جمعه ۲۹ تیر ۱۳۹۷
www.mokrian.ir

  • تاریخ: شنبه, ۵ خرداد ۱۳۹۷ / ساعت ۱۳:۵۵:۴۹
  • شناسه خبر: 3445

نقدی بر شیخ الرئیس مهاباد

مکریان؛ محمد مهدی شهریاری بیست و ششم اردیبهشت ماه امسال در رأس یک هیئت استانی برای سومین بار پس از به دست گیری سکان هدایت استانداری آذربایجان غربی به مهاباد سفر کرد. ایرج شجاعی، فرماندار مهاباد در این مراسم و در حضور استاندار آذربایجان غربی و مقامات استانی و شهرستانی که به منظور افتتاح ۸۳۸ […]

مکریان؛ محمد مهدی شهریاری بیست و ششم اردیبهشت ماه امسال در رأس یک هیئت استانی برای سومین بار پس از به دست گیری سکان هدایت استانداری آذربایجان غربی به مهاباد سفر کرد.
ایرج شجاعی، فرماندار مهاباد در این مراسم و در حضور استاندار آذربایجان غربی و مقامات استانی و شهرستانی که به منظور افتتاح ۸۳۸ واحد مسکن مهر در محل مسکن مهر روناس برگزار شد، برای چندمین بار در طول مسندنشینی اش بر این پست ویژه، خود و نماینده مردم مهاباد در مجلس شورای اسلامی به همراه امام جمعه شهرستان را یک تیم خطاب کرد، مطلبی که صرف نظر از صحت شکلی، بصورت ماهیتی با وظایف این افراد در تضاد است.

هرچند شاید در راستای تحقق اهداف کلان توسعه شهرستان، تا حدودی بتوان کارکرد گروهی این مجموعه سه نفره را توجیه کرد اما با توجه به این که لازمه وجود یک تیم سنخیت در هدف و همگونی در منافع مشترک در حین وابستگی تعریف می شود، فلسفه و پایه و اساس این خبر معیوب به نظر می رسد.

“یک تیم به تعداد اندکی از افراد اطلاق می‌شود که دارای مهارت‌های مکمل باشند و مقاصد، اهداف، و رویکردهای مشترک‌ را دنبال کنند” طبق نظر “کاتزنباخ” و “اسمیت” اعضای تیم به یکدیگر وابسته‌ هستند یعنی که عدم فعالیت یک عضو از تیم باعث اخلال در انجام کار تیمی می‌شود.
در حقیقت کار آنها اثر متقابل بر اعضاء می‌گذارد. اما برعکس، گروه‌های کاری، گروهی از افراد هستند که با یکدیگر کار می‌کنند و غالباً توسط یک نفر راهنمایی و هدایت می شوند، برخلاف روح و ماهیت همکاری مکمل تیمی، در گروه ها، کار شخصی بیشتر نمود دارد.

کاتزنباخ و اسمیت، شش اصل برای کار تیمی را ضروری می دانند: -تعداد کم افراد (کمتر از ۱۲ نفر) -مهارت‌های تکمیل کننده -نیت مشترک -پذیرش رویکرد کاری توسط تمام اعضای تیم -مسئولیت
-پاسخگویی همگانی

“امیل دورکیم” جامعه شناس شهیر فرانسوی اعتقاد داشت: فرد با اجتماعی شدن،جامعه پذیر نیز می شود و این فرایند براساس تعلیم و تربیت صورت می پذیرد، در غیر این شرایط دورکیم تنها راه مهار سرشت شرور افراد و رویه همگام نمودن آنها با وجدان جمعی را اِعمال زور می دانست.
دورکیم می گوید: هرچه مشابهت افراد یک گروه اجتماعی بیشتر باشد بی کفایتی شان نیز به همان میزان بیشتر خواهد بود، او معتقد بود افزایش وجدان جمعی موجب کاهش فردیت می شود.

با نیم نگاهی به این تعریف و ضمن ضرورت توجه موازی به آثار زیان بار همسان اندیشی (اجباری) در نظریه های این جامعه شناس فرانسوی باید اذعان کرد: ادعای این تیم صوری و خیالی در حالی مطرح می شود که گمانه زنی ها حکایت از این دارد که در پشت پرده فرمانداری شخص و یا اشخاصی در کسوت تصمیم ساز و سیاست گزار بعنوان بازیگردان صحنه مدیریت شهرستان مهاباد حکومت درسایه ایجاد کرده اند و این فرضیه تیم سازی برای فرار از واقعیت استحاله شدن در این قدرت پشت پرده، ساخته و پرداخته ذهن شیخ الرئیس شهرستان مهاباد است.

اطلاق کلمه تیم به سه هدف گزاری متفاوت از طرف اعضای نامتجانس منتصب و منتخب از سه مرجع مختلف در حالی که یکی از این جریان ها مطابق نص قانون بعنوان ناظر عملکرد جریان دیگر انتخاب شده است بنا بر اصل نفی وحدت مجری و ناظر غیر ممکن و یا خلاف قانون است و به صرف انتشار چند بیانیه مشترک در بزنگاههای حساس تقویمی، این تعریف را نمی توان برای آن به کار برد.

تا کنون نتیجه خالی ماندن محیط فرمانداری از معاونان و مشاوران توانا و صاحب نظر و بسنده کردن به مشورت چند کارمند رده سوم و چهارم در چهار چوب مساحت اداره به منظور سیاست گزاری و خط مشی سازی کانون مدیریت شهرستان، لغو و تعلیق پی در پی جلسات مهم و اخذ تصمیم گیری های سطحی و انزوای این نهاد مهم را در پی داشته است.

استفاده بی رویه و نابجا از ظرفیت سرمایه های منابع انسانی مطرح در سطح ملی در قالب صندوق تامین هزینه های پذیرایی و نهار و شام مراسمات فرمانداری و منبع تهیه جوایز و هدیه های منسوب به شیخ الرئیس در حالی به وقوع می پیوندد که بسیاری از این افراد از سرمایه های معنوی و صاحب نظران و نظریه پردازان تولید، اشتغال و کارآفرینی در سطح کشور محسوب می شوند و علیرغم دعوت فرمایشی به مناسبت های نمایشی، جایگاه و صندلی آنها در جلسات مهم شهرستانی کاملاً خالی است و بشدت به چشم می آید و شوربختانه تا به امروز نیز اراده ای برای سازماندهی این تجربه های ذی قیمت و تفکرات و اندیشه های بکر جهانی و در دسترس وجود ندارد و راهکار استفاده و به کارگیری و انتقال این دانش به نسل جوان و یا تبدیل آن به ارزش افزوده جستجو نشده است.

این ساده اندیشی و سطحی نگری از فرماندار کم تجربه منتسب به تیم ناکوک استاندار سابق، قربانعلی سعادت، در مجموعه اداره خالی از معاونین و مشاورین فرمانداری، مدیریت تهدیدها و فرصت ها را به روزمرگی و سکون و سکوت تبدیل کرده است، سکوتی خطرناک تر از سکوت موریانه ها، که ممکن است به مثابه داستان طراری که در شبی تاریک قفل مغازه ای می برید و در جواب رهگذری ساده لوح که از وی پرسید چه می کند؟
پاسخ داد:
دهل می زند!
دهلی که آوازش فرداها به گوش خواهد رسید!

بی گمان این روزمرگی و سکوت نیز در سالهای آتی مسبب دو چالش قطعی عمده در سطح شهرستان مهاباد خواهد بود:
-کوتوله پروری مدیریتی در بدنه سیاسی ترین نهاد شهرستان و عقب ماندگی از قافله توسعه منطقه ای و کشوری…

تا جای که ممکن است زمامدار بعدی این سکان نیز همانند سلفش بعلت عدم اشرافیت و نا آگاهی، در تعریف و تمجید از مفاخر و اندیشمندان این خطه ادیب پرور در حضور استاندار و علما و نخبگان شهرستانی، ماموستا هژار را مترجم کتاب “شفاء” ابوعلی سینا که در فلسفه است بنامد، غافل از اینکه این شاهکار شاخص و جاودانه “قانون در طب” نام دارد.

عبدالعزیز شریعت پناه

انتهای پیام/ ی



گفتگو