سه شنبه ۲۶ دی ۱۳۹۶
www.mokrian.ir

  • تاریخ: چهارشنبه, ۲۲ آذر ۱۳۹۶ / ساعت ۰۲:۲۷:۲۳
  • شناسه خبر: 2297

آموزش های مهارتی را جدی بگیرید

مکریان؛ همین چند روز پیش بود به مناسبتی در معیت تنی چند از دوستان قدیمی که تعدادی از آنان از معلمان طراز اول و موفق بازنشسته بودند  سر صحبت و درد دل در خصوص اشتغال باز شد،وقتی از وضعیت اشتغال فرزندان یکی از همصحبتان که در جریان کم و کیف تحصیلات بالای دانشگاهی آنها در […]

مکریان؛ همین چند روز پیش بود به مناسبتی در معیت تنی چند از دوستان قدیمی که تعدادی از آنان از معلمان طراز اول و موفق بازنشسته بودند  سر صحبت و درد دل در خصوص اشتغال باز شد،وقتی از وضعیت اشتغال فرزندان یکی از همصحبتان که در جریان کم و کیف تحصیلات بالای دانشگاهی آنها در دانشگاه‌های ممتاز دولتی بودم سوال کردم، در کمال ناباوری با پاسخ نا امید کننده وضعیت بی کار و یا شبه بیکاری آنها رو برو شدم.

دو نفر از آنها که پسر بودند با مدرک کارشناسی ارشد کاملا بی کار بودند و دختر خانواده نیز با مدرک کارشناسی ارشد برق فقط توانسته بود بصورت حق التدریس و پاره وقت چند کلاس آموزشی خصوصی دست و پا کند.

این حکایت مکرر بسیاری از خانواده هاست که استعدادهای فرزندانشان در کلاسهای تئوریک دانشگاهی و در جستجوی عنوان های رنگ و رو رفته مهندس و کارشناس و دکتری تلف می شود و سرانجام روشنی ندارد.

داستان عطش مدرک گرایی عمومی و بی کاری مزمن ناشی از این درد داستان تازه ای نیست ، فارغ از همه هزینه های انجام شده خانواده ها که امروزه در وضعیت اقتصادی موجود باری مضاعف بر کوله بار نان آوران خانوارها اضافه کرده است ،گذار عمر  مدرک داران بی کار از جوانی به میان سالی و عدم استفاده اقتصادی از این کاغذ پاره های پرهزینه نیز باعث کاهش ضریب امید به زندگی و بالا رفتن سن ازدواج و ارتقا سطح توقعات فردی و نهایتا عدم تربیت نیروی کارا و مولد در جامعه شده است.

یک آمار سرانگشتی از بی کاران و بلاخص در میان قشر جوان و انرژیک جامعه کاملا موید این گفتار است که در جستجوی ناکجا آباد دختر و پسر جوان امروزی کجا آباد یا سرزمین رویاهایش را گم کرده است،سیستم هدایت آموزشی غلط و فرهنگ منسوخ ” علم برتر است بر همه چیز” در برابر خیل ارزش‌ها و هنجارهای اجتماعی سودمند که مبتنی بر اخلاق حرفه ای و آیین های زندگی سالم هستند معجونی بنام کسادی بازار مهارت آموخته‌گان روانه بازار کار کرده است.

امروزه آنچه به وضوح در حوزه اشتغال صنعت و خدمات و کشاورزی می توان دید عدم آشنایی نیروی کار با مهارت های روز جهانی است و فاجعه اصلی خیل عظیم نیروهای آکادمیک است که توانایی احراز صلاحیت حرفه ای در این بازار را ندارد.

این موضوع مهم از این حیث دستمایه این نوشتار گردید که جایگاه آموزشِهای مهارتی در سبد خانوارها کم رنگ و حتی بی رنگ است، بازاری که علاوه بر ظرفیت های خالی داخلی برای مشتریانش در بازارهای جهانی نیز طرفداران فراوان و پر و پا قرص دارد،اگرچه چرایی عدم اقبال خانوار ایرانی به تشویق فرزندان به مهارت آموزی می تواند خود زمینه یک پژوهش ضروری باشد اما بصورت بسیار خلاصه در این گفتار زنگ خطر عواقب بی توجهی به این موضوع را که بی کاری بی قید وشرط فرزندان را در شرایط زیرساخت های اقتصادی امروز  به دنبال خواهد داشت، بررسی خواهیم کرد.

ساختار اقتصادی و وضعیت صنعت و خدمات و کشاورزی، در درجه ریسک امروزی با توجه به میزان سود دهی سرمایه های نقدی و راکد  در بانک ها اجازه سرمایه گذاری همه جانبه به فعالان حوزه های مختلف اقتصادی را در بر طرف کردن موانع زیرساختی اشتغال نمی دهد و این موضوع باعث شده است که تبدیل دانش به ثروت از این گذرگاه با بن بست رو برو شود، اما تبدیل مهارت به اشتغال و در ادامه این فرایند، افزایش ارزش افزوده اجتماعی از این شیوه ، مطلبی است که اثبات آن نیاز به برهان و استدلال ندارد.

امروزه مهارت در همه حوزه ها خریدار دارد و “ماهر” به راحتی در این بازار کساد بیکاری گلیم از آب بیرون می کشد،تحقیق ها نشان می دهد که جذب یک مهارت دیده به مراتب به میزان هشت برابر آسان تر از یک دانش آموخته دانشگاهی می باشد و اهمیت این موضوع اگر بدانیم که به همین میزان درآمد سالیانه یک مهارت دیده بیشتر از همتای فاقد مهارت خود با کوله باری از تئوری های درسی می باشد، صد چندان می شود.

و با این تحلیل باید به خانواده ها هشدار داد که فارغ از نام های دهن پرکن و عنوان های قلمی و بلا استفاده مانند دکتر و مهندس و کارشناس و کاردان، آموزش های مهارتی فرزندان خود را جدی بگیرند و با شناسایی استعدادها و علاقمندی های آنها در زمینه های مختلف و پرورش شاخص ترین این استعدادها از طریق آموزش های مهارتی منشاء کاریابی و اشتغال و نتایج مثبت و مفید بعدی این فرایند پذیرفته شده بین المللی باشند.

ماردین سید احمدی

انتهای پیام/ ی



گفتگو