شنبه ۱ مهر ۱۳۹۶
www.mokrian.ir

  • تاریخ: جمعه, ۳ شهریور ۱۳۹۶ / ساعت ۱۴:۰۳:۵۳
  • شناسه خبر: 1239

به بهانه افتتاح شهرداری گوک تپه/ نقدی بر شهر شدن گوک تپه

مکریان؛ با بازگو كردن شرح يك خاطره غمگين و كوتاه،كه ابتداي بهار سال ٩٠ در يك مراسم عروسي در بخش خليفان مهاباد به وقوع پيوست و ختم به سرانجامي تراژديك شد به اصل ماجرا برمي گردم. داستان از اين قرار بود كه فصل بهار آن سال به يك مجلس عروسي روستايي به همراه چندتن از […]

مکریان؛ با بازگو كردن شرح يك خاطره غمگين و كوتاه،كه ابتداي بهار سال ٩٠ در يك مراسم عروسي در بخش خليفان مهاباد به وقوع پيوست و ختم به سرانجامي تراژديك شد به اصل ماجرا برمي گردم.

داستان از اين قرار بود كه فصل بهار آن سال به يك مجلس عروسي روستايي به همراه چندتن از دوستان قديمي، در روستايي بكر و زيبا، در طبيعت وحشي و اغواگر منطقه كاني بازار رفته بودم، فصل گل و پرنده و شكوفه و نسيم و سبزه و باران و خروش رودخانه ها بود، خوب بخاطر دارم عروس در عين زيبايي ساحرانه اش، كم سن و سال بنظر مي رسيد و جادوي قلم و آب و رنگ آرايشگر هم نتوانسته بود كودكي اش را پنهان كند،غم غريبي در نگاهش موج مي زد و گاه گاهي، قطره اي اشك در گوشه چشمان سياهش حكايت از رازي سربه مهر داشت،داماد ميان سال و جا افتاده بود شايد بيشتر از چهل سال سن داشت لبخندي مرموز بر صورت شش تيغه اش نشسته بود و هرازگاهي صداي هلهله اش، سينه آسمان را مي شكافت، و پرونده اين عروسي تنها چند روز بعد با خبر خودكشي عروس نوجوان بسته شد!

همان سال خليفان را هم با كبكبه و دبدبه و جمعيت ١٨٠٠ نفري اش، شهر اعلام كردند،برايش سور گرفتند و صاحب شهردارش كردند و بقيه ماجرايش كه شهر خليفان تا به امروز فقط روي كاغذ ماند…

اما اصل ماجرا داستان كوك تپه است، كوك تپه به روايت قديم روستايي است در ١٥ كيلومتري مهاباد كه بعنوان مركز دهستان مكريان شرقي از بخش مركزي مهاباد، طي سالهاي مديدي به دليل گسترش در اطراف جاده مهاباد-مياندواب و دسترسي راحت به مادر شهر در حال رشد وافزايش جمعيت بوده است.

ابتداي اين مهاجرت به كوك تپه كه بايد آن را امتداد يك حاشيه نشيني غير رسمي مهاباد دانست،به دليل ارزان بودن زمين و درجه آزادي بيشتر در ساخت و ساز غير مجاز روي داد و در ادامه رويكرد مشترك اقتصادي-فرهنگي مهاجرت كنندگان به گذار از روستانشيني اين روند را سرعت مضاعف بخشيد.

روند اين مهاجرت در ابتداي دهه ٧٠ آغاز و از اوايل دهه ٨٠ با شتاب مضاعف باعث افزايش قيمت هاي تمام شده در روستايي بود كه در اين برهه زماني تمام فاكتورهاي حاشيه نشيني را در خود داشت و با شروع بالاگرفتن قيمت ها مي توانست مكان نا امني براي حاشيه نشين ها باشد.

افزايش قيمت زمين و مسكن و مصالح ساختماني، خود سه پديده ديگر را به دنبال داشت:

١-توقف مهاجرت روستائيان جديد به كوك تپه

٢-مهاجرت معكوس به روستاهاي اطراف و حاشيه مهاباد با امكان فروش زمين و مسكن كه به سرمايه هاي خوبي تبديل شده بودند.

٣-تغيير در كسب و كار با گذار از زندگي ساده روستايي به تجمل گرايي نسبي و تغييرات اقتصادي

اگرچه تمامي عوامل شتاب در رشد كوك تپه از ابتدادي دهه ٩٠ به دليل ركود حاكم بر فضاي اقتصادي كم رنگ و تا حدودي متوقف شد اما از همان زمان زمزمه شهر شدن كوك تپه كه پيشترها بر سر زبان ها افتاد بود مجدداً با بعضي حركات مسئولين دولتي و تلاش نماينده وقت كليد زده شد.

 

حوزه تعريف يك شهر استاندارد در كشور ما با دنياي خارج كمي متفاوت است،تعريف هايي در حوزه هايي مانند اقتصاد،جغرافيا، جامعه شناسي، معماري، تاريخ ، جمعيت و هرآنچه بعنوان يك ملاك سنجش پذير براي يك شهر مي تواند دخيل باشد.

جغرافی دانان، شهر را منظره ای مصنوعی از خیابانها، ساختمانها، دستگاهها و بناهایی می‌دانند که زندگی شهری را امکانپذیر می‌سازد.

بعضی از جامعه شناسان شهر را محل تمرکز جمعیت، ابزار تولید، سرمایه، نیازها و احتیاجات و غیره می‌دانند که تقسیم کار اجتماعی، در آنجا صورت گرفته‌است.

مورخان، شهر را با توجه به قدمت آن، تعریف می‌کنند و از نظر اقتصاددانان، شهر به جایی اطلاق می‌شود که معیشت غالب ساکنان آن، بر پایه کشاورزی و دامپروري نباشد. اندیشمندان طراحی شهری شهر را مجموعه پیچیدهٔ سازمان یافته‌ای می‌دانند که متشکل از سه مؤلفه اصلی کالبد، تصورات، و فعالیت می‌باشد، که پیوسته در حال تغییر و تحول است. شهرشناسان شهر را محلی می‌دانند که بشر دست از زمین کشیده و فکر کردن را آغاز می‌کند.

اما جمعیت شناسان تعداد جمعیت یک نقطه را، ملاک شهری بودن آن نقطه می دانند. بر این اساس ملاک تشخیص شهر در کشور فرانسه ۲۰۰۰ نفر ساکن است که مشابه ملاک جمعیتی در المان ، جمهوری چک و ترکیه است . در ایالات متحده و مکزیک ٢٥٠٠نفر ، در هلند و یونان ٥٠٠٠ نفر و در ایرلند١٥٠٠ نفر مشخص کننده شهری و یا روستایی بودن یک نقطه است،

در ايران اين ميزان ٣٥٠٠ نفر تعريف شده است.

كوك تپه با جمعيتي بالغ بر ٨٠٠٠ نفر اين پتانسيل تبديل شدن به شهر را به ميزان دو برابر معيار فوق دارد.

اما آنچه مشهود است صرف عدد جمعيتي در تبديل يك روستا به شهر بدون در نظر گرفتن زيرساخت هاي لازم نمي تواند ملاك خوبي براي اين فرايند مهم به حساب بيآيد و عوامل و زيرساخت هاي ديگري وجود دارند كه بايد تامين گردند و به آنها نيز بها داده شود.

يك شهر را صرفاً نمي توان با تعريف جمعيت شناسي شهر خواند،شهر بايد استعداد ماناندن شهروندانش را در خود با امكانات و تجهيزات شهري داشته باشد،علاوه بر خدمات رساني در شمايل قوي، ايجاد ادارات خدمات رسان از ضروريات شهر است،شعبه هايي از ادارات برق،آب و فاضلاب،گاز،مخابرات،آموزش و پرورش، ورزش و جوانان، كميته امداد، دامپزشكي، جهاد كشاورزي، صنعت معدن و تجارت،ثبت احوال،ثبت اسناد و املاك،دادگستري، نيروي انتظامي و ….در كنار بيمارستان مجهز با پزشكان متخصص و فضاهاي سبز و پارك و امكان تفريحي، سيستم حمل و نقل شهري و بانك ها، همه از ضروريات رسميت بخشيدن به نام شهر محسوب مي گردند.

بصرف اجراي طرح هادي و ايجاد يك يا دو خيابان آسفالت و بدون محوطه و زيبا سازي نام شهر را آوردن مخاطب را اقناع نمي كند.

امنيت از مؤلفه هاي تفكيك ناپذير شهر شمرده مي شود،امنيتي كه در يك بعد آن با استقرار كلانتري و نيروي انتظامي و دادگستري و بازداشتگاه رقم مي خورد و بعد ديگر آن در خدمات آتش نشاني و سيستم تجميع زباله و ايجاد سلامت رواني و بهداشت افراد و ايمن سازي محيط شهري با پل هاي عابر پياده زيرگذرهاي استاندارد و در نهايت ، فضاهاي استاندارد شهري ميسر است.

اكنون روستاي گوك تپه با يدك كشيدن نام شهر و با بضاعت اندك دو پل زير گذر غير استاندارد و سه مدرسه متوسط و يك مركز خدمات جهاد كشاورزي ، دو خانه بهداشت و يك شعبه اداره تعاون روستايي و دهياري در كنار دو ساختمان غير فعال دانشگاه پيام نور و مجتمع خوداشتغالي، حرفي براي گفتن ندارد.

تحميل نام شهر به يك روستا به گونه اي كه ساكنين آن مجبور به پرداخت عوارض شهری باشند ، در صورتی که از امکانات استاندارد تعريف شده براي يك شهر بهره مند نگردند، نه تنها لطف و مرحمتي براي اين افراد محسوب نمي شود بلكه سبب شبهه تظلم به آنها در عدم رعايت اصل عدالت مي گردد.

روستای قبلي و شهر فعلي گوك تپه، اگرچه با توجه به تقسیمات جغرافیایی، جمعیت و شرایط آن، ظرفيت و توانایی شهر شدن را دارد، اما با این اوصاف، با توجه به معيارهاي اقتصادي ، جامعه شناسي ، معماري و شهرسازي، با خيل نواقصات زيرساختي مواجه است كه اگرچه به دليل طي مراحل فرايند تبديلي به شهر در وزارت كشور مشروعيت و رسميت سندي خواهد داشت اما مقبوليت و ذهنيت مردمي نخواهد گرفت.

با اين تعريفات و ذكر ناكامي نوعروس نونهال روياهاي خليفان و پايان تراژديك قصه حجله كودكي هايش و وقوف به همه كاستي هاي موجود در دهستان مكريان شرقي، تنها يك پايان خوش را براي اين داستان مي توان متصور بود.

راه چاره ممكن اين است كه بايد با تمام امكانات ناكافي فعلي شهرستان مهاباد و همت مضاعف همه مسئولين ارشد شهرستان و مديران با جذب اعتبارات ملي و استاني و جذب سرمايه گزار، در تمام حوزه هاي مربوطه، بصورت ضرب الاجل و اورژانسي براي تجهيز و آماده سازي جهيزيه اين نوعروس به ياري اش شتافت و كاري كرد….كاري كارستان،تا قصه شعر قديمي* و طنزي كه از قديم در باب گوك تپه [دو ترقه و حمه رون دز و رسم دليرمردان ] با آن سرانجام بي سرانجامش تكرار نشود.

*قسمتي از شعر كه عده اي آن را به ماموستا قاسم موئيدزاده(هه لو) نسبت مي دهند چنين است:

دو تۆق تۆقە تۆقی

حەمە رۆن دز دڵی تۆقی

ئاوا دەبێ رەفتاری دلێران

هەر گۆکتەپە خۆشە

ماردین سید حمدی

انتهای پیام/ ی



گفتگو