چهارشنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۷
www.mokrian.ir

  • تاریخ: شنبه, ۲۶ آبان ۱۳۹۷ / ساعت ۰۱:۰۸:۰۱
  • شناسه خبر: 4062

امام شافعی(رض) مرجعی وحدت آفرین

چند روز از ماه ربیع الاول ماه مولود پیام مکرم اسلام (ص)  که با دور اندیشی داهیانه معمار کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی(ره) و برای اتحاد و انسجام هرچه بیشتر امت واحده اسلامی روز میلاد آن حضرت به روایت اهل سنت و و تشیع را به عنوان هفته وحدت نام گذاری کرده اند ،گذشته […]

چند روز از ماه ربیع الاول ماه مولود پیام مکرم اسلام (ص)  که با دور اندیشی داهیانه معمار کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی(ره) و برای اتحاد و انسجام هرچه بیشتر امت واحده اسلامی روز میلاد آن حضرت به روایت اهل سنت و و تشیع را به عنوان هفته وحدت نام گذاری کرده اند ،گذشته است. فرصت مغتنمی برای بیان و تکرار واقعییت انکار ناپذیر محبت امام شافعی رئیس مذهب شافعی که پیروان زیادی در مناطق کردنشین کشورمان دارد به اهل بیت پیامبر (ص) است. از این رو شیعیان مذهب شافعی را فقه مقارن و پیروان ایشان را محبان اهل بیت می نامند.
مکریان، محمد بن ادریس شافعی پایه گذار مذهب شافعی در سال ۱۵۰ه. در عسقلان ناحیه ای از فلسطین و به نقلی، در سرزمین یمن به دنیا آمد. در همان سال نیز ابوحنیفه، پایه گذار مذهب حنفی، در عراق از دنیا رفت. در سن هفت سالگی قرآن را حفظ کرد.شافعی، عرب تبار است و نسب وی به قریش می رسد. در کودکی پدرش را از دست داد و ناچار به همراه مادر خود عازم مکه شد. حجاز در آن روزگار موطن بسیاری از محدثان و فقیهان و مفسران معتبر بود. در مکه غالب مفسران به شیوه ابن عباس تفسیر می گفتند و در مدینه مالک بن انس مکتب فقهی خود را بنا نهاده بود. محدثان نیز جایگاه ویژه ای داشتند. شافعی پس از سپری کردن مراحل نخست آموزشی متعارف آن زمان، همچون حفظ قرآن و پاره ای از احادیث نبوی و نیز آموختن کتابت، در اشتیاق یادگیری اصول صحیح زبان عربی رو به سوی بادیه نهاد. «ابن هشام» از سیرت نویسان بزرگ می گوید: «شافعی در لغت (عرب) حجت بوده است»

پس از آموختن مقدمات علوم زمان خود و ادبیات عرب، نزد «مسلم بن خالد»، فقیه مکه، به فرا گرفتن فقه پرداخت و در مدینه، در سن سیزده سالگی، نزد امام مالک، تحصیل را آغاز کرد و کتاب «الموطأ» او را از حفظ نمود.امام شافعی در سن بیست و پنج سالگی، در علم فقه و حدیث به درجه اجتهاد رسید. در جوانی از شاگردان امام مالک محسوب می شد و از طرفداران فقه و مکتب اهل حدیث به شمار می آمد. تا قبل از امام شافعی، رقابت فقهی، میان دو مکتب اهل رأی و حدیث بود. در میان فقهای عصر خود به «ناصر الحدیث» معروف شده بود. امام شافعی که از محضر اساتید هر دو مکتب بهره جسته بود و از مبانی هر دو به خوبی آگاه بود، توانست در فقه خود، یک هم نهادسازی و پل ارتباطی میان این دو مکتب ایجاد کند و فقه نقل گرای مدینه (حدیث) را به فقه عقل گرای کوفه (رای) پیوند زند و نکات برجسته آن ها را با هم جمع نماید یعنی تلاش وی برای یافتن راهی میانه در بین دو مکتب عقل گرای عراق و نص گرای مدینه معطوف بود.
شافعی حاصل تفکر انتقادی مولد زمان خود است نسبت به بسیاری از نحله های فکری، انتقال قدرت از مرکزیت اسلام به مراکز دیگر، تسلط و غلبه اهل رای، کج فهمی و کم فهمی عده ای نسبت به زبان عربی و متن قرآن و اصول فقه که طی دو مرحله از عمر مبارک خود ابتدا به شیواترین و مستدل ترین سبک، نقد می کند و سپس از بستر این نقد، معتدل ترین و صواب ترین آراء خود را پیشنهاد و جایگزین می کند. عده ای نقد می کردند و سپس نتیجه می گرفتند فلان شخص یا نحله کافر و مرتد است و عده ای نقد می کردند و به بهانه های سیاسی، نحله های دیگر را سرکوب می نمودند اما می توان امام شافعی را منتقدی وحدت آفرین تلقی کرد که بحق نقدش موجب شکوفایی و اصلاح امور گردید.
در زمان امام شافعی منازعات کلامی بین روافض (مخالفان خلفاء راشدین) و نواصب (مخالفان اهل بیت) بسیار بالا بود  اما امام شافعی بی توجه به تهمت هایی که متوجه او می شد، پاسخ های دندان شکنی می داد.

ایشان در یکی از مناسک عظیم حج و در برابر جمعی از حجاج در منی در حالی که دشمنان اهل بیت نیز حضور داشتند و بیم خطر نیز برای ایشان بود، این گونه محبت خود را نسبت به اهل بیت اعلام کرده و می گوید:

یا راکِباً قِف بالمُحَصَّبِ مِن منیً
وَاهتِف بِقاعِدِ خَیفِها وَالنَّاهِضِ
سَحَراً إذا فاضَ الحَجیجُ إلی مِنیً
فَیضاً کَمُلتَطِمِ الفُراتِ الفائِضِ
إن کانَ رَفضاً حُبُّ آلِ مُحمَّدٍ
فَلیَشهَدِ الثَّقَلانِ أنّی رَافضِی
ترجمه:
ای سوارگان بر شنزارهای منی، سواره بمانید و به نشستگان درّه ها و بلندی ها خبر دهید. به زائرانی که سپیده دمان بمانند رود خروشان فرات بسوی منی سرازیر می شوند، بگویید: اگر محبت اهل بیت رفض و کفر است، جنّ و انس بدانند که من رافضی هستم.

از نکات برجسته ای که در اشعار ایشان یافت می شود؛ این است که او عشق و محبت خاندان پیامبر(ص) را از واجبات و فرائض می داند. شافعی معتقد است اگر کسی در نماز به خاندان نبوت درود نفرستد، نمازش صحیح نمی باشد:

یَا آلَ بَیتِ رَسولِ الله حُبُّکُمُ
فَرضٌ مِنَ الله فی القُرآنِ أنزَلَهُ
کَفاکُم مِن عظیمِ القَدرِ أنّکُم
مَن لَم یُصلِّ عَلَیکُم لَا صَلَاةَ لَهُ
ترجمه:
-ای خاندان نبوّت، محبّت شما فرضی است که از جانب خداوند در قرآن آمده است. همین در عظمت شأن شما کافی است، آن کس شما را در نماز درود نگفت، نمازی ندارد، (نمازش درست نیست).

شافعی سعی بر آن داشت تا در کنار امور دینی و فقهی روابط پنهان قدرت و حقیقت را برای همگان آشکار سازد و نشان دهد حقیقت آن گونه که گفته می شود پاک و بری نیست بلکه چون نیک نگریسته شود به گونه بسیار ظریف و پیچیده ای همداستان با قدرت است. عناصر ایدئولوژیک قدرت همواره در رشد و شکل گیری معرفت و حقیقت نقشی تعیین کننده داشته اند و آن را طبق الگوهای موافق خود صورت بندی کرده اند. شافعی ناسازگار با قدرت گیری بنی عباس، غلبه تئوری های کلامی عراقیون، مهجورنمودن قریشیّت، زمامداری هارون و مامونِ کلام گرا بود. به مصر رفت و مکتب فقهی جدید را بنیان نهاد. تمام فرقه های متفاوت فکری در مقام دفاع از نظرگاه فکری خود و یا در مقام مناظره با مدعی، به شیوه های متفاوتی از «زبان دینی» بهره می جستند. بدین معنا که عموم نزاع های میان مکاتب و فرقه های کلامی دینی به نوعی به مساله اساسی و مهم «تاویل» باز می گشت و باز به بیان دقیق تر، نزاع آنان اساساً بر سر مشروعیت تاویل بود. هنگامی که متوکّل عباسی بر اریکه قدرت نشست، حنبلی ها که بعدها به اهل سنت و جماعت مشهور شدند در تعریض به رقیبان به این که بر سنت و سلف صالح نیستند و مشروعیت ندارند به نوبه خود به زور و خشونت متوسل شدند تا رقیب معتزلی خود را از میدان به در کنند. حرکت از روی واقعیت به سوی اندیشه بود که شافعی معتقد به حرکت از اندیشه به سوی واقعیت بود. آن را دوران منازعات و چالش های بزرگ نامید که از یک سو میان «اهل رای » و اهل حدیث و معتزله و اشاعره جریان داشت و از سوی دیگر خصومت های نژادی میان عرب ها و ایرانیان و عراقیون و… که بعدها در نهضت هایی چون شعوبیگری و مانند آن نمایان شد. شافعی همواره بر سعه صدر داشتن، همزیستی مسالمت آمیز، تحمل نقد و نظر دیگران، شک در ناصوابی رای خود و احتمال درست تر بودن نظر دیگران، پذیرش مخالف و مباحثه ی مبتنی بر چارچوب نظری مشخص تاکید داشت. به احترام استاد هیچ گاه در محضر او مناظره نمی کرد ولی در غیاب استاد آراء او را نقد می نمود. وی در نقد آراء ابوحنیفه و اوزاعی که از بزرگترین فقهای آن عصر محسوب می شدند، پیشگام بود. نقدهای امام شافعی در چارچوب علمی صورت می گرفت و او حتی برای مخالفان فکری خود احترام قائل بود.

شافعی در زمانی ظهور کرد که وضعیت سیاسی در حال انتقال قدرت از بنی هاشم به بنی امیه و سپس بنی عباس بود. تفکر عراقی قصد تسلط بر تفکر حجازی- قریشی داشت و این دستگاه تئوریکی همان انتقال قدرت را ایجاد می نمود. بین علما و مفتیان تشتت آراء بسیاری دیده می شد و نحله های فکری، کلامی و فلسفی و فقهی متنوعی از مصر و آفریقا گرفته تا حجاز و کوفه و بصره و ایران شکل گرفته بود که به مرور معیارهای فرعی جای معیار اصلی یعنی قرآن و سنت را می گرفتند. شافعی منتقدی است که با تخصص و توانایی خود توانست مانند جراحی ماهر کالبدشکافی نماید و سپس اقدام به بنیان گذاری چارچوبی مشخص نمود که در آن نظریه پردازی، روش شناسی، ابزار و منابع تعیین شده بود.
رسول گلباخی
منابع این نوشتار نزد پایگاه خبری مکریان محفوظ می باشند.
انتهای پیام/



گفتگو