جمعه ۳ آذر ۱۳۹۶
www.mokrian.ir

  • تاریخ: جمعه, ۱۰ شهریور ۱۳۹۶ / ساعت ۱۰:۳۲:۲۳
  • شناسه خبر: 1290

اعتیاد، سرمستی یا سرخوردگی

مُکریان؛ این روزها وقتی از خیابان ها و کوچه های شهر بوکان گذر می کنی به چهره های معبوس و درهم شکسته معتادانی روبرو می شوی که در تنهایی خود غرق شده اند. همان زنان و مردانی که هر روز با چشم های خسته و نیمه بازشان گذر عابران پیاده را دید می زنند و […]

مُکریان؛ این روزها وقتی از خیابان ها و کوچه های شهر بوکان گذر می کنی به چهره های معبوس و درهم شکسته معتادانی روبرو می شوی که در تنهایی خود غرق شده اند.
همان زنان و مردانی که هر روز با چشم های خسته و نیمه بازشان گذر عابران پیاده را دید می زنند و هر بار از نگاه شهروندان گم می شوند.
نابرابری های اجتماعی، مشکلات خانوادگی، فقر و از همه مهمتر بیکاری از عواملی ست که ۴ هزار و ۸۰۰ نفر معتاد را در شهر هنر پرور و فرهیخته بوکان جای داده است.
بی گمان چنین آماری از اعتیاد و آن هم شهری که مهد داستان، شعر و موسیقی ست، نگران کننده است.
اعتیاد بلای خانمانسوزی ست که گاها فردی از روی بی اطلاعی و ناآگاهی و بعضا از روی باورهای غلط پا در آن می نهد و با این اعتقاد که وی معتاد نیست پیش می رود، تا جایی که مرگ تدریجی رویاهای آینده خود را رقم می زند که وجود ۳۵۰ معتاد تزریقی و پرخطر در سطح شهرستان بوکان نتیجه همین باورهای غلط است و باید پذیرفت که اعتیاد سرمستی نیست بلکه در حقیقت سرخوردگی و مرگ آرزوهاست.
از ازدواج اجباری تا ۲۲ سال تباهی عمر مریم
ازدواج اجباری خواسته نامعقولی ست که گاها از سوی خانواده ها به دختر و پسر تحمیل می شود که کاملاً مغایر با تعالیم اسلام است.
قرعه ای که ۲۲ سال پیش به نام مریم (ع) افتاد و وی چاره ای جز تن دادن به خواسته پدر نداشت.
دختر ۱۲ ساله ای که هنوز به درستی معنای کودکی را درک نکرده بود باید مسئولیت زندگی ای را به دوش می کشيد که براش جز خاله بازی معنای دیگری نداشت.
وی کودکیش را در خانه پدری جا گذاشت و سرنوشتش را با کسی گره زد که هیچ میل و رغبتی به آن نداشت.
حال زن و شوهر ۵ سالی ست که دیوار جدایی بین خود کشیده اند و مریم دیگر حاضر نیست با مردی زندگی کند که همه چیزش در مواد مخدر خلاصه شده است.
وی دو سال است که درخواست طلاق داده که هنوز درخواستش در راهروهای دادگاه بوکان سر می خورد.
شوهرش ۶ سالی ست که مواد مخدر مصرف می کند و به خاطر مصرف شیشه تعادل روانی ندارد و در سنندج تحت درمان است.
مریم این روزها حال و روز خوبی ندارد و سردردهای شدید امان از او بریده و روزی یک مشت قرص اعصاب مصرف می کند.
هم اکنون وی در یکی از محلات بوکان خانه ای اجاره کرده و با دو تا از پسرهایش به نام های فردین و آروین زندگی می کند و دختر و پسر دیگرش شیوا و کیهان نیز با عمه یشان در سنندج زیر یک سقف زندگی می کنند و شهرام پسر بزرگ خانواده هم ازدواج کرده و زندگی مستقلی دارد.
کیوان یاری

انتهای پیام/ گ



گفتگو