سه شنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۷
www.mokrian.ir

  • تاریخ: دوشنبه, ۲۰ فروردین ۱۳۹۷ / ساعت ۱۲:۰۰:۲۳
  • شناسه خبر: 3257

فقر مهارتی چیست؟

مکریان؛ فقر یک پدیده و ناهنجاری اجتماعی است که غالباً از توزیع ناعادلانه منابع نشأت می گیرد، در سالهای اخیر واژه های ترکیبی با فقر سبب بازگشایی دریچه هایی به محیط هایی ناشناخته از زوایایی پنهان فقر شده اند که خود سبب ایجاد گفتمان هایی تازه در این حوزه ها بوده است، فقر فرهنگی، فقر […]

مکریان؛ فقر یک پدیده و ناهنجاری اجتماعی است که غالباً از توزیع ناعادلانه منابع نشأت می گیرد، در سالهای اخیر واژه های ترکیبی با فقر سبب بازگشایی دریچه هایی به محیط هایی ناشناخته از زوایایی پنهان فقر شده اند که خود سبب ایجاد گفتمان هایی تازه در این حوزه ها بوده است، فقر فرهنگی، فقر جسمی، فقر عاطفی، فقر معنوی، فقر ذهنی(روحی) ، فقر مهارتی را می توانند در این دست واژه ها دسته بندی کرد.

تا اواخر سده بیستم، در یک کلیت معمول کلمه فقر،معطوف معنوی به فقر مادی بود و این لغت به کسی اطلاق می شد که توانایی برطرف کردن نیازهایی مادی اولیه زندگی اش را نداشت و یا در رتبه بندی بر مبنای رفاه اجتماعی، در پایین ترین رده های ممکن، قرار می گرفت و در حقیقت این معنی و مفهوم خاص، تا به امروز نیز شامل مهمترین برداشت و کاربرد از واژه فقر در تقابل با فرهنگ عامیانه و افکار عمومی تلقی شده است.

اگرچه تاکنون در راستای تعیین تعریف واحدی از فقر، علیرغم کند و کاو در کتب و مقالات متخصصان علم جامعه شناسی و اقتصاد، توفیق اتفاق نظر جامع و کاملی حاصل نشده است، اما تعاریف جالبی از فقر وجود دارد که در این نوشتار به اختصار به چند تعریف شمولیت پذیرتر از آنها اشاره می شود.

فقر را مي‌توان ناتواني انسان در اختیار و آزادی عمل، به علت کمبود منابع مالي و يا فرصت ها، براي کیفیت بخشیدن به زندگی دانست.
در یک تعریف دیگر: فقر به معنای وضعیتی است که فرد، فاقدِ میزان معینی دارایی‌های مادی یا پول است.
و در تعریفی جامع تر مفهوم فقر در میزان دسترسی افراد به منابع جهت برآورده کردن نیازهایشان است. نیازهای انسانی در پایین‌ترین سطح خود ممکن است نیاز به خوراک، پوشاک، آب و سرپناه برای زندگی باشد. اگر کسی از این نیازهای اصلی محروم شود فقیر مطلق نامیده می‌شود. شکل دوم فقر، فقر نسبی است که مفهومی به مراتب کلی تر دارد. این دسته از افراد اگرچه توانایی برآورده کردن نیازهای اولیه خود را دارند اما در مقایسه با سایر افراد توانایی تامین سایر نیازهای خود را به دلیل محدودیت در منابع مالی در دسترس، ندارد.

در کنار مفهوم کلی و نسبی فقر، واژه تخصصی خط فقر وجود دارد که منابع لازم برای میزان دسترسی به حداقل نیازهای زندگی یک نفر را در بر دارد یا به عبارتی دیگر شاخصی است که حداقل کالری مورد نیاز برای یک زندگی را تعیین می کند بطوری که افراد بالای خط فقر توانایی دسترسی به خدمات آموزشی و بهداشتی و آب و غذا و مسکن را دارند و این رفاهیات و امکانات برای افراد زیر خط فقر وجود ندارد و این افراد فقیر مطلق محسوب می شوند، درجه خط فقر نیز بر اساس جغرافیاهای مختلف، می تواند متفاوت باشد، به عنوان مثال در آمریکا خط فقر برای یک واحد غذایی ۴/۹۱ دلار و خط فقر برای همین مورد در کشور سوئیس ۱۰/۲۵ دلار برآورد شده است.

براساس بررسی هاي آکسفام(Oxfam)، سازمان‌ بین‌المللی امدادرسانی برای ریشه‌کن کردن فقر، گرسنگی و بی‌عدالتی، ۸۵ نفر از ثروتمندترين افراد جهان، ثروتي برابر با دارايي ۵۰ درصد از جمعيت فقير جهان را در دست دارند و حداقل ۸۰ درصد از مردم جهان با دارايي کمتر از ۱۰ دلار در روز زندگي مي‌کنند.
این آمار نشان می دهد: يک درصد از ثروتمندان جهان در مجموع ثروتي برابر با ۱۱۰ هزار ميليارد دلار در اختيار دارند که اين مقدار ۶۵ برابر دارايي ۵۰ درصد مردم فقیر جهان است.

اما فقر مهارتی چیست؟

مهارت چیست؟
توانایی انجام دادن شیوه درست یک کار را مهارت تعریف کرده اند، بله، مهارت تعریفی است به همین سادگی!
انواع مهارتها در جنس و ماهیت های مختلف قابل یادگیری بوده و ثابت شده است که در صورت تمرین و تکرار درجه ماهر بودن افراد آموزش دیده نیز به میزان درجه آموزش و ممارست بالاتر می رود، بر مبنای همین تعریف و در یک نگاه کسر مهارت یا فقر مهارتی به کمبود یا عدم توانایی یک فرد برای انجام دادن کاری اطلاق می شود.
از دیدگاه علم جامعه شناسی و متخصصان روان شناسی امروزه حتی فوت و فن هایی زیربنایی برای بهبود کیفیت زندگی وجود دارند که از آنها به عنوان مهارتهای زندگی یاد می شود، مهارتهای که تحت عنوان مهرتهای ده گانه شناخته می شوند که گاهاً آنها را با عنوان های خلاصه شده ذیل می شناسیم:
تصمیم گیری و حل مسئله،
تفکر خلاقانه و تفکر نقادانه،
مهارت های ارتباطی و مهارت مدیریت رابطه،
خودآگاهی و همدلی،
مدیریت احساسات و هیجانات و مدیریت استرس،

در کنار مهارتهای اساسی زندگی، مجموعه ای دیگر از مهارتهای ضروری وجود دارند که از آنها بعنوان مهارتهای شغلی و تخصصی یاد می شود، این مهارتها باعث می شوند در کنار سبک صحیح زندگی گردن از امکانات و لوازم و تجهیزات مورد نیاز و تسهیل گر در این امر استفاده کرد.

بعنوان مثال:در علم مدیریت، مهارتهای مدیران شامل مهارتهای انسانی، مهارتهای ادراکی و مهارتهای فنی تعریف شده اند که فقدان هریک از آنها موفقیت شغلی مدیر در رسیدن به اهداف سازمانی را که در اصل همان «مهارت مدیریت» تعریف می شود، با چالش روبرو می کند.

جنس و نوع و تعدد مهارتها، بسته به شغل و تخصص متفاوت است، هر کار و شغل، شامل شرح و بسط و تعریف هایی است که توسط مدیران منابع انسانی در کنار اساتید دانشگاهی و متخصصین شغلی مربوطه بعنوان شرح شغل تدوین شده است، در راستایی تامین نیروی کار و تربیت شغلی افراد ماهر ، سازمان های متولی مهارت آموزی نیز بسته هایی را تحت عنوان استانداردهای شغلی برای رسیدن نیروی انسانی به درجه لازم از مهارت مورد نیاز برای پوشش شغلی مربوطه تدوین کرده اند که معمولا از صفر تا صد آن شغل را مقسم به بسته های کوچکتر و بصورت الویت بندی شده شامل می شود.

در خصوص ثروت و فقر “مارکس” اعتقاد داشت که سرمایه زیربنای همه امورات است، بنابراین وقتی مردم جامعه فقیرند ممکن است به هر کاری دست بزنند، او می‌گوید، «فقر مادر کلی نابسامانی‌ها و تذبذب‌های اجتماعی است»، در مباحث اسلامی هم در این مورد گفته شده است:
«وقتی فقر از دری وارد شود، ایمان از در دیگر خارج می‌شود»

شکی در این نیست که فقر اقتصادی تهدیدی بسیار جدی برای جامعه به حساب می آید و سلامت جسم و روان انسانها را نشانه می گیرد و باعث و بانی آسیب های اجتماعی مانند دزدی، جنایت، فحشا، قاچاق، بی سوادی و بسیاری دیگر از تبعات منفی بعدی این آسیب ها از جمله طلاق و اعتیاد و ….می شود.
بر همین اساس نیز کمبود مهارت به گونه ای که فرد فرصت های شغلی را از دست بدهد فقر مهارتی محسوب می گردد و مرز و حدود بین کسب یا رد فرصت شغلی را نیز می توان “خط فقر مهارتی” تعریف کرد، فقر مهارتی و خزیدن به زیر خط فقر مهارتی نیز علاوه بر اینکه در مرحله اول تهدیدی جدی برای اشتغال و در درجه ای بالاتر تولید که ماحصل آن شکوفایی اقتصادی است، محسوب می شود، در مرحله ثانویه آثار آن منجر به فقر مادی گردیده و بر همین منوال تبعات منفی آن را که ذکر شد مسلسل وار به دنبال خواهد داشت.

در کنار رشد کمی آموزشهای دانشگاهی در کشور و گرایش و اقبال عمومی به مدرک و عدم توجه دانشگاهها به ابعاد مثبت و اشتغال آفرین مهارت آموزی، خیل فارغ التحصیلان تئوریک مراکز آموزش عالی غالباً در انتظار مشاغل دولتی و پشت میز نشینی، دوران طلائی جوانی و اوج انرژی و فعالیت خود را به جستجوی استخدام دولتی بیهوده سپری می کنند که حتی هیچگونه دورنمای روشنی برای آن متصور نیست، البته که در کنار این مدرک گرائی عدم سنخیت رشته هایی دانشگاهی با بازارکار نیز از عوامل عدم دسترسی فارغ التحصیلان دانشگاهی به فرصت های شغلی محسوب می شود و این چالش ها نیز از عوامل تشدید کننده و زیان بار فقر مهارتی به شمار می آیند، فقری که در طول دو دهه از بهترین ایام زندگی جوانان و مناسب ترین زمان آموزش پذیری ذهنی و جسمی آنها، شناسائی و جبران نشده است و لاجرم ممکن است دو دهه دیگر از عمر نیروی فعال جامعه را در یک حالت انتظار (آماده به کار) تهدید کند.

عامل فرهنگی یکی دیگر از عاملان تشدید فقر مهارتی در کشور محسوب می کردد، تمرکز نخبگان تحصیلی کشور بر چند رشته محدود دانشگاهی و بلاخص رشته های پزشکی و تلاش برای اشتغال در حوزه بهداشت و درمان به بهانه تضمین شغل و امنیت نسبی فرصت سازی شغلی در آن حوزه را می توان یکی از عوامل تشدید کننده فقر مهارتی در کشور قلمداد کرد، کوچ نخبگان از حوزه های علوم انسانی و بلاخص حوزه مدیریت و برنامه ریزی های آموزشی و کارآفرینی و جدی تلقی نشدن افراد در نقش رشته های مدیریت منابع انسانی را بصورت استراتژیک در این چند دهه، می توان باعث و بانی تشدید مضاعف فقر مهارتی در بازارکار کشور برشمرد.

علاوه بر این عوامل تشدید کننده بسامد فقر مهارتی، از آنجا که این سنخ فقر در حقیقت از عدم توانایی در انجام کارهایی که فرصت شغلی تلقی می شوند، نشأت می گیرد، افرادی که دارای مهارتهایی ویژه اما غیرکاربردی و بلا استفاده در اشتغال هستند را نیز باید به مجموعه های موجود در زیر خط فقر مهارتی اضافه کرد.
به علاوه همه این ها،گاهی یک مهارت به تنهایی نمی تواند ضامن موفقیت و بکارگیری یک فرد در یک شغل باشد و مجموعه ای از مهارت ها لازم است تا شرایط احراز شغل را برای شخص جویای کار فراهم نماید، در این صورت برای گذار از خط فقر مهارتی، سبد مهارت مورد نیاز است تا کارجو بتواند بر اساس مجموعه ای از توانایی ها و مهارت ها از عهده وظایفی که بر اساس استاندارد شغلی برایش تعیین شده است، برآید.

سبد مهارتی مجموعه ای از مهارتهای مکمل است که در کنار همدیگر یک مهارت کلی تر را بوجود می آورند و امروزه در حقیقت برای استفاده از فرصت های شغلی موجود در جامعه ضرورت دارند، سبدهایی که یک فرد موفق باید نسبت به افزایش محتویات و بروز کردن آن ها در طی دوران انتظار و حتی خدمت اقدام نماید تا علاوه بر تامین نیازهای انسانی، از قافله مهارت نیز که ضامن بقای استمرار و حضور کاری و پیشرفت او است،جا نماند.

از راهکار های پذیرفته شده جهانی برای مبارزه با فقر ، به برقراری عدالت اجتماعی و تقسیم متوازن منابع توسط حکومت ها، ایجاد مسیر خیریه-رفاه و یارانه های دولتی، می توان اشاره کرد.
برای مبارزه با فقر مهارتی و مصون ماندن از پیامدها و آثار مخرب و زیان آور این چالش، راه مطمئن و تضمین شده ای بنام «کسب مهارت از طریق آموزش های فنی و حرفه ای»، وجود دارد، کسب مهارت تا درجه ای که فرد بتواند یک فرصت شغلی استاندارد و جامعه پذیر موجود را کسب کند و یا برای خود بوجود بیاورد، در حقیقت این مهارت آموزی یک نوع بازاریابی اشتغال، در گذار از فقر مهارتی به سمت استغناء فنی و حرفه ای تلقی می شود.

امروزه و در عصر ارتباطات و اطلاعات، نمی توان تاثیر شگرف پیشرفت فناوری بر سبک زندگی و سیاق کار و شغل آدمها را که به شیوه ای پیچیده در چهار چوب دنیای ارتباطات مدرن و انفجار اطلاعات در هم تنیده شده اند، انکار کرد و با این اوصاف انسان موفق کسی است که بتواند برای فرار از زیر خط قرمز فقر ، سبدی از مهارتهای زندگی و تخصصی شغلی مورد نیازش را گلچین کرده باشد و همزمان با پیشرفت برق آسای تکنولوژی، بصورت مستمر، بروز نماید.
البته که این بعد فردی قضیه است و دولت نیز موظف است برای رفع نیاز‌های مادی و به دنبال آن مهارتی افراد و گروه‌ها و اقشار مختلف اجتماع، به صورت متوازن و جامع، به گونه‌ای تلاش و برنامه ریزی کند كه علاوه بر از بین بردن احساس تلخ تبعیض و نابرابری های اجتماعی ناشی از انواع فقر که فقر مهارتی یکی از انواع مزمن آن است و مطمئناً به تبع این احساس زدایی، رفتار‌های خلاف هنجار متاثر از این پدیده نیز کاهش خواهد یافت، ضمن برقراری عدالت دسترسی به آموزش های مهارتی و در رأس آنها آموزش های فنی و حرفه ای، با توانمند سازی احاد جامعه در جهت موازای، زمینه همبستگی و مشاركت اجتماعی در مسیر توسعه كشور را فراهم آورد و این ممکن نیست مگر با اتخاذ استراتژی کاهش کمّی آموزش های رسمی تئوریک و به موازات این فرایند، سوق دهی مشتریان، ضمن ارزش دهی و کیفی سازی، به سمت آموزشهای فنی و حرفه ای.

ماردین سید احمدی/ کارشناس ارشد مدیریت

انتهای پیام/ ی



گفتگو