شنبه ۴ آذر ۱۳۹۶
www.mokrian.ir

  • تاریخ: پنج شنبه, ۱۸ آبان ۱۳۹۶ / ساعت ۰۵:۱۹:۴۶
  • شناسه خبر: 2076

نگاهی به آینده روابط آمریکا و کردهای سوری و عراقی

مکریان؛ همه پرسی اقلیم کردستان و رویدادهای متعاقب آن، پرسش از نوع رابطه آمریکا با کردها را دوباره به یک پرسش کانونی تبدیل کرده است. برخی از سیاستمداران کرد از خیانت و بی وفایی آمریکا سخن می گویند و در فضای رسانه ای نیز گونه ای آمریکا ستیزی کم رنگ، احیا شده که البته نسبتی […]

مکریان؛ همه پرسی اقلیم کردستان و رویدادهای متعاقب آن، پرسش از نوع رابطه آمریکا با کردها را دوباره به یک پرسش کانونی تبدیل کرده است. برخی از سیاستمداران کرد از خیانت و بی وفایی آمریکا سخن می گویند و در فضای رسانه ای نیز گونه ای آمریکا ستیزی کم رنگ، احیا شده که البته نسبتی با گفتمانهای ضد امپریالیستی دهه های گذشته ندارد. آیا واقعا آمریکا به کردهای عراق خیانت کرده است؟ بنیان اصلی سیاست آمریکا در اقلیم کردستان چیست؟ در روزهای اخیر دولت ترامپ چند بار پشتیبانی خود را از ” عراق متحد ” و ” اقلیم نیرومند ” تکرار کرد، ابن سیاست به چه معناست؟
برای پاسخ دادن به این پرسشها باید اندکی به عقب بازگشت. آغاز روابط کردها و ایالات متحده مقارن با تشکیل اقلیم کردستان است. اقلیم کردستان در مرزهای فعلی خود محصول بالفعل شدن یک ساز و کار حقوقی بالقوه موجود در قانون اساسی رژیم بعث ( ۱۹۷۴ ) بوسیله قطعنامه ۹۸۸ شورای امنیت (۱۹۹۱ ) و عمدتا از طریق قدرت قاهره آمریکا است. در واقع این خودمختاری بصورت صوری و روی کاغذ وجود داشت ولی منطقه پروار ممنوع بالای مدار ۳۶ درجه آن را اجرایی کرد. در همان مقطع سال ۱۹۹۱ آمریکا و متحدانش تعمدا کرکوک را که از لحاظ پیوستگی سرزمینی کاملا کردستانی و در میانه شهرهای اربیل و سلیمانیه قرار گرفته، زیر چتر منطقه پرواز ممنوع قرار ندادند تا امکان خودکفایی اقتصادی کردها را از بین ببرند. قرار گرفتن کرکوک جزو منطقه پرواز ممنوع در سال ۹۱ پیامدی جز استقلال نداشت. امری که نه آن تاریخ و نه بعدها در برنامه آمریکا قرار نداشت. براساس خاطرات رامسفلد وی در سال ۲۰۰۳ ماموریت داشت در ملاقات با رهبران کرد تمام خواسته های آنان غیر از استقلال را بپذیرد. خواسته ای که البته آنها اساسا آن را مطرح نکردند. البته آنها کمک کردند که فدرالیزم وارد قانون اساسی مصوب سال ۲۰۰۵ شود. در سال ۲۰۱۴ هنگام حمله داعش به اربیل آمریکایبها دوباره تعهد خود به حمابت از کردها را نشان دادند.
مرور رئوس بالا نشان می دهد ستون اصلی روابط کردها و آمریکاییها، خودمختاری فوق العاده آنها در ربع قرن گذشته در چارچوب کشور عراق است که توسط ایالات متحده تضمین و حفاظت شده است. بدون پشتیبانی آمریکا اساسا این خودمختاری نه بدست می آمد و نه تداوم می یافت. این وضعیت از یک نظر معادله ارببل/بغداد را چیزی شبیه مناسبات پکن و تایپه کرده است. واشنگتن پکن را به رسمبت می شناسد، متعهد به سیاست چین واحد است، بزرگترین شریک اقتصادی چبن است، اما در عین حال در چشم انداز استراتژیک خود تایوان را هم متحد سیاسی و نظامی مهم خود می داند و تحولات دو سوی تنگه تایوان را به دقت رصد می کند.
البته باید به دقت متوجه تفاوتهای ظریف واژگان ” چین واحد ” و ” عراق متحد ” و نقطه عزیمت ها و پیامدها و تفاوت های مهم هر کدام بود و در دام شباهت سازی های غیرضروری نیفتاد.

ستون دیگر روابط کردهای عراق و آمریکا همکاری آنها در جنگ علیه داعش بود. در این مرحله کمک های تسلیحاتی و آموزش های نظامی آمریکا به کردها به مرحله کم سابقه ای رسید. حتی برخی از این کمک ها مستقیما و بدون هماهنگی با بغداد ارسال می شد. به نظر می رسد که این مرحله از همکاری ها بیشترین تاثیر را ایجاد خوش بینی در میان کردها به جهت تغییر بنبادین در سیاست سنتی واشنگتن درباره تغییر مرزها ایفا کرده است. خوش بینی که علی رغم تصریحات مکرر مقامات کاخ سفید در بر مخالفت با تجزیه عراق زایل نمی شد. به نظر می رسد که پس از خروج سربازان آمریکایی از عراق در سال ۲۰۱۰ دولت اوباما و پس از آن دولت ترامپ غیر از مقابله با داعش هیچ سیاست درازمدت و حتی میان مدتی برای خاورمیانه نداشتند. تعلل در برخورد با بحران های بهار عربی و تردید و سرخوردگی در سوریه و خروج اضطراری از عراق و واگذاری عرصه به ایران، نشانه های واضحی از این بی برنامگی بودند. امری که رهبران کرد آن را در نیافتند.
آمریکا در جنگ علیه داعش در اتحادی مشابه با کردهای سوریه به سر می برد. سرنوشت این هم پیمانی به کجا خواهد رسید؟

داستان در اینجا تا حد زیادی متفاوت است. در اینجا ساز و کار حقوقی از قبل آماده مشابه کردهای عراق وجود ندارد. به عبارت بهتر در اینجا اول ساختار حقیقی بوجود آمده و هنوز ساختار حقوقی که دولت سوریه و جامعه بین المللی هم آن را بپذیرد موجود نیست. البته کیان سیاسی موجود از حمایت سیاسی آمریکا برخوردار است. ولی آیا پس از پایان داعش در دوران حل و فصل منازعات، آمریکا به پشتیبانی از آنها ادامه خواهد داد و یا اساسا توان رسمیت دادن به فدرالیسم فعلی را خواهد داشت که فعلا از روند آستانه کنار گذاشته شده است؟

برای پاسخ دقیق به این سوال باید منتظر روشن شدن روندهای بسیاری در پرونده پیچیده سوریه ماند، اما نمی توان از گفتن این نکته چشم پوشید که تضعیف کردها در عراق به زیان آنها در سوریه هم تمام می شود.

صلاح الدین خدیو/ شارنامه

انتهای پیام/ ی



گفتگو