دوشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۶
www.mokrian.ir

  • تاریخ: چهارشنبه, ۱۸ بهمن ۱۳۹۶ / ساعت ۱۲:۳۴:۳۷
  • شناسه خبر: 2819

مهاباد از تبعیدگاه رژیم پهلوی تا قطب گردشگری در جمهوری اسلامی

مهاباد و دیگر شهرهای کردنشین کشور در رژیم پهلوی به واسطه محرومیت های فراونی که با آن دست به گریبان بودند کارکردی به عنوان تبعیدگاه مخالفان سیاسی رژیم داشتند اما پس از انقلاب و با رشد و توسعه روز افزون امروزه به قطب گردشگری کشور و منطقه تبدیل شده اند. مکریان؛ یکی از کارکردهای مناطق […]

مهاباد و دیگر شهرهای کردنشین کشور در رژیم پهلوی به واسطه محرومیت های فراونی که با آن دست به گریبان بودند کارکردی به عنوان تبعیدگاه مخالفان سیاسی رژیم داشتند اما پس از انقلاب و با رشد و توسعه روز افزون امروزه به قطب گردشگری کشور و منطقه تبدیل شده اند.

مکریان؛ یکی از کارکردهای مناطق کردنشین برای رژیم پهلوی به واسطه تفاوت زبانی و مذهبی این مناطق با دیگر شهرهای کشور؛ تبعید مخالفان سیاسی رژیم به این مناطق بود.

علاوه بر تفاوت های ذکر شده محرومیت های بی شمار مردمان این خطه از کشور از امکانات ابتدایی زندگی شرایط بسیارسختی را برای زندگی تبعیدی ها به وجود می آورد و همین موضوع رژیم را واداشته بود که برای دور کردن مخالفان جریان ساز و مهم خود و دور کردن آنها از شهرهای بزرگ از جمله تهران و قم و تبریز آنها را به شهرهای کوچک دور افتاده کردنشین نظیر مهاباد، بوکان و سقز تبعید نماید.

در طول حکومت سراسر خفقان پهلوی دوم، شخصیت های انقلابی مختلفی به شهرهای کردنشین تبعید شده بودند که هر کدام از این افراد بعدهها با نگارش خاطرات خود به گوشه هایی از زندگی در تبعید خود اشاره کرده اند.

در هم صحبتی با مهابادی های پا به سن گذاشته و یاد آوری سالهای حکومت پهلوی و اتفاق عظیم انقلاب از حضور طلبه ی میان سالی در شهرشان با خبر می شوی که نه تنها دوری از شهر و کاشانه و زندگی اجباری در شهری دور افتاده مانع تبلیغ و روشنگری های انقلابی اش نشده بود بلکه در میان مردم مهربان و میهمان نواز و صد البته ضد شاه کُرد به شخصیتی محترم و برجسته بدل شده بود.

مردم مهاباد که خاطرات آن روزها را به یاد دارند از تبعید و حضور آیت الله مکارم شیرازی در شهرشان می گویند.

به گفته مهابادی ها این مرجع عالی قدر شیعه در مناطق مختلف این شهر از جمله در جوار مسجد جامع “سور” پشت ساختمان اداره اطلاعات امروز و محلات حاشیه پارک استاد مجدی سکونت داشته است.

بر اساس اسناد موجود در مورخه ۳۰/۱۱/۱۳۵۶ کمیسیون حفظ امنیت اجتماعی قم اعلام کرده است که: «ناصر مکارم شیرازی، فرزند علی‌محمد، شغل واعظ: نامبرده بالا یکی از روحانیون افراطی و ناراحت شهرستان قم می‌باشد که طبق رای کمیسیون امنیت اجتماعی قم به اتهام تحریک مردم به انجام تظاهرات و اخلال در نظم عمومی به سه سال اقامت اجباری در شهرستان چابهار محکوم، لکن چون محل اقامت اجباری یادشده در شهرستان مذکور به مصلحت تشخیص داده نشده، محل تبعید وی از شهرستان چابهار به مهاباد تغییر یافته و یادشده به منطقه موصوف اعزام گردیده است.

آیت الله مکارم شیرازی درباره مهاباد به عنوان تبعید گاه دوم خود می گوید: «پنجاه روز در چابهار گذشت. اواخر اسفند بود. هوا به سرعت رو به گرمى مى‌رفت. بدن‌ها عرق سوز شده بود و نگران فرا رسیدن بهار و تابستان بودیم که ناگهان فرمان حرکت به سوى شهر مهاباد در شمال غربى کشور، صادر شد. با دو مامور یکى شیعه و دیگرى سنى؛ یکى مسلسل به دست و دیگرى با اسلحه کمرى، یکى حرف‌زن، و دیگرى تیرانداز ماهر، با مقدار زیادى فشنگ اضافى، این فاصله سه هزار و دویست کیلومترى را در مدتى قریب به یک هفته پشت سر گذاشتیم، و در میان برف و سرما وارد مهاباد شدیم!

با این که قانون تبعید (اقامت اجبارى) مى‌گوید: شخص تبعیدى هیچ‌گونه محدودیتى نباید داشته باشد و آزادى او از هر نظر تامین [باید] گردد، ما در مهاباد، به عکس چابهار، هیچ گونه آزادى نداشتیم. ندانم‌کارى‌هاى (و ایجاد فضای رعب و وحشتی که) رئیس شهربانى، و فرماندار آنجا سبب شده بود که مردم از هرگونه تماس با ما وحشت داشته باشند، دکتر محترم دندانسازى را تحت بازجویى قرار دادند که چرا دندان ما را اصلاح کرده. هیچ کس بدون اجازه ساواک جرئت اجاره دادن خانه به ما را نداشت. یک مامور مخفى، که مخفى هم نبود، همه جا مثل سایه ما را دنبال مى‌کرد، تلفن منزل شدیداً تحت کنترل بود. بعضى از مسافرانى را که از نقاط دور و نزدیک به دیدن ما مى‌آمدند به اطلاعات شهربانى یا ساواک مى‌بردند. با این که میل داشتم از آن فرصت گرانبها استفاده کرده و با علماى اهل تسنن در [باره] مسائل مختلف اسلامى گفتگو کنیم و آنها نیز متقابلاً چنین تمایلى داشتند، اما بر اثر فشار شدید دستگاه‌ها، قبل از گذشتن چهل روز این توفیق دست نداد. در آن محیط، همه از هم مى‌ترسیدند و سایه سنگین دستگاه‌هاى امنیتى ساواک و غیره بر همه جا افتاده بود».

با گذشت بیش از چهار دهه از آن روزها مهابادی های زیادی هنوز در قید هستند که خود همکلام و هم صحبت این روحانی عالی قدر شیعه بوده اند.

یکی از این افراد به مکریان می گوید: آیت الله مکارم عادت داشتند به حاشیه روخانه مهاباد و باغات آن(پارک ملت امروز) بروند و در آنجا مطالعه کنند و قدم بزند. خیلی از افرادی که می خواستند با ایشان هم صحبت شوند و سئوالات شرعی خود را  مطرح نمایند به این باغات می رفتند و بدور از چشم ساواکی ها با ایشان دیدار می کردند هرچند در اغلب اوقات مامورانی که ایشان را تحت نظر داشتند این افراد عموماً جوان را شناسایی می کردند و بعدها مزاحمت های فراوانی برای آنها و خانواده هایشان ایجاد می کردند، جالب اینکه با همه این فشارها هر روز بر تعداد آنها افزوده می شد.

یکی دیگر از این افراد می گوید: مرحوم پدرم احترام خاصی بر ای ایشان قایل بودند. حتی یکبار که میهمانانی از تهران نزد ایشان آمده بودند را بدور از چشم ساواک به خانه آوردند و پس از چند روز در فرصت مناسب آنها را به نزد آیت الله بردند.

ایت الله مکارم شیرازیبا اشاره دوباره به جو پراختناق مهاباد در دوران تبعیدشان در این شهر می گویند: « اما سرانجام دیدیم که همین مهاباد پرخفقان و سخت تحت کنترل، چگونه بیدار شد و صحنه عظیم‌ترین تظاهرات خیابانى گشت و این است محصول آن برنامه‌ها! جالب این است که دوستان تفسیر نمونه به طور متناوب هر ده روزه به مهاباد مى‌آمدند و برنامه تفسیر با سرعت پیشرفت کرد!»

بدون شک علی رغم یکی از مهمترین دستاورد های انقلاب ملت مسلمان ایران بر علیه رژیم وابسته و مستبد پهلوی از بین رفتن فضای امنیتی و محرومیت های فراوان در شهرهای قومی و خصوصا مناطق کردنشین کشور است.

جالب است بدانید امروز همان مهابادی که در دوران رژیم گذشته به عنوان تبعیدگاه مورد استفاده قرار می گرفت به بزرگترین قطب گردشگری منطقه و استان آذربایجان غربی تبدیل شده و سالانه صدها هزار هموطن با مذاهب و قومیت های مختلف برای گذراندن اوقاتی خوش به همراه خانواده خود به این شهر زیبا و پر جاذبه سفر می کنند.

انتهای پیام/ گ



گفتگو