سه شنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۹۷
www.mokrian.ir

  • تاریخ: جمعه, ۱۷ فروردین ۱۳۹۷ / ساعت ۲۳:۵۹:۲۵
  • شناسه خبر: 3250

معامله مرگ و قدرت

مکریان؛ تحولات فلسطین پس از یک برهه رکود و به حاشیه رفتن در پی بروز تحولات سیاسی عدیده در خاورمیانه پس از بروز انقلابات مردمی در کشوهای عربی موسوم به «بهار عربی»، امروزه و با پایان آشوب داعش در عراق و سوریه و برملا شدن برنامه های دولت ترامپ برای منطقه بویژه در موضوع آنچه […]

مکریان؛ تحولات فلسطین پس از یک برهه رکود و به حاشیه رفتن در پی بروز تحولات سیاسی عدیده در خاورمیانه پس از بروز انقلابات مردمی در کشوهای عربی موسوم به «بهار عربی»، امروزه و با پایان آشوب داعش در عراق و سوریه و برملا شدن برنامه های دولت ترامپ برای منطقه بویژه در موضوع آنچه روند صلح اعراب و اسرائیل گفته می شود، اکنون مجددا اهمیت حیاتی خود را بازیافته است. این امر به طور حتم مواضع قدرت‌های منطقه‌ای رقیب و بویژه دولت‌هایی که دارای نفوذ سیاسی و سابقه نقش آفرینی در موضوع فلسطین هستند را دارای اهمیت می‌کند. نخست اینکه مواضع این قدرت‌های منطقه ای می‌تواند نقش تاثیرگذاری بر روند تحولات به صورت موفقیت و یا عدم موفقیت طرح‌های موجود (مشخصاً طرح معامله قرن که ترامپ درصدد پیاده سازی آن است)، برهم خوردن تعادل میان دو کفه ترازوی پیشبرد سازش سیاسی و یا مقاومت نظامی و همچنین اتحاد و یا افتراق در نگرش جهان اسلام بویژه دولت‌ها اسلامی داشته باشد و ثانیاً اینکه تحولات فلسطین خود به موضوعی کلیدی در کنار سایر پرونده های مهم منطقه ای در جریان رقابت قدرت هایی چون ایران، عربستان سعودی، ترکیه و مصر برای ایجاد و تثبیت نظم آینده منطقه قرار می‌گیرد.

یکی از کشورهایی که همواره داعیه‌ رهبری اعراب در تخاصم با اسرائیل و همچنین حمایت از حقوق ملت فلسطین در برابر تعرضات مداوم رژیم صهیوینستی را داشته عربستان سعودی بوده است. در این میان نظام سعودی که اکنون دوره ای پرتلاطم از دگرگونی‌‌های اجتماعی و فرهنگی همراه با تغییر و تحولات سیاسی و اقتصادی را به رهبری محمد بن سلمان ولیعهد جوان این کشور، تجربه می‌کند، در حوزه بحران فلسطین نیز چرخشی استراتژیک را از خود نشان می‌دهد که بسیار حائز اهمیت است. روز گذشته محمد بن سلمان که برای رایزنی با مقامات آمریکایی در این کشور به سر می‌برد طی گفتگو با رسانه‌ها به طور تلویحی اعلام کرد که عربستان سعودی “حق” اسرائیل را برای سکونت در سرزمین خود یعنی اراضی اشغالی فلسطین به رسمت می شناسد. این سخنان اگرچه تغییری بنیادین در نوع دیدگاه سعودی‌ها نسبت به پذیرش موجودیت رژیم صهیونیستی را نشان نمی‌دهد چرا که پیشتر علاوه بر ملا شدن روابط و همکاری‌های پنهانی ریاض-تلآویو، عادل الجبیر وزیر خارجه سعودی اعلام کرده بود که در صورت پذیرش تشکیل دولت فلسطینی از سوی اسرائیل، عربستان و به اذعان وی دیگر کشورهای عربی حاضر هستند تا موجودیت این رژیم را به رسمیت شناخته و به عادی سازی روابط با آن اقدام کنند؛ اما با این وجود سخن گفتن از “حق” اسرائیلی‌ها توسط محمد بن سلمان پیام های مهمی را برای فلسطینیان و اسرائیل داراست.

پذیرش اشغالگری

سخنان محمد بن سلمان در آمریکا همزمان با بروز بزرگترین تظاهرات فلسطینیان به مناسبت روز بازگشت و سرکوب شدید همراه با کشتار گسترده آنان طی دو سه سال اخیر ایراد می شد. این موضوع به هیچ وجه اتفاقی نیست چرا که علی رغم محکومیت گسترده بین المللی این جنایت از سوی نهادها و کشورهای مختلف جهان و درخواست گروه های فلسطینی برای اعمال فشار جهانی و بویژه کشورهای اسلامی بر رژیم صهیونیستی و انجام تحقیقات مستقل بین المللی که با مخالفت آمریکا تصویب نشد، شاهد هستیم که سکاندار سیاست خارجی عربستان سعودی با چشم پوشی بر این جنایت، یکی از بی سابقه ترین مواضع را همسو با منافع اسرائیل و در تقابل با منافع فلسطینیان اتخاذ می‌کند. در این رابطه باید توجه داشت استفاده از واژه “حق” به معنای پذیرش استیلای اسرائیل بر سرزمین هایی است که به مرور با شهرک سازی های غیرقانونی و پس از ۱۹۶۷ تصرف کرده است که شامل تصرف بخش شرقی قدس نیز می‌شود. عربستان در طی بیش از ۴ دهه اخیر یعنی پس از آخرین رویارویی نظامی اعراب و اسرائیل در سال ۱۹۷۳، در کنار مصر از روند مذاکره و سازش سیاسی با این رژیم حمایت کرده و یکی از مبتکران طرح صلح عربی برای تشکیل دو دولت بوده است. بنابراین سخنان محمد بن سلمان، که اگر اتفاق غیرقابل پیشبینی و خارق العاده ای روی ندهد پادشاه عربستان در چند دهه آینده خواهد بود، به نوعی اعلام رسمی عقب نشینی نظام سعودی از مفاد طرح صلح عربی (برای تشکیل دولت مستقل فلسطینی به پایتختی قدس شرقی و بر اساس مرزهای ۱۹۶۷) می باشد.

تایید بر اتحاد

با اعلام برنامه آمریکا برای انتقال سفارت خود از تل آویو به بیت المقدس از سوی ترامپ -که خواسته چندین ساله جناح محافظه کار و لابی صهیونیتست‌ها در این کشور و رژیم صهیونیستی بود- و اعلام مخالفت جهانی با این موضوع که انزوای سیاسی آمریکا را به طور کم سابقه ای رغم زد، کاخ سفید برای خروج از این انزوا فشار گسترده ای را بر دولت های عربی متحد خود در منطقه بویژه عربستان سعودی وارد آورد تا مواضع خود را با واشنگتن مطابقت دهند. سعودی ها در ابتدا برای حفظ وجهه خود در میان ملتهای مسلمان و همچنین به دلیل ترس از واکنش های داخلی اسلام گرایان منتقد حکومت همچون اخوان المسلمین، مخالفت غیرعملی را با این موضوع ابراز داشتند. اما با توجه به تحولات صورت گرفته در دولت آمریکا با روی کار آمدن جان بولتون و مایک پنس و همچنین به سرانجام نرسیدن پرونده های دخالت ریاض در سوریه و یمن و عراق و حتی لبنان آنگونه که سعودی ها انتظار داشتند، محمد بن سلمان برای کسب رضایت واشنگتن در مورد پادشاهی خود (حتی پیش از مرگ پدر) و کمک گرفتن از آمریکا و اسرائیل در این بحرانها، که شکست در آنها می تواند موقعیت و جایگاه وی و اصلاحات هدفمند او را به شدت متزلزل کند، فلسطین و آرمان فلسطینیان برای بازگشت به زمین های آبا و اجدادی خود و زندگی آرام بدون تجاوزات و حملات صهیونیست ها را معامله کرد.

انتهای پیام/ ی



گفتگو