پنج شنبه ۳۱ خرداد ۱۳۹۷
www.mokrian.ir

  • تاریخ: دوشنبه, ۲۱ خرداد ۱۳۹۷ / ساعت ۰۹:۳۳:۵۱
  • شناسه خبر: 3478

چرا پیشنهاد من مهاباد است؟

مکریان؛ طبیعت شهرستان مهاباد به واسطه رودخانه مهاباد و دریاچه سد نقره ای فام مشرف به دشت سر سبز شهر ویران و حصار کوهستانی اطراف آن، طبیعتی منحصر بفرد و زیباست که مجموعه ای از جاذبه های گردشگری طبیعی و باستانی را در دل خود جای داده است، این مجموعه غنی، موقعیت ممتاز و بی […]

مکریان؛ طبیعت شهرستان مهاباد به واسطه رودخانه مهاباد و دریاچه سد نقره ای فام مشرف به دشت سر سبز شهر ویران و حصار کوهستانی اطراف آن، طبیعتی منحصر بفرد و زیباست که مجموعه ای از جاذبه های گردشگری طبیعی و باستانی را در دل خود جای داده است، این مجموعه غنی، موقعیت ممتاز و بی بدیلی را برای رونق و گسترش صنعت توریسم در این شهر رقم زده است.

با سپری کردن باغ های سر سبز دو سمت جاده ورودی مهاباد، در جوار شهر، یک تابلو نقاشی ترکیبی از آب و سبزه جلب نظ می کند، سد انحرافی ابتدای جاده ارومیه با یک ظرفیت اکوسیستمی و چشم انداز بی نظیر که در شمایل یک تالاب به زیستگاه پرندگان زیبای مهاجر تبدیل شده است، مرغابی های وحشی، لک لک ها و چند قوی عاشق که بی گمان دیدن شان در این فاصله نزدیک و رمانتیک موهبتی تکرار ناپذیر است.

به کانی برازان می رویم، صدای آواز دلنشین پرندگانی نادر و کم نظیر در گوشه و کنار این تالاب که عنوان پر افتخار اولین و تنها سایت پرنده نگری کشور را یدک می کشد، به همراه مناظر بدیع و روح نواز، ذهن آشفته و افکار پریشان انسان امروزی را بازسازی و آرام می کند، طبیعتی بکر و حفاظت شده که توانسته است به یکی از مقاصد اصلی مسافران این خطه سرسبز و زیبا تبدیل شود، مامنی برای پرندگان و گوشه دنجی برای مسافران که هم بسان آغوش مادری، آدمی را ابتدا برای لحظاتی بیقرار و از خود بیخود و سپس آرام می کند و آرامش می دهد!

از کانی برازان به سهولان می رویم، غار آبی سهولان و فضای سکوت سحر آمیز آن که گاهی با انعکاس صدای ارتعاش پر زدن کبوتری چاهی، نازک تر از چینی تنهایی سهراب ترک بر می دارد، شکوه و هیبت طبیعت در دل کوه، زمزمه های آواز غمگین پارو زن، موسیقی موج و سمفونی تصاویر اساطیری سنگهایی از جنس آهک چکیده که بنحوی شاهکار گذار زمان در قلب تاریک سنگ محسوب می شود و آدمی را در بهت و بیمی سنگین، به تحسین وا می دارد.

از سهولان به سمت قله سلطان بر می گردیم، آنگاه که راست قامتانه بر ستیغ سلطان ایستاده ی و در کنار مزار این مرشد و پیر نذرپذیر و حاجت گذار از دور فضای شهر را غرق در تلی از مه و کمی آنطرف تر دریاچه زیبای مماس بر شهر را کبود می نگری،
ایمان می آوری این شهر زیبا همان مهاباد صمیمی است، کعبه آمال و آرزوهاست و باید سجده کرد، آرزویی در دل مرور می کنی و نذری بر زبان جاری می شود و با دلی سرشار از امید اطمینان به کرامت سلطان، قدم در راه بازگشت می گذاری.

دورتر می رویم ،به سمت باستان، در مسیر تاریخ، ویرانه های کهنه برده کنته در جوار شهر ویران دریاس و کمی آنطرف تر دخمه سنگی فخری گاه که کالبد فرورتیش پادشاه مقتدر ماد را در دل خود مدفون کرده است و آدمی را بی واسطه و مستقیم به هزاره های قبل از میلاد می کشاند.

اما با ورود به شهر و از معنویت سرشته شده با معماری مسجد سرخ فضا عوض می شود ، اینجا کسی نیست که تسلیم هوس دو رکعت نماز عشق نگردد و کمی دورتر در مقبره بداق سلطان بانی این بنای معنوی سوره و فاتحه ای از ته دل هدیه این ابر مرد نکند.

فضای مهاباد برای مسافران، غریب و مبهم، اما دوست داشتنی و برای آشنایان سرشار از تاریخ و نوستالژی و شعر و موسیقی است، از دور ها رهگذری قطاره ای از ماملی نجوا می کند و جوانی زیر لب زمزمه گر غزلی غنایی از وفایی است، دخترکی سیه چشم و قدبلند حماسه شعری از هیمن می خواند، جمعی دنیادیده و پیر نکته های ای از هژار می گویند و می شنوند، خشت خشت مهاباد از فلکولور، ادبیات،داستان، شعر و موسیقی است و در حافظه سیال کوچه های پیچ در پیچ اش، حماسه و اسطوره موج می زند.

مهاباد شهری زیبا، سر سبز و فریباست که هم بسان دخترکی طناز و پری روی، یک بار دیدنش کم است و از تکرار زیارتش بیم عشق می رود، پای در گل می مانی و تا ابد حلقه در دل،
در یک کلام، اینجا تاریخ و جفرافیا، دست به دست هم داده اند تا از یک سفری رویائی لذت ببرید.

ماردین سیداحمدی

عکس: حسین خالندی

انتهای پیام/ ی



گفتگو