یکشنبه ۳۱ شهریور ۱۳۹۸
www.mokrian.ir

  • تاریخ: پنج شنبه, ۱۳ تیر ۱۳۹۸ / ساعت ۲۰:۰۳:۰۴
  • شناسه خبر: 4863

افول جلال!

در یادداشت پیش رو گوشه ای از زویای پیدا و پنهان کرده ها و نکرده های نماینده مهاباد به رشته تحریر در آمده است. جلال محمود زاده نماینده فعلی مهاباد که نمایندگی مردم این شهرستان در دوره هشتم مجلس شورای اسلامی را نیز در کارنامه دارد، یکی از نمایندگان پر حاشیه جنوب استان آذربایجان غربی […]

در یادداشت پیش رو گوشه ای از زویای پیدا و پنهان کرده ها و نکرده های نماینده مهاباد به رشته تحریر در آمده است.

جلال محمود زاده نماینده فعلی مهاباد که نمایندگی مردم این شهرستان در دوره هشتم مجلس شورای اسلامی را نیز در کارنامه دارد، یکی از نمایندگان پر حاشیه جنوب استان آذربایجان غربی محسوب می شود، نماینده ای که به گواه تجربه جمعی مهابادی ها در طول دو دوره نمایندگیشان در مجلس قانونگذاری هیچگاه در حد نام مهاباد و مردمان فهیم این دیار ظاهر نشده است.
محمود زاده یکی از آن مدیران احمدی نژادی است که بیش از هر مدیر و صاحب منصب اصلاح طلبی در مهاباد مدیون دولت نهم است، زیرا محبوبیت و مشروعیت خود را مدیون وامهایی است که در دوران مدیریتش بر جهاد کشاورزی این شهرستان طی سالهای ۸۳ تا ۸۶ که در قالب طرح «بنگاههای کوچک زودبازده» به متقاضیان البته کاملا جهت دار و در راستای اهداف تبلیغاتی خود به دوستان و دور و بری هایش در این شهرستان واگذار می کرد.
او که در بین مردم به حرکت های پوپولیستی و عوام گرایانه شهرت یافته در بین نخبگان این شهرستان نیز با همین القاب شناخته می شود.
محمودزاده  در ماههای منتهی به انتخابات با حربه ی گزارش عملکرد های انفجاری در صدد تحریک اذهان عمومی به سمت خود و اردوگاه انتخاباتی اش است؛ لیکن این دوره برخلاف ادوار قبلی علاوه بر تنزل جایگاه اجتماعی با ریزش قابل توجه در بین اطرافیان و اعضای کلیدی و تاثیرگذار ستاد انتخاباتی اش روبه رو شده است، ریزش هایی که گهگاهی در قالب دورهمی های شهروندان و شب نشینی های با صفای روستاییان و حتی یادداشت ها و نامه های سرگشاده و چند سطر نوشته های انتقادی از سوی نخبگان و دلسوزان مهابادی نمود پیدا می کند.
عملکرد یا بهتر بگوئیم کارنامه عمل نکردهای محمودزاده به مراتب سنگین تر از خروارها کاغذ و نامه نگاری های بی ثمری است که از طریق کانال بی رمق و کم مخاطب اطلاع رسانی اش در تلگرام به خورد مردم داده میشوند.
ارتباط و تعامل نماینده فعلی مهاباد با رسانه ها هم برخلاف تقلای وی برای ایجاد تصویری غمخوار و دلسوز از خود نسبت به گرفتاری های صنفی و معیشتی اصحاب رسانه، چنگی به دل نمی زند و عدم برگزاری حتی یک نشست خبری با رسانه های شهرستان به استثناء گفت و گو های روتین و یکسویه با صداوسیمای مهاباد خود به عینه مبین این واقعیت است که محمودزاده بهایی برای رسانه های مستقل قائل نشده چه رسد به شنیدن صدای مطالبه گرانه رسانه های منتقد.
در این میان معدود افرادی که به علل متعدد خود را مدیون محمودزاده می دانند، با بهره گیری از روابط این نماینده در مجلس، موفق به اخذ مجوز رسانه شده اند، رسانه هایی که کارکردشان صرفا به هجمه به منتقدان و انحراف توجهات عموم از عملکرد وی به مسائل کم اهمیت دیگر تقلیل یافته است.
در شرایط فعلی که اذهان عمومی باید پیگیر میزان تحقق یا چرایی عدم اجرای بسیاری از قولها و وعده های تبلیغاتی در ایام انتخابات از سوی محمودزاده و اکنافش باشد، بوقچی ها یا بهتر بگوییم، انتحاری های رسانه ای در ستاد از هم گسسته او که در ماههای پایانی نمایندگی محمودزاده قلم می زنند و آتش می سوزانند، اکانت های جعلی و قلم های سکه ای تمام توجهشان را به موضوعات انحرافی از جمله عملکرد شورا و شهرداری، مقیم یا بومی نبودن فلان مسئول و از همه مهمتر اتهام زنی و برچسب زنی به رسانه های منتقد معطوف کرده اند،(البته از حق نگذریم عملکرد شورا و شهرداری علی رغم عدم همراهی محمودزاده با این مجموعه هاهمچون کارنامه نمایندگی خودش قابل دفاع نیستند، اما الحق با احتساب اقتضائات،مقدورات و معذورات هرگز در بدی به قیاس عریضه وکیل مجلس نمی رسد.)

رسانه نماهایی که مجال را برای انحراف افکار عمومی از تمرکز کامل بر روی کفه ی نکرده های به مراتب سنگین تر از اندک کرده های این نماینده فراهم آورده اند و روی هم رفته با گزنده ترین الفاظ و القاب به تیرباران منتقدان و مخالفان وی مشغولند.
هرچند به ضرس قاطع می توان گفت با هوشیاری مردم این پیاده نظام گوشی به دست راه به جای نخواهند برد و کارنامه کاغذین این نماینده در دادگاه قضاوت اجتماعی به شدید ترین تنبیه ها محکوم خواهد شد؛ چرا که بر این باوریم که وجدان عمومی بهترین قاضی است و دیگر فرصتی برای یکه تازی به او، حلقه مشاوران و بازیگردانانش نخواهند داد.
انتشار گاه و بیگاه اخباری در خصوص استخدام بستگان، نزدیکان، اعضای ستاد انتخاباتی و نورچشمی های محمودزاده در ادارات دولتی و اعمال فشار وی برای رساندن اقاربش به پست های مدیریتی بیش از پیش این نماینده مجلس را با چالش روبه رو کرده و چهره واقعی محمودزاده بر همگان عیان کرده است.
برای نمونه می توان به تغییرات تعجب بر انگیز و یک شبه روسای ادارات شهرستان ازجمله، آب و فاضلاب شهری، اداره برق، هلال احمر، تعاون روستایی، منابع طبیعی و دارایی و امور مالیاتی و مدیران و حتی سرایدارهای مدارس سطح شهر روستاهای شهرستان اشاره کرد.
استخدام بی ضابطه و خارج از عرف داماد وی و چند تن از بستگان مسئول دفترش در اداره گاز مهاباد که به قیمت اخراج چند تن از کارگران و کارکنان با سابقه این اداره منجر شد، فشار او برای انتصاب تعدادی از اقارب بی تجربه و تازه کارش در پست های مدیریتی جهاد کشاورزی شهرستان که نهایتاً به دلیل زیر بار نرفتن مدیر این مجموعه، استعفای شجاعانه کلیجی را در پی داشت، تنها بخشی از تلاش جلال محمودزاده برای سرئیس دهی به اطرافیانش محسوب می شود.

البته این افراد نحوه استخدامشان خود جای بسی تأمل و واکاوی از طرف ارگانهای نظارتی را دارد(خصوصاً که محمودزاده خود رئیس هیأت تحقیق و تفحص مجلس از عملکرد وزارت جهادکشاورزی در زمینه چگونگی اجرای قانون استخدام مهندسین ناظر تولیدات کشاورزی” میباشد!).
همچنین استعفای بحث بر انگیز مدیر شبکه بهداشت مهاباد که هر چند از مدیران همراه محمودزاده تلقی می شد، اما از آنجایی که مرزنگ در جلسه تودیع اش حتی حاضر نشد نامی از محمودزاده به میان بیاورد؛ نشان دهنده این واقعیت است که وی نیز بیش از این تاب فشارها و سفارش های الزام آور محمودزاده در استخدام و بکارگیری بستگان و نزدیکانش در مجموعه بهداشت و درمان را نیاورده و مجبور به استعفا شده باشد.
تا اینجا تنها تحرکات محمودزاده و حلقه یارانش مورد بررسی قرار گرفت و کمتر به وضعیت بغرنج این نماینده در صحن و راه رو های و حتی کمیسیون های مجلس اشاره شد.
تنزل جایگاه محمودزاده در مجلس شورای اسلامی از عدم همراهی حداقلی نمایندگان با طرح های تبلیغاتی استیضاح و طرح سئوال از وزرا و مقامات کشوری علنی می شود، تا جایی که عبدالکریم حسین زاده نماینده اصلاح طلب نقده و اشنویه علناً تحرکات محمودزاده برای استیضاح و طرح سئوال از رئیس جمهور را تبلیغاتی و رسانه ای و تنها برای دیده شدن می نامد. طرح هایی که عموماً با بی میلی نمایندگان عقیم می مانند.
محمودزاده از همان ابتدای ورود به مجلس دهم خود را به عنوان متخصص در حوزه کشاورزی معرفی می کند و داعیه ریاست و نائب رئیسی کمیسیون کشاورزی مجلس را دارد؛ اما در سال چهارم حضورش در مجلس با عدم حمایت نمایندگان در این کمیسیون روبه رو می شود و نه تنها از قافله ریاست و نائب رئیسی اول و دوم کمیسیون کشاورزی مجلس باز می ماند بلکه از دبیری اول و دوم و حتی سخنگویی هم بی نصیب می شود.
همه این واقعیات نشان دهنده این باور است که محمودزاده خود نیز به خوبی دریافته که به قول معروف دیگر حنایش نه برای مردم حوزه انتخابیه اش و نه برای نمایندگان مجلس رنگی ندارد و دوره موج‌سواری بر احساسات مردم و دستور پراکنی های چکشی اش به سر آمده و قطعاً اینبار مردم مهاباد وی را به عنوان وکیل خود به مجلس روانه نخواهند کرد، از این رو گمان می رود به بدعت کاندیدای پوششی روی آورده باشد که به عقیده نگارنده از این حربه هم برای محمودزاده آبی گرم نخواهد شد ؛ زیرا بر خلاف ادوار قبل در این دوره صدای مردم و منتقدان به مراتب رسا تراست و قطعاً انتخابشان هوشیارانه تر خواهد بود و مقهور جو احساسی و غیر عقلایی حلقه های تهیج کننده پشت پرده نخواهد شد؛ زیرا به برکت ظهور شبکه های اجتماعی دوران تک صدایی این دست صاحب منسبان به سر آمده است. آنچه تا این لحظه از فضای حاکم بر خیمه انتخاباتی محمود زاده دستگیر نگارنده شده از انشقاق شدید در حلقه یاران وی حکایت دارد و خیرخواهان واقعی جلال محمودزاده؛ در این دوره پیشاپیش،از باخت قطعی او در انتخابات پیش رو خبر می دهند وی را از حضور در رقابت های سیاسی اسفند ۹۸ برحذر می دارند .

رسول گلباخی*

رسول گلباخی روزنامه نگار کورد، داری مدرک کارشناسی ارشد حقوق عمومی و دانش آموخته روزنامه نگاری در مرکز مطالعات رسانه، مدیر مسئول و صاحب امتیاز دوهفته نامه “مکریان امروز” و پایگاه خبری “مکریان مهاباد”، سردبیر هفته نامه “صدای آشنا با گستره توزیع شمالغرب کشور می باشد.

وی در بیش از یک دهه فعالیت روزنامه نگاری خود،علاوه بر تالیف کتاب “وتوویژ” مجموعه گفت و گو های مطبوعاتی، سردبیری دو هفته نامه سراسری”جامعه کردستان”، دبیر تحریریه دو هفته نامه “تخت سلیمان”، خبرنگاری خبرگزاری “فارس” در مهاباد و روزنامه “جام جم” در جنوب ستان آذربایجان غربی را در کارنامه دارد.

گلباخی در سالهای گذشته عضویت در تحریریه نشریات برون مرزی “جام جم کوردی”، ماهنامه اقتصادی “روئین” و “ایران کورد” که منطقه کردستان شمال عراق توزیع می شدند را در کارنامه فعالیت های خود به ثبت رسانده است.

این روزنامه نگار، علاوه بر گذراندن دوره های خبرنگاری بحران در دانشکده خبر خبرگزاری فارس و دیزاین مطبوعات در مرکز مطالعات، بهره گیری از تکنیک های اقناعی را در اولین دوره تربیت مدرس سواد رسانه ای که توسط موسسه “حیات اندیشه” در پائیز سال ۱۳۹۶ برگزار شده بود را با رتبه بسیار خوب سپری کرده است.

رسول گلباخی عضو خانه مطبوعات استان آذربایجان غربی، انجمن صنفی خبرنگاران و روزنامه نگاران ایران، انجمن بین المللی روزنامه نگاران مسلمان، اتحادیه سراسری مطبوعات محلی نیز می باشد.

انتهای پیام/



گفتگو