سه شنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۷
www.mokrian.ir

  • تاریخ: دوشنبه, ۹ بهمن ۱۳۹۶ / ساعت ۰۴:۲۹:۴۹
  • شناسه خبر: 2759

سرانه فضای سبز ما مهابادی ها چقدر است؟

فضای سبز شهری نقش بسزایی در آرامش فکری شهروندان و سلامت آنان دارد؛ کمبودسرانه فضای سبز در مهاباد و راهکارهایی برای افزایش آن موضوعات گزارش پیش رو محسوب می شود. مکریان؛ ایجاد فضای سبز مطلوب راه حلی برای بسیاری از مشکلات حاد شهری است که علاوه بر ارتقای کیفیت منظر شهر می‌تواند از آلودگی هوا […]

فضای سبز شهری نقش بسزایی در آرامش فکری شهروندان و سلامت آنان دارد؛ کمبودسرانه فضای سبز در مهاباد و راهکارهایی برای افزایش آن موضوعات گزارش پیش رو محسوب می شود.

مکریان؛ ایجاد فضای سبز مطلوب راه حلی برای بسیاری از مشکلات حاد شهری است که علاوه بر ارتقای کیفیت منظر شهر می‌تواند از آلودگی هوا پیشگیری کند. هر چند کارشناسان امر توسعه وفضای شهری معتقدند  افزایش سرانه فضای سبز شهری می‌تواند کمک شایانی به کاهش آلودگی هوا کند. با وجود اینکه فضای سبز در ایران قدمت چندین هزار ساله دارد ولی وضعیت فضای سبزشهری ایران در حد مطلوب نبوده که مهمترین دلیل آن را می توان به خاطر عدم مدیریت فضای سبز شهری ذکر کرد. با مدیریت فضای سبز شهری می توان هر شهری را با توجه به ظرفیت و پتانسیل موجود فضای سبز متناسب با محیط فراهم کرد که سالهای سال اثرات مطلوب خود را به شهر ارزانی دارد . پارک‌ها و فضاهای سبز شهری از مهم‌ترین عوامل موثر در شکل دهی به پایداری اجتماعی و همبستگی‌های شهری است.

امروزه یکی از مقوله هایی که در زندگی شهرنشینی مطرح و حائز اهمیت است سرانه فضای سبز برای شهروندان است  در ایران امروز سرانه فضای سبز با توجه به نقاط مختلف جغرافیایی و اقلیمی  از ۷مترمربع تا ۱۲متر مربع برای هر نفر متغییر است که میزان آنرا طرحهای مصوب هر یک از شهرها تعیین میکنند.برای مثال سرانه فضای سبز یک شهروند تهرانی با سرانه ی فضای سبز یک شهروند ساکن استان های حاشیه ی جنوبی دریای خزر یا شهروند ساکن شهرهای واقع در مناطق کویری متفاوت است  این در حالی است که شاخص تعیین شده از سوی محیط زیست سازمان ملل متحد ۲۰ تا ۲۵ مترمربع برای هر نفر است.

لازم به ذکر است که  مفهوم سرانه فضای سبز تنها میتواند برای آن نوع فضای سبز به کار رود که برای گذران اوقات فراغت ، بازی و تفریح مهیا شده است.و به این معناست که سهم هر فرد از کل مساحت فضای سبز موجود در شهرش  چند متر مربع است.یعنی درختانی که در حاشیه ی خیابان ها و جاده ها کاشته می شود یا درختانی که در بلوارها و میادین شهر دیده می شود جزء این سرانه محسوب نمی شوند.

در آذربایجان غربی اما موضوع اسف بار تر است  با نگاهی به تمامی شهر های استان به وضوح می بینیم که نه خبری از فضای سبز در محله های مختلف است و نه خبری از کمربندسبز شهری. این در حالی است که این دوعنصر در بایسته های  شهرسازی از ملزمات یک شهر است که در حال حاضر شهرهای استان از فقر این موضوع در رنجند .چیزی که در شهرهای دیگر کشور حتی شهرهای کویری بسیار مورد توجه قرار گرفته.

امروزه سرانه فضای سبز شهری در مهاباد به یک متر هم نمی رسد.حال سوالی که ذهن را مشغول می کند  این است که در مهاباد با و جود این آب و هوا و اقلیم و خاک مناسب  هزینه ی احداث فضای سبز و نگهداری از آن نسبت به شهر های دیگر کشور به شکل قابل توجهی کاهش می یابد. چرا نسبت به هم وطنان ساکن در شهرهای کویری ،شهروندان مهابادی از حداقل مقدار فضای سبز شهری برخوردارند؟

آیا انتظار نمی رود که در این زمینه حداقل در  استان آذربایجان غربی  سرانه فضای سبز افراد برابر با میزان نرم جهانی که همان ۲۵متر مربع است باشد؟وقتی می توان با هزینه های ناچیزی در مقابل سایر استان ها نسبت به احداث و نگهداری از پارک ها و فضاهای سبز اقدام نمود بهتر نیست که از این امتیاز خدادادی استفاده نماییم؟

کمبود فضای سبز داخل شهر یا به عبارت فنی تر فضای سبز اجتماعی  که رفت و آمد عموم مردم در آنها بدون مانع باشد و فضای سبز محله ای در  شهرمهابادچیزی نیست که اثبات آن نیاز به مشاهدات علمی و فنی و … داشته باشد یا وجود آن را با ارائه آمار و ارقام بتوان اثبات کرد ،بلکه با اندکی قدم زدن در شهر و نگاهی به اطراف و مشاهده عینی به راحتی این کمبود قابل درک است. برای روشن شدن موضوع اگر به یک شهروند مهابادی ساکن هریک از محله های شهر که باشد بگوییم نام فضاهای سبز و پارک های موجود در شهر محل سکونت خود را نام ببرد .مطمعناً از تعداد انگشتان دست فراتر نخواهد رفت .

نکته بسیار جالب این است که در طرح های تفضیلی اولیه شهرها و یا طرح های تفکیکی شهرک ها یا مجتمع های مسکونی همواره اختصاص و جانمایی مکان هایی به عنوان فضای سبز  و پارک اعم از پارکهای محله‌ای، منطقه‌ای و امثال آنها ،توسط مهندسین مشاور طرح صورت گرفته و تصویب می شود. اما متاسفانه در اجرا پروژه ها آنچه از کمترین اهمیت برخوردار است همین فضای سبز شهری است.زمین های اختصاص داده شده به فضای سبز یا به صورت بایر رها می شوند و یا پس از مدتی شهرداری یا دستگاه های ذی ربط  برای گذران امور و تامین بودجه جاری اقدام به تغییر کاربری به مسکونی یا تجاری و فروش این زمین ها به افراد می نماید.و پس از چندی مشاهده میگردد که زمینی که قرار بود در آن فضای سبز احداث شود اکنون محل ساخت چند و یا چندین بلوک ساختمان طبقاتی با ظاهری بی شباهت به فرهنگ و معماری اسلامی ایرانی شده است.

باور غلطی که در این زمینه وجود دارد این است که عده ای بر این باورند شهری مثل مهاباد که خود طبیعتاً زیبا و کوهستانی است دیگر نیازی به فضای سبز ندارد .به عبارتی نیازی به جانمایی و احداث پارک یا فضای سبز در شهر نیست و برای رفع این نیاز می توان به اطرف شهر و یا سد مهاباد رفت و از فضای طبیعت اطراف شهر و روستا ها استفاده نمود .اما آنچه این نگرش به دنبال دارد این تراژدی است  که تمامی پوشش گیاهی داخل شهر به واسطه ی شهر ساز ی و طبیعت بیرون شهر به واسطه ی آپارتمان و ساختمان سازی  و یا سایر فعالیت های غیر اصولی   از بین می رود با این  عقیده که مهابادی زیبا داریم آن زمان است که مشکل آلودگی هوا دامنگیر مان خواهد شد و اقلیم معتدل و کوهستانی شهرمان به مرور دچار تغییر خواهد شد.

به نطر بنده در زمینه گسترش فضای سبز در شهر مهابادپ یشنهاد های متعددی را می توان مطرح نمود که ذیلاً به ذکر و شرح دو مورد بسنده می کنم؛

پیشنهاداول؛ شهرداری می تواند در طرح توسعه شهری در آینده در اطراف شهر زمین هایی را که مستعد برای امر فضای سبز و یا احداث اماکن فرهنگی مانند کتابخانه های عمومی ،فرهنگ سرا ها و یا….را شناسایی یا به قولی لکه گذاری نماید و طرح خدماتی و توسعه ای  خود را تنها در مرکز  شهر ها متمرکز ننمایند وبه اطراف شهر سوق دهند.

مدیران شهری  می توانند با داشتن نگاهی توسعه طلبانه نسبت به ایجاد طرحی نوین در شکل و بافت شهر که تقارن بیشتری با طبیعت سرسبز و کوهستانی مهاباد دارد نسبت به اجازه و صدور مجوزها و پروانه های ساختمانی برای شهروندان برنامه ریزی نماید و مناطق اطراف شهر را تبدیل به مناطق سرشار از باغات و پارکها و اماکن تفریحی و فرهنگی نماید و حتی پروانه ساختمانی که صادر می نماید تنها دربرگیرنده ی اعیاناتی باشد که دارای محوطه و باغچه مبتنی بر طرح های گسترش فضای سبز باشند که این خود می تواند در توسعه شهر ها بگونه ای  طبیعت محور باشد.

با افزایش فضای سبز می توان ضمن کاسته شدن از آلودگی هوا از آلودگی های صوتی نیز جلوگیری نمود و به نحوی در سلامت روان افراد جامعه گام برداشت.و شهری آرام و دور از تشنج داشت.

پیشنهاد دوم؛ مدیران شهری می توانندبا برنامه ای مدون و طی یک پروسه ی حساب شده و منطقی  و با اعمال سیاست هایی اقدام به انتقال ادارات دولتی در گام اول و سایر تشکیلات در مراحل بعد به خارج از شهر نمایند.به این صورت که در خارج از شهر اقدام به تامین مکانی مناسب و در دسترس برای ادارات یاد شده  نمایند و فضای فعلی آنها را که اغلب در مرکزیت شهر واقع است به فضای سبز تبدیل نمایند. زیرا به عقیده ی بسیاری از صاحب نظران فضای سبز شهری باید در مرکزیت شهر و محل انجام فعالیت های روزمره مردم باشد بهرحال پارک باید در جایی باشد که زندگی در آن موج میزند، جایی که در آن ، فرهنگ و فعالیتهای بازرگانی و مسکونی است. تعدادی از بخشهای شهری، دارای چنین نقاط کانونی ارزشمندی از زندگی هستند که برای ایجاد پارکهای محلی یا میادین عمومی ، مناسب به نظر میرسند. این امر ضمن گسترش شهر، از بار ترافیکی مرکز شهر به طور چشمگیری میکاهد.

امید است که همه مسئولین و مدیران شهری ضمن وقوف به این امرمهم نسبت به اقدامات سازنده و فرهنگ سازی در این زمینه کوشا باشند .و از پتانسیل های موجود نهایت استفاده را نمایند با کمی آراسته کردن کناره رودخانه هایی که از داخل شهرها می گذرند به راحتی می توان چشم اندازهایی بی نظیر خلق کرد .همچنین به امید روزی که احداث و گسترش فضاهای سبز و پارک های داخل یا اطرف شهر مهاباد یکی از مطالبات جدی ما شهروندان از دستگاه های متولی امر باشد.

شهر مهاباد اگر به فضای سبزآن توجه جدی تری شود به مانند نگینی در استان و منطقه خودنمایی می کند.

دیاکو حسیــن زاده/ کارشناس ارشد برنامه ریزی شهری دانشگاه علوم تحقیقات گیلان

انتهای پیام/ گ



گفتگو