چهارشنبه ۲۳ آبان ۱۳۹۷
www.mokrian.ir

  • تاریخ: دوشنبه, ۲۳ مهر ۱۳۹۷ / ساعت ۱۱:۳۲:۰۰
  • شناسه خبر: 4007

تنبلی اجتماعی؛ از فرد تا ساختار

تنبلي اجتماعي از مواردي است که به ايرانيان نسبت داده مي شود و در سالهاي اخير مورد توجه قرار گرفته است و نمودهاي آن نيز در جامعه ايران موجود است، از جمله پايين بودن بهره وري کار، تعطيلات فراوان، اضافه وزن و کم تحرکي. تنبلي به معناي تن پروري، بي‌كارگي، كاهلي و اهمال و سستي […]

تنبلي اجتماعي از مواردي است که به ايرانيان نسبت داده مي شود و در سالهاي اخير مورد توجه قرار گرفته است و نمودهاي آن نيز در جامعه ايران موجود است، از جمله پايين بودن بهره وري کار، تعطيلات فراوان، اضافه وزن و کم تحرکي.

تنبلي به معناي تن پروري، بي‌كارگي، كاهلي و اهمال و سستي به كار رفته است. (فرهنگ فارسي ج ۱: ۱۱۴۷) برخي جامعه شناسان «تنبلي اجتماعي» و کرختي و رخوت اجتماعي (social inertia) را مترادف دانسته و رشدِ كُند حركتِ اجتماع را «تنبلي اجتماعي» ناميده اند. تمدید یا کش دادن یا اطاله وضعیت فعلی و عدم تمایل به تغییر رفتار یا وضعیت را که به نوعی بی عملی است و رخوت و رکود را نشان می‌دهد. یعنی افراد سطح شخصیِ رفتاري نسبتاً مطلوبی دارند، اما اين رفتار در سطح جمعي به نتيجه مطلوب نمی‌رسد هرچند مساله تنبلی در بُعد فردی به اندازه بعد اجتماعی آن جای نگرانی ندارد دليل آن هم ناهماهنگي در نهادهاي اجتماعي است. در اين تعاريف مضمون‌هايي مثل عدم پذيرش تحولات جديد و قبول تداوم حركتهاي نامنطبق با حيات اجتماعي را از مختصات تعاريف «تنبلي‌اجتماعي» مي‌دانند (ساروخاني، ۱۳۷۰: ۷۰۷).

پيامبر اسلام (ص) ويژگي‏هاي انسان تنبل را چنين برمي‏شمارد: «عَلامَةُ الْكَسلانِ اَرْبَعَةٌ: يَتَواني حَتّي يُفرِّطَ وَ يُفَرِّطُ حَتّي يُضَيِّعَ وَ يُضَيِّعُ حَتّي يَأثمَ وَ يَضْجَرَ.»«نشانه‏ هاي تنبل، چهار چيز است: به اندازه‏اي (در كار) سستي مي‏ورزد كه به كندي و تفريط مي‏گرايد، و چنان كندي مي‏كند كه (اصل كار را) فرو مي‏گذارد، و چندان فروگذاري مي‏كند كه گنه‏كار می شود و دل مرده مي‏شود»

پژوهش‌ها

حداقل ميزان گرايش به تنبلي در تهران ۲۰ درصد است. تفسير اين يافته، روند گرايش به تنبلي در تهران را رو به افزايش نمي داند. مهمترين عوامل موثر بر تنبلي در تحليل هاي چندمتغيره عبارت است از تقديرگرايي، احساس بي قدرتي و خودمداري. نتيجه نهايي اين است که پايين بودن ميزان تمايل به تنبلي در تهران، نشانه پايين بودن ميزان تنبلي نيست، چون وضعيت اجتماعي، تسهيل کننده تنبلي در جامعه است (به نقل از جوادی‌یگانه و فولادیان، ۱۳۹۰: ۱۰۹)

در تحقیق دیگری از شهر یاسوج آمده است که بین تمایل به کار گروهی و سبک زندگی اسلامی با تنبلی اجتماعی جوانان رابطه منفی و معنی‌داری وجود دارد (یعنی هرچه تمایل به کارگروهی بیشتر باشد تنبلی کاهش می‌یابد) و بین مُدگرایی و مدرک‌گرایی با تنبلی اجتماعی جوانان رابطه مثبت و معنی داری اثبات شده است. دختران جوان بیشتر از پسران جوان دارای تنبلی اجتماعی بوده‌اند(آذین و سادات نوری، ۱۳۹۴).

مروری بر این آمار بکنید که مرکز پژوهش‌های مجلس(۱۳۹۳) اعلام کرده بود که در خوشبینانه‌ترین حالت، ساعت مفید کار در ایران، روزانه تا دو ساعت می‌رسد که میزان هفتگی آن به بیشتر از ۱۱ ساعت نمی‌انجامد حال آن که میزان کار مفید هفتگی در ژاپن به ۴۰ تا ۶۰ ساعت و در کره جنوبی به ۵۴ تا ۷۲ ساعت می‌رسد یعنی میزان ساعت کار مفید در ایران، سالانه از ۸۰۰ ساعت فراتر نمی‌رود حتی در پاکستان ساعت کار مفید سالانه یکهزار و ۱۰۰ ساعت و در افغانستان ۹۵۰ ساعت است. بنابراین ناگفته پیداست که نخستین درس توسعه‌یافتگی، نهادینه کردن فرهنگ کار و کوشش، تلاش و پرهیز از روحیه‌ی تنبلی و کاهلی است.

مثال‌ها و نمودها

بهرحال این رذیله‌ی اخلاقی، فرهنگی و اجتماعی دارای نمودها و مثال‌های فراوان و ریز و درشتی در جامعه و خانواده‌هاست. مانند دانش آموزان و دانشجوياني که درس نمي خوانند، عمر را به بطالت سپري مي کنند، در روياهاي طولاني و دور و دراز به سر مي برند که آنها را برجسته، ثروتمند، معروف و سرشناس کرده است. با کوچکترين مناسبتي و به بهانه‌هاي مختلف از کار جدّي و سخت دست بر مي‌دارند و غالباً به دنبال ميان‌بر ثروت و قدرت و شهرت هستند. چه بسا تنبلی مسئولان آموزشی نیز با عدم انجام تحقیقات لازم و بارش اطلاعات عمومی سبب بازپروری این خصیصه گردد و به همین نسبت بانگاهی به برجستگان فعلی در باب مدیران و مسئولان و عرصه‌های علم و سیاست و اقتصاد و فرهنگ کشور مشخص می‌گردد که قلیلی از آنها، «فقط» با تلاش به جایی رسیده اند. حوادث و اتفاقات یا روابط در پیشرفت آنها موثرتر بوده است و ساختار این جامعه نیز چنین رذیله‌ای را موجّه و بازنشر می‌نماید.

شاخص‌ها و عامل‌ها

ظهور و گسترش این تنبلی، وجوه و أشکال مختلفی دارد. در سطحی‌ترین و بیرونی‌ترین لایه، آن را مترادف «فقر حرکتی» می‌دانند . فردی تنبل است که هیچ رغبت و اشتیاقی برای تحرک و جنب و جوش نداشته و از پویایی و جست ‌و خیز در گریز است. جامعه و افراد در این بی‌حرکتی به استفاده بیش از حد از تکنولوژی و «کارچاق‌کن‌ها» گرایش دارند. افراد در چنین جامعه‌ای برای انجام امور کوچک و بزرگ در زندگیِ شخص و جمعی غالباً کار امروز را به فردا و فرداها می‌اندازند. عادت به آن دارند تا بنشینند و تماشاکننده‌ی خوبی باشند، تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری را به دیگران واگذار می‌کنند، ‌تغییر و تحولی را که آرزو می‌کنند بدون کوچک‌ترین اقدامی از دیگران انتظار می‌کشند. برای صحبت بر سر یک موضوع جدّی، مهم و مباحث کارشناسی بی‌حوصله و بی‌حالند. عادت به فکر کردن و انتقاد و پرسش‌گری و مطالبه‌گری ندارند و برای هر انتخابی تعلل می‌ورزند.

خلاصه نتایج به دست آمده در پژوهش دکتر فاطمی امین و همکارانش در زمینه میزان تنبلی آن است که میانگین ایران در میزان تنبلی حدود ۷۸درصد است . میانگین تنبلی گروه‌ کشورهای آسیای شرقی و آسیای جنوبی حدود ۴۸درصد بوده و تفاوت میانگین میزان تنبلی بین ایران و کشورهای آسیای شرقی و جنوبی معنادار است. بالاترین میانگین تنبلی را کشورهای عربی با حدود ۸۵درصد دارند. میزان تنبلی به صورت معناداری در کشورهای آمریکای لاتین و کارائیب کمتر از ایران است. به گفته این جامعه‌شناس،‌ میانگین ایران در اکثر شاخص‌های تنبلی اجتماعی(مانند اهمیت کار در زندگی، اعتقاد به پولدار بودن، مطالبه پاداش و مزایای دولتی، تقلب در پرداخت مالیات، اهتمام به سخت‌کوشی و رقابت بجای خوش‌شانسی و روابط و…) نامطلوب بوده است و حساسیت ایجاد شده در سال‌های اخیر درباره‌ی میزان تنبلی حساسیت بجایی است. (فاطمی امین، ۱۳۹۲)

تنبلی به عنوان یک رفتار اجتماعی، متاثر از عوامل بسیاری است که در زیر برخی از آنها نقل می شود:

۱- ضعف نظارت بر کارکنان بخش های مختلف خصوصی و دولتی

۲- تفکرات تاریخی موروثی که ریشه در پیشینه و ساختار و سیاست کشور داشته‌اند. مانند این نقل قول «دورویل» یکی از سفرنامه‌نویسان که نوشته: ايرانيان در ياوه‌گويي استاد و در روابط با ديگران خدعه‌گرند. آنان توجهي به امور جدي ندارند. عاشق بزرگ‌منشي و دوستدار طمطراق و خودنمايي‌اند. تنبلي آنها توصيف ‌ناپذير است اما اگر ضرورت ايجاب كند، بسيار فرز و چابك‌اند. شجاعت‌شان تا حد تهور مي‌رسد اما فاقد فكر درست و فاقد ثبات قدم و پشتكار در پيشبرد كار و به‌خصوص به موقع دشوار شدن كار هستند» دروويل، گاسپار (۱۳۶۴). سفر در ايران. ترجمه منوچهر اعتماد مقدم. تهران: شباويز).

۳- تقدیرگرایی، پارتی‌بازی و روابط‌گرایی که طبعاً سبب بی‌ارزش شدن تلاش و شایسته‌سالاری و پشتکار می‌گردد.

۴- توهم و تصور «خود اثربخشی» بجای روی‌آوری به کار تیمی و فعالیت‌های جمعی و امور عمومی.

۵- «احساس بی قدرتی» (شیخی و همکاران، ۱۳۹۴)

تنبلی اجتماعی، یک بیماری مُسری است و طی تحقیق فیروزجائیان و همکاران از دانشگاه مازندران (۱۳۹۵) این صفت به دانشگاهیان نیز سرایت کرده است و معتقدند که متغیرهای برون‌دانشگاهی بیشترین تأثیر را بر سطح نظام دانشگاهی داشته‌اند و طفره‌روی آموزشی، فرهنگ تنبلی در جامعه و ضعف برنامه‌ریزی در دانشگاه، بیشترین تأثیر را بر تنبلی دانشگاهی داشته‌اند.

جمع‌بندی

در مجموع، هدف از نگارش این مطلب، آشنایی عموم جامعه با دشمن دیرینه و همزیست تاریخی جامعه‌ی ماست تا با زبانی ساده و مثال‌های عینی و استناد به یافته‌های پژوهشی، در سطح فردی و جمعی برای آن راهکارهایی عملی و مقابله‌ای انجام گیرد. یکی از راهکارهای ساده در حوزه‌ی فردی و خُرد، افزایش فعالیت و تلاش و کار گروهی در خانواده و کلاس درس است تا فرزندان و دانش‌آموزان برای پشتکار و تلاش مورد تشویق قرار گیرند نه فقط کسب نتیجه و کمک کردن به آنها.

در حوزه‌ی ساختاری نیز که نیاز به کار و برنامه‌ریزی جدّی‌تر و فراگیرتر دارد می‌توان به تنبیه ویژه‌خوارها، نکوهش و سرزنش رابطه‌مندی، ترویج فرهنگی و آموزشی سستی‌گریزی، پرهیز از توجه افراطی به سلبریتی‌سازی و مشهورسازی بازیکن و بازیگرها. به طور خلاصه اگر افراد در جامعه و ساختار بیاموزند که تلاشگر و پیگیر باشند و به همان نسبت به منزلت‌های اجتماعی-اقتصادی دست یابند به مرور کاهل‌ها و تنبل‌ها از کاروان پیشرفت جامعه باز می‌مانند اما این مهم مستلزم برقراری عدالت و بسیاری مفاهیم دیگر در کارزار عملی کشور است.

غفور شیحی/ محقق و جامعه شناس
انتهای پیام / ی



گفتگو