شنبه ۴ آذر ۱۳۹۶
www.mokrian.ir

  • تاریخ: شنبه, ۲۲ مهر ۱۳۹۶ / ساعت ۱۲:۱۲:۰۸
  • شناسه خبر: 1824

فضای مجازی و فرهنگ ایرانی-اسلامی

مکریان؛ با توجه به روند رو به رشد استفاده از اينترنت، پيوسته قابليت هاي جديدي به اين پديده افزوده مي شود و بشر کارکردي تازه از آن مي طلبد. از اين روي، مي توان پيش بيني کرد که شبکه هاي مجازی به مثابه تابعي از اينترنت، در آينده، براي زندگي انسان ها بسيار مهم تر […]

مکریان؛ با توجه به روند رو به رشد استفاده از اينترنت، پيوسته قابليت هاي جديدي به اين پديده افزوده مي شود و بشر کارکردي تازه از آن مي طلبد. از اين روي، مي توان پيش بيني کرد که شبکه هاي مجازی به مثابه تابعي از اينترنت، در آينده، براي زندگي انسان ها بسيار مهم تر خواهند بود. جامعه امروز، به يُمن صنعت هم زمان ارتباطات، درحال تجربه نوع تازه اي از شبکه اي شدن و شبکه اي بودن است. هم زماني با بي سيمي فناوري هاي ارتباطات و اطلاعات، نوع تازه اي از جامعه شبکه اي را به وجود آورده است که درون خود روابط و تعاملات به نسبت گذشته، متفاوتی را تجربه می کند.

شبکه مجازی متشکل از گره هایی (یا افرادی) است که به وسیله وابستگی هاي خاص به یکدیگر مرتبط شده اند. این وابستگی ها، می تواند اهداف، آرمان ها، مسائل مادي و همین طور مسائل دینی باشد. نوع ارتباط نیز به میزان زیادي به این وابستگی ها و همچنین، افراد وابسته متکی است. بر این اساس می توان محیط های اینترنتی را به دو دسته تعاملی (ارتباط دو طرفه مانند تلگرام) و شبه تعاملی (ارتباط یکطرفه مانند وب) می توان تقسیم کرد.

از طرف دیگر، تعامل، طبق نظریه های گافمن فرایندی است که در آن فرد کنش و واکنش ها را با افراد پیرامون خود انجام می دهد به عبارت ساده هر عملی که در جامعه توسط افراد در رویارویی با همدیگر انجام می دهند و کنش وی منجر به ایجاد واکنشی از طرف دیگری می گردد یک تعامل اجتماعی-انسانی محسوب می گردد و درون مایه ی آن همان برقراری ارتباط می باشد.

اکنون، ما وارد جامعه‌ی اطلاعاتی و مجازی و دنیایی از شبکه های مجازی رنگارنگ و متعدد و متنوع شده‌ایم و راهی نیز برای خروج از آن ظاهراً وجود ندارد. این بدان معنا نیست که افراد و جوامع و دانشگاه ها همچنان باید رؤیای روابط اجتماعی کمتر پیچیده را در سر بپرورانند، بلکه بدان مفهوم است که تأثیر علم و تکنولوژی به گونه‌ای غیر قابل بازگشت، جهان‌های مشترک و نوع ارتباطات ما در خانواده، همسایه ها، محل کار، دانشگاه و با دیگران را تغییر داده است.

دیجیتالی شدن پایگاه‌های دانش در مقیاس کلان هم امکان پردازش و ذخیره‌ی اطلاعات را از فواصل بسیار دور فراهم ساخته است. از این رو اکنون، سرمایه‌داری کمتر به دولت وابسته است و بیشتر به توانایی یک سیستم اطلاعاتی مشترک برای انتقال دانش به شبکه‌های دور دست متکی است. در چارچوب این فرآیندها، سرمایه‌داری قدیمی و سرمایه‌داری جدید(فناوری اطلاعات) همگرایی حاصل می‌کنند.

برای نیل به اهداف خود هم دیگر به دنبال توسعه طلبی ارضی و استثمار برخی منابع نیستند بلکه روی سبک زندگی، میزان و نوع تعامل مردم، مصرف جامعه، بارش رسانه ای و امور آموزشی مانور می دهد تا از این طریق نرم بتوانند رفتار ملل و دول را شکل و به مسیر مشخصی سوق دهند و مدیریت کنند.

بعنوان مثال، امروزه یک جنبش اجتماعی، مجموعه‌ای از افکار و عقاید یا حتی یک محصول تجاری تنها هنگامی موجودیت پیدا می‌کنند که بر صفحه‌ی رسانه ها ظاهر شوند. در واقع رسانه‌ها چارچوب درک، دانش و زبان مردم را شکل می‌دهند.

حال که سبک زندگی نوین را سرمایه دارهای روزامدشده با ابزار رسانه و شبکه های اینترنتی شکل می دهند و خواهان جهت دادن به سمت و سویی خاص بدان هستند باید متوجه بود که برقراری تعامل و ارتباط با دیگران حائز اهمیت است چرا که همین با جمع و جماعت بودن و ماندن، بسیار مورد تاکید و توجه دین مبین اسلام و فرهنگ ایرانی در شکل های مختلف نماز جمعه و جماعت، حج، اعیاد، مراسمات، مناسک و… بوده و می باشد.

اندیشمندان (مانند کوئیل، فلور، باریچ … ۱۳۸۲) درباره الگوي وابستگي به رسانه ها براين باورند كه شرط مهم براي بروز این اثرات فوق الاشاره، ميزان وابستگي به بعضي رسانه هاي ارتباطي است یعنی مجرايي كه مردم براي به دست آوردن اطلاعات مهم نسبت به آن شبکه های مجازی یا ماهواره ای و… احساس وابستگي مي كنند، توان بيشتري براي ايجاد اثرات دارد تا مجرايي كه تفاوتي با مجاري ديگر ندارد و اطلاعاتي كه فراهم مي كند فاقد اهميت است.

با توجه به این توضیحات، اصل مطلب این است که ایران در وضعیت فعلی زیر بارش انواع رسانه ها با محتواهای بسیار متعدد و متنوع ماهواره ها، شبکه های مجازی، سایت ها و وبلاگ ها و حتی بازی ها و موسیقی های رنگارنگ است که عموماً در پی تعیین مسیر و شکل دادن به سبک زندگی و آموزه های فکری و نکات آموزشی و عناصر فرهنگی و غیره اند تا به اهداف خاص و برنامه ریزی شده ای دست یازند که یکی از این اهداف، کاهش روابط و تعاملات افراد درون جامعه بر اساس فرهنگ مشترک ایرانی-اسلامی مان است. این دیدگاه منکر نقاط قوت و برخی برکات شبکه های اجتماعی نیست اما در بلند مدت و در مقام قیاس، این فرهنگ و جامعه ی فرودست است که متضرر می شود و انتقال و تحکّم از فرادست یا مرکز به پیرامون بیشتر روی می دهد. زمانی این کاهش اثرات منفی و مخرب و تغییر نرم و نامحسوس سبک زندگی ایرانی- اسلامی به سمت های دیگر، کاهش می یابد که خلاقانه و آگاهانه این دو مهم – شکبه های مجازی و فرهنگ ایرانی اسلامی- ترکیب شوند. به این ترتیب که بجای انتقال حداکثری از شبکه های مجازی به درون فرهنگ و خانواده و سبک زندگی و رسوخ آن اطلاعات و داده ها، بارگذاری معکوس هم از فرهنگ و سبک زندگی ایرانی- اسلامی به شبکه های مجازی به وفور صورت گیرد. بعنوان مثال به اشتراک گذاری کانال ها و گروه های مساجد، علما، کتابخانه ها، مراکز و بنیادها و انجمن ها و موسسات مختلف و هزاران شخصیت و تحلیل گر و غیره تا به مرور این موازنه و تعادل ایجاد شود که در نهایت ابزار در خدمت فرهنگ قرار می گیرد. جامعه مجازی در ساده ترین شکل آن بستری است برای ایجاد روابط مشخص که در نتیجه ارتباطات مجازی از آن فرد به شبکه و از شبکه به کل افراد سرایت می کند که هدف در این مطلب آن است که اگر قرار و لاجرم است تا چنین جامعه ای شکل بگیرد باید با اجزاء و عناصر فرهنگ اصیل، بومی سازی و روزآمد گردد.

رسول گلباخی

انهای پیام/ ی



گفتگو