلاعاتي بنحوي عدالت استفاده از دانش برقرار شده است و بايد پذيرفت پيشرفت تكنولوژي اسمارت فون ها تغييرات شگرف و مثبت در كيفيت جنبه مادي زندگي ايجاد كرده است اما از زاويه اي ديگر بايد اقرار كرد كه اين تحول و پيشرفت هنوز در كيفيت بخشيدن به روابط انساني ناتوان است و تا زماني كه فرهنگ خاص استفاده از اين تكنولوژي تعريف و پياده سازي و نهادينه نشود اسمارت فون ها را نمي توان در بستر خانواده و اجتماع قابل اعتماد دانست.
اسمارت فون هايي كه دركنار ويژگي هاي سودمند و مفيد و كمك كار بودن و تقبل نقش يك دستيار خوب و يك منشي حرفه اي از فرهنگ غلط ارتباط ما با آنها سوء استفاده مي كنند و تمركز حواس ما را با لرزش هاي گاه و بي گاه شان از بين مي برند،تمركز حواسي كه لازم يك برنامه ريزي و تصميم خوب است.
سيستم آرامش و آسايش را با حضور همه جانبه اشان مختل مي كنند،تا دير وقت هاي شب بيدارمان نگه مي دارند و خواب مان را مي خوابانند،نمي گزارند از صداي آب و وسوسه مهتاب و نسيم صبح و راز طلوع و شكوه غروب لذت كافي ببريم.
رمز و رازهاي زندگي مان را بر ملا مي كنند ،شام ديشب و لباس چهارشنبه سوري و مقصد سيزده بدر و خصوصي ترين عكس هايمان را نمايان مي كنند و هيچوقت اجازه نمي دهند در قالب يك راز براي ديگران جذاب بمانيم.
احساس كردن را از ما مي گيرند،احساس دستي مهربان و نگاهي عميق،احساس شاخه گلي واقعي و بوي معطرش را ،احساس دلي پاك را در صداي طپش هايش و احساس عشق را از ماوراي تايپ واژه ها و استيكر ها و همه عكس هاي خيالي و واهي ،احساس خوابي آرام و و سكوتي شاعرانه را….

ماردین سید احمدی

انتهای پیام/ ی



گفتگو