سه شنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۹۷
www.mokrian.ir

  • تاریخ: پنج شنبه, ۱۶ فروردین ۱۳۹۷ / ساعت ۱۳:۴۲:۵۳
  • شناسه خبر: 3241

شعری برای مناقشه باغ مکائیل مهاباد

  *موشی میان دام جان می‌دهد، اما دست برنمیدارد از آخرین دارایی‌اش… از قالب پنیر متلاشی شده و از تلاش عبثش چیزی نمی فهمد! بی‌محابا خواستن، گاهی نمی‌ارزد . . . ‌ مکریان؛ حکایت موش و پنیر متلاشی شده و تله و تلاش عبث و بی محابا خواستن ،شاید بنحوی همان داستان۱۴ قطعه زمین موسوم […]

 

*موشی میان دام

جان می‌دهد،

اما دست برنمیدارد

از آخرین دارایی‌اش…

از قالب پنیر متلاشی شده

و از تلاش عبثش چیزی نمی فهمد!

بی‌محابا خواستن،

گاهی نمی‌ارزد . . .

مکریان؛ حکایت موش و پنیر متلاشی شده و تله و تلاش عبث و بی محابا خواستن ،شاید بنحوی همان داستان۱۴ قطعه زمین موسوم به زمین های دادگستری و تغییر کاربری آنها و پی کنی و ورود اشخاص حقیقی و حقوقی و سمن های فعال در امر محیط زیست به این ماجرا و طرح مسئله بصورت گسترده در فضای مجازی باشد که امروزه می توان آن را حکایتی آشنا در افکار عمومی قلمداد کرد.

اظهار نظر مدیران ارشد شهرستان در این مورد بخصوص و بصورت شفاف نشان از حساسیت موضوع دارد، مطلبی که گاه با فرافکنی و اظهار عدم آگاهی مسئولین ذی ربط شائبه سوء استفاده در آن متبادر اذهان می شود و گاه با موج سواری هیجانی از منظری دیگر  واقعیت امر را با چالش روبرو می کند.

اما در کنار این چالش، حقیقت انکار ناپذیر ماجرا این است که در سه دهه اخیر بیشترین تجاوزات به فضای سبز و نایژه های تنفسی مهاباد صورت پذیرفته است و این تجاوزات بصورت علنی و در روشنایی روز و با اعمال نفوذ در کنار ندامت کاری مسئولین و در مقابل دیدگان حافظان محیط زیست و عموم مردم انجام پذیرفته است.

باغها به مرور زمان خشکانیده شده اند و جای خود را به بتن و خشت و آجر و قیر و ماسه داده اند، به عنوان مثال از “باغ اسماعیل آقا” با آن همه کبکبه و دبدبه چیزی باقی نمانده است،از “باغ سیسه” آنچه برجای مانده است فقط اسم شریف آن است و “باغ شافعی” و صدها قطعه زمین با کاربری فضای سبز تغییر ماهیت داده اند و دیگر خبری از چمن زارها و درختان و زمزمه های پرنده ها در لا به لای شاخ و برگ آنها نیست و بادها هم مسیر این درخت زارهای قدیمی را فراموش کرده اند، حتی حریم رودخانه رویایی مهاباد هم از این نامهربانی ها بی نصیب نمانده است.

متاسفانه باید این را پذیرفت که اگر امروزه در کنار وجدان های بیدار و به تعداد انگشتان دست، سازمان های مردم نهادی که دغدغه هوای پاک و حفظ هویت واقعی شهری را دارند ، سکوت منواکسیدکربنی تعداد زیادی از همشهریان به خواب رفته در روزمرگی، آینده تاریک و مرگ آوری را برای شهر رقم می زند، مقصر همه ما هستیم.

بحث تغییر کاربری ها و بتن و میلگردی شدن فضای باغ مکائیل تنها فضای زنده ای که در این آشفته بازار از نامهربانی های دلالان و سودجویان با آن همه زخم های پیدا و پنهان فعلاً جان سالم به در برده است، از دو جنبه عمومی و حقوقی قابل بررسی و به تبع آن پیگیری است.

بحث حقوقی آن همان ارجاع به گذشته و پرونده این زمین ها و مالکان اصلی آن و نحوه دست یازیدن در تغییر کاربری آن است که ممکن است برای خیلی از مسئولین دیروزی و امروزی به دلیل رد پای آلوده اشان در آن خوشایند نباشد و نیاز به بحث کارشناسی و حقوقی با مستندات موجود در بایگانی شهرداری و اداره مسکن و شهرسازی و سایر مراجع ذی ربط دارد و در نوشتاری تحت عنوان “تحلیل حقوقی بر مناقشه تغییر کاربری فضای سبز شهری مهاباد” به درستی و موشکافانه توسط نویسنده نوشتار “بختیار سیدنظامی” تجزیه و تحلیل و واکاوی شده است.

اما جنبه عمومی این موضوع تجاوز به بکر ترین منطقه گردشگری و تفریحی شهر است که وظیفه تک تک شهروندان مهابادی است با جدیت و احساس مسئولیت به آن ورود پیدا کنند،کاری که تا کنون بخوبی انجام پذیرفته و همانطور که گفته شد واکنش و موضع گیری فعالان مدنی و اشخاص حقیقی و حقوقی را به شیوا ترین رویه ممکن در پی داشته است و حتی سبب توقف عملیات ساخت و ساز در این فضا شده است.

تاکید شورا و شهرداری بر توقف خاکبرداری ها و ورود به مصالحه با مالکین به همراه تاکید نماینده مردم مهاباد: “که ساخت و ساز در شریان تنفسی شهر مهاباد ممنوع است” پشتوانه مناسبی برای حل چالش زیست محیطی و دغدغه های برحق دوستداران طبیعت در ابتدای سال جاری بود، هر چند در این میان، تناقضات موجود در اظهار نظرهای چند تن از اعضای شورا و شهردار نیاز به روشن گری مضاعف در جهت تنویر افکار عمومی را می طلبد.

صد البته باید اذعان کرد که مناقشه موجود بر سر این زمینها بیشتر از آنکه به اشخاص حقیقی صاحبان املاک برگردد، متوجه نحوه تغییر کاربری آن از فضای سبز به مسکونی و البته چگونگی ورود این قطعه زمینها به طرح تفصیلی جدید شهری با کاربری مسکونی می باشد که جای شبهه و شائبه و نیازمند بررسی و شفاف سازی در راستای کشف فساد اداری و تخلفات احتمالی این بخش از پرونده است.

از طرف دیگر، چگونگی تغییر و تحول و زمین هایی که بدون تشریفات قانونی لازم به کارکنان وقت دادگستری واگذار گردیده اند و فرایند دگردیسی مالکیت آنها به دلال مآبی در حرکتی که بنا به شواهد و قرائن توسط چند تن از کارکنان شهرداری و بنگاه داران ، پروانه و مجوز ساخت و ساز گرفته اند، به دلیل امکان اعمال نفوذ و حتی شائبه سوء استفاده از موقعیت داخل سازمانی نیز ، نباید از نظر دور و مغفول بماند.

و نهایتاً بررسی و احقاق حق همه این بایدها و نبایدها و شایدها و اما و اگرها و گمانه زنی و تشکیک ها میسر نیست مگر در چهار چوب قانون و مقررارات و در محکمه دادگاهی صالح و صد البته با حضور تیم حقوقی مقتدر و متخصص از طرف شهرداری به وکالت از طرف مردم مهاباد که ضمن  اعاده حقوق تنفسی شهر، با قدرت و جدیت بتواند نقاب از چهره متخلفان در هر پست و مقامی بردارد.

و نیز یادمان بماند:

بی محابا خواستن، گاهی نمی ارزد…/

*شعر از علی_سیدصالحی

ماردین سید احمدی

انتهای پیام/ گ



گفتگو