سه شنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۷
www.mokrian.ir

  • تاریخ: پنج شنبه, ۷ دی ۱۳۹۶ / ساعت ۰۹:۳۷:۳۹
  • شناسه خبر: 2415

سمفونی سنگ فرش ها

مکریان؛ هر قدمی که بر میداری نتی تازه زیر پایت نواخته می شود …..می روی و نت به نت سمفونی را کامل می کنی  سمفونی ای که اجرایش با گامهای توست و تو هستی که خالق این سمفونی هستی این قسمتی از یک فیلم علمی تخیلی و یا داستان و رمان نیست این حکایت سنگفرش […]

مکریان؛ هر قدمی که بر میداری نتی تازه زیر پایت نواخته می شود …..می روی و نت به نت سمفونی را کامل می کنی  سمفونی ای که اجرایش با گامهای توست و تو هستی که خالق این سمفونی هستی این قسمتی از یک فیلم علمی تخیلی و یا داستان و رمان نیست این حکایت سنگفرش های شهریست که می توانست و بنابود فظب گردشگری استان و کشور باشد .سنگفرش هایی  که  در بسیاری قسمت ها با پینه ها و وصله های زشت سیمانی و در بسیاری جاها با خالی بودن جای چندین سنگفرش جلوه ای بسیار زشت هم به خود گرفته است این در حالیست که هرچند وقت یکبار با مبالغی کلان بازسازی و نوسازی می شوند  اما بدون زیر ساخت مناسب و بدون هماهنگی لازم با ارگانهای زیربط که نتیجه ان تنها یکی دو هفته یا چند روز بعذ از جایگذاری سنگفرش جدید نمایان می شود  که ادارات و ارگانهای مختلف یادشان می افتد که این سنگفرشها  برای لوله گذاری یا کابل گذاری و …باید دوباره  حفاری شوند . حفاریهایی که گاه ماهها فقط پر کردن دوباره آنها طول می کشد و مصیبت هایی که هنگام بارندگی با این چاله های کنده شده و پر نشده و گل و لای آن به وجود می آید شرح آن مثنوی هفتاد من کاغذ  می خواهد .سنگفرش هایی که با اندکی بارش برف و باران بی شباهت به میدان مین مناطق جنگی نیست کهع با گام بعدی که بر میداری سرنوشتت دست خودت نیست که آیا پایت ناقص شده یا دستت یا کمرت بر اثر زمین خوردن ….حال با این شرایط در نظر بگیرید که کودکان و سالخوردگان که بر این سنگفرشها گام مینهند چه وضعیتی دارند اینها توصیف شهری جگ زده و مصیبت زده نیست  اینها توصیف شهریست که منتخبینش  در هر دوره در بوق و کرنا می کنند که مهاباد باید قطب گردشگری باشد و همانها بعد از انتخابات البته آنچه برایشان کوچکترین اهمیتی نذاشته همان قطب مظلوم بوده !! حالا با این اوصاف این وضعیت را قیاسی هر چند خیالی ! و مع الفارغ بفرمایید با شعرعای کشورهایی نظیر ایتالیا که سنگفرش عایی با قدمت ۱۵۰ ساله دارند .البته ما انتظار نداریم مانند شهری در ایتالیا باشیم ولی حدافل از شهری در افغانستان مصیبت زده بهتر باشیم .ای کاش مسئولین فکری اساسی برای معابر و سنگفرش ها و مبلمان شهری مهاباد بنمایند چرا که معابر و مبلمان شهری و سنگفرش های هر شهر به مانند ویترین هر شهری است  که در بدو ورود و قدم زدن در آن شهر فرد را به قضاوت درباره آن شر وامیدارد مسئله ای که شاید در نظر اول و در مقایسه با مشکلات و معضلات ریز و درشت و کلان شهری  اندکی کوچک و ناچیز جلوه کند ولی نقشی اساسی در جلوه بصری شهر دارد . و از طرفی نظارت بر نحوه اجرای معابر و سنگفرش ها که هر بار با بودجه های کلان اجرا می شود نقشی اصلی در مدیریت هزینه های شهری دارد.مسئل ای دیگر که باید در زیباسازی شهر مورد نظر قرار بگیرد وجود انواع و اقسام تابلوهای افقی و عمودی ناهمگون سر در مغازه های شهر است که بدون ظابطه مشخص و هر کسی بد حسب سلیقه خود بر سر در مغازه خود زده است که که چهر های زشت و بدون نظم از شهر ارائه می دهد در حالی که اگر ظابطه ای برای متحد الشکل کردن و یا هماهنگ و زیباتر کردن این تابلوها حداقل از نظر اندازه و نوع چینش  وجود داشته باشد جلوه بصری بسیار زیبایی پیش دید مخاطب می گذارد.از طرفی دیگر بد سلیقگی در انتخاب المانهای میادین موج میزند برای مثال برای فلکه ساعت میدان استقلال که به علت وجود ساعتی در مرکز میدان به همین اسم مشهور شده ساعتی  خود ساخته و بدون برند نصب گردیده که ضمن اینکه از هر چهار طرف دیده نمی شود و فقط از دو طرف قابل روئیت است اما همین هم بسیاری از اوقات زمان درست و صحیح را نشان نمیدهد در حالی که اگر از اول ساعتی شکیل و از برندی معتبر برای این میدان که از میدانهای اصلی و بزرگ شهر است تهیه می شد در گذشت زمان مثل ساعت میدان ساعت تبریز و …..به سرمایه ای برای شهر تبدیل می شد .این را به یاد داشته باشیم که چیزهای ارزشمند با مرور زمان از ارزششان کاسته نمی شود بلکه با ارزشتر می شوند .مشکلی دیگر که در مورد میادین شهری به چشم می خورد پاک کردن صورت مسئله در این میادین است مسئله ای که سالهای متمادیست فکری برای آن نشده است و آنهم مسئله اوقات فراغت و بازنشستگی سالخوردگان شهرمان است  چنانچه هر وقت به دنبال جایی برای گذران اوقات و دور هم بودن بوده اند که لحظاتی را با دوستانشان و در آرامش بگذرانند چنین جایی را نیافته اند چون هر بار که مکانی ولو کوچک یافته اند آنجا یا گلکاری شده یا به آبنما تبدیل شده است!!

نمونه بارز آن هم میدانهای ساعت و ملاجامی مهاباد است که به جای آنکه چنین فضا هایی مناسب سالخوردگان توسعه یابد هر جایی که آنها برای خود یافته اند به مرور و هر روز کوچکتر شده و به آبنما و گلکاری تبدیل شده است جوری که حتی جایی برای نشستن چند نفر وجود ندارد در حالی که برای مثال همان ساختار اصلی و قدیمی میدان ملاجامی با آن درختان کهنسال شاید بهترین استفاده ممکن را برای چنین اموری داشت حتی اگر به ناچار مجبور به کوچکتر کردن آن برای تسهیل حکل و نقل شهری بودند می توانستند ساختار اصلی آن را که فضای سبز و نیمکتهایی برای نشستن بود تغییر ندهند در حالی که قلب این میدان را به معابری با پوشش سیمانی تبدیل کرده اند.

احمد صالحپور

انتهای پیام/ی

 



گفتگو