سه شنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۸
www.mokrian.ir

  • تاریخ: شنبه, ۱۳ مهر ۱۳۹۸ / ساعت ۰۱:۱۱:۲۹
  • شناسه خبر: 5190

مالفه های قدرت گیری جمهوری اسلامی در شرایط فعلی

غلب محتوای اخبار شبکه های خارجی، اپ های مجازی، چالش های کانال ها و پیج ها و همچنین بارگرانی معیشتی جامعه و تبلیغات پساتحریمی چنان القا می کنند یا می خواهند چنان بباورانند که ایران هر روز در حال ضعیف شدن است. انواع شبهه ها را طراحی و سناریوها را اجرا می کنند. اما نگارنده […]

غلب محتوای اخبار شبکه های خارجی، اپ های مجازی، چالش های کانال ها و پیج ها و همچنین بارگرانی معیشتی جامعه و تبلیغات پساتحریمی چنان القا می کنند یا می خواهند چنان بباورانند که ایران هر روز در حال ضعیف شدن است. انواع شبهه ها را طراحی و سناریوها را اجرا می کنند. اما نگارنده از دیدگاه جامعه شناسی بر این باور که به دلایل تحلیلی ذیل، «ایران با وجود تمام مشکلات و حواشی رسانه ای و عوامل فوق الذکر، در حال قدرتمندترشدن، گسترش نفوذ و ارتقای مهارت های سیاسی، جا افتادگی خط مشی و حفظ وحدت و همگرایی خود است». امّا چگونه و به چه دلایلی؟
دلایل تحلیل فرضیه
الف-اغلب اذعان دارند که هر کشوری در عرصه بین المللی به دنبال نیل به اهداف خود و کسب منافع بیشتر در رقابت با سایر دول و ملل است. ممکن است این اصل واقعی و مورد پذیرش عقل و منطق همگان، در قالب پوشش های شعارهای مختلف رونمایی و خودنمایی نماید مانند ضدتروریستی یا دفاع از حقوق بشری با ژست های متفاوت کت و شلوار یا تجهیزات نظامی، نمادهای میکروفون خبرنگار و قلم نویسنده و موضع هنرمندانه یا خیرین آموزش و سلامت و فعالین مدنی و محیط زیستی و غیره. ابزارها و مسیرهای متعددی نیز برای نیل به این اهداف و کسب منافع وجود دارد که میزان انحصار، خلاقیت، به روزآوری و مشروعیت بخشی به این ابزارها و مسیرها می تواند کشور یا کشورهایی را در رقابت ها بر دایره زندگی جلو بیاندازد. مادام که چنین است چرا ایران نباید برای نیل به اهداف و کسب منافع داخلی و غیرداخلی خود از ابزارها و مسیرهای مقبول و موجودش استفاده نکند؟
چرا ورود فیزیکی و نظامی آمریکا به افغانستان و عراق به بهانه های مختلف از جمله مبارزه با تندروی دینی، حرکت قابل ستایش بسیاری از رسانه ها و بنگاه های خبرپراکنی و تحلیل گران سیاسی- اجتماعی است اما حتی ورود اندیشه و ایدئولوژی ایران به مناطق دیگر در مظان اتهام است؟
اگر معادن سنگ های قیمتی، اهرم مواد مخدرات و … و موقعیت استراتژیک افعانستان نبود و اگر ذخایر نفتی، اهرم باج الاعراب و داشتن پایگاه در عراق و خلیج فارس نبود باز آمریکا و هم پیمانان با این حجم گسترده، حضور پیدا می کردند؟
ایران توانسته گستره نفوذ خود را با ابزارها و مسیرهای خود در منطقه جنوب غربی و شرقی آسیا، شمال آفریقا، آمریکای لاتین و بصورت پراکنده در اروپا وسعت ببخشد. نه اینکه نارضایتی معیشتی مردم بی ارتباط با صرف هزینه در مناطق دیگر باشد اما قطعاً این سناریوها و اسکلت بندی شبهه ها که «پول مملکت بجای خرج شدن برای مردم خود، صرف دخالت در سوریه و غیره می شود» بیانگر حرکت پوپولیستی مخالفان است که می خواهند چنین ساده و عامه فهم، فشار اذهان عمومی و افکار غیرمنسجم را به سمت و سویی خاص جهت بدهند. بنابراین دلیل اول من بر این اصل استوار است که ایران با گسترش هم پیمانان و اندیشه خود در مناطق مختلف توانسته است از لاک مرزهای ژئوپولیتیک بیرون بیاید و تبدیل به وزنه های مختلف معادلات – با توجه به مکان و هدف و زمان و…- گردد و این حق طبیعی هر کشوری است که برای اهداف و منافعش از ابزارها و مسیرهایش بهره بگیرد.
ب-ایران، اولاً با حرکت منظومه ای و ثانیاً تاکتیک های غیرقابل پیش بینی مهره های صفحه ها –نه یک صفحه- و ثالثاً گاردها و رقص پاهای مختلف در موقعیت های متعدد نشان می دهد که متناسب با اولاً، اصول ثابت انگشت شمار و فروع منعطف و پوکه های متحرک بی شمار بر مدارهای اهداف و منافع، در چرخشی منظم و متغیر هستند. متناسب با ثانیاً، لانه سفارتی را تسخیر یا نفتکشی را توقیف یا روحانی را در شاخ آفریقا عَلَم یا شخصیت اسم و رسم دار داخلی را ساقط، چالش ها و کانال ها و پیج هایی را برپا می کند که در مجموع نشان دهد که دوره بزن در رویی و کف خوانی مطمئن، تمام شده و احتمالات بسیاری بر میز مذاکره ها ساری و جاری است. متناسب با ثالثاً، گاردهای متعدد هولوکاست، بمباران معاندین، اسرائیل ستیزی، نرمش قهرمانانه، صادرات غیرنفتی، اقتصاد مقاومتی و رقص پاهای تیم مذاکره هسته ای، شل کن سفت کن اصلاحات و اصولگرا و غیره، توانسته است در بازی های سیاسی-اجتماعی یا مقیاس جهانی، بسیاری از فاکتورها و شاخص ها را جابجا کند. قرار بر این نیست که هر آنچه دیگران قدرتمند و باهوش و سلطه گر و تمامیت خواه، با دیدگاه و آمارهای خود، خوب و موجه نشان می دهند همان هم لزوماً درست باشد و همان هم قواعد و کارت های بازی دست ایران باشد. بنابراین دلیل دوم من بر این اصل استوار است که ایران برای موقعیت های مختلف دارای استراتژی و برنامه با درنظر گرفتن جوانب گوناگون است و روز به روز کیسه و انبان مهارت ها، فنون و سناریوها، قواعد و مهره ها و تجربه ها و شناخت از جهانش پر و پیمان تر می گردد.
پ-حجم عظیم حملات سایبری، تغییر آگاهانه شاخص ها و ایندکسها و آمارها، برجسته سازی نکات منتخب، بارش رسانه ای، تولیدات انبوه فیلم و مستند و اخبار نیم کذب، مظلوم نمایی سلطه گران و ایران هراسی گسترده، تحقیر اعراب و مسلمانان، تجهیز و تشجییع و تحریک معاندان از جمله منافقین، گسترش شبهات و آبیاری مکرر با صحنه ها و تصویرهای ویرایشی، بکارگیری تکنیک های خاص روان شناسی اجتماعی و دندان کروچه نظامی، آنتن و تایم و شبکه دادن به چهره های موجه، دانشگاهی و تحلیل گر در سنین، جنسیت، گرایش ها، کشورها و سلیقه های متنوع، جار زدن بسیار وسیع و بلند هر اشتباه و کم و کاست و نارضایتی داخلی، کتمان پیشرفت ها و تمسخر دستاوردهای فرزندان این کشور، بهره گیری مستمر از زر و زور و تزویر در داخل و خارج کشور و هزاران اسلوب دیگر بیانگر اهمیت ایران برای دیگران سلطه گراست. بنابراین دلیل سوم من بر این اصل استوار است که ایران علیرغم تمام شاخ و شانه کشیدن های دیگران و بکارگیری همه توان و ترفندهای آگاهانه اشان، در حال پیشروی خود است و طنین تهدیدهای روسای جمهور آمریکا و برخی کشورهای اروپایی و اسرائیل در همان نشست های خبرنگاری می پیچد و تب و تابی به قیمت های دلخواهشان می دهد و طبعاً ضرباتی وارد می کنند اما در نهایت پژواک کمرنگش در سیاه چاله حافظه تاریخی گم می شود.
ت- شناسایی ضعف های داخلی، فسادهای مالی و جناحی، رو شدن ژن های پلشت و شخصیت های سوءاستفاده گر، موج های نوگرایی و بازاندیشی، اذعان به فشارهای معیشتی زندگی مردم، دعوت جوانان به کار و مسئولیت و همچنین ده ها شاهد دیگر حاکی از آن است که ایران از مرحله انکار متعصبانه و تهدید عشیرتی گذشته و به سبب شناسی و آسیب شناسی رسیده و مشغول خودتوانمندی و درمانگری است که این مهم فقط شامل یک دولت چهار یا هشت ساله نمی شود و قطعاً وحدت آحاد اقشار و طبقات جامعه را می طلبد. بیشترِ افراد جامعه بیشترِ کشورها با کمترین تبلیغات حرفه ای چندرسانه ای پرتکرار، دچار تغییر ذهنیت و چرخش دیدگاه و نوسانات روحیه ای می شوند اما واقعیت های کلان یک کشور در میان مدت و بلندمدت، بسیار فراتر از شیدایی اجتماعی و بحران های مقطعی است. بنابراین دلیل چهارم من بر این اصل استوار است که خودشناسی حکومت و واکاوی ضعف و قوت ها همسو با بکارگیری نیروهای جوان و اتکا به دانش داخلی و ارتقای تیم های مدیریتی و اجرایی و نظارتی از عوامل بهبود وضعیت ایران به نسبت گذشته نه چندان دورش است.
جمع بندی و پیش بینی آینده
این سرزمین، در حال حاضر، مملکت گل و بلبل نیست و با بیماری های داخلی و مشکلات متعدد خارجی در حال مبارزه است که در کل ناشی از تاثیر سه دسته عوامل داخلی (مانند ضعف مدیریت و نظارت، فساد، آموزش نادرست و..) و خارجی (سلطه گری، اعمال فشار و تحریم، پیمان شکنی، باج خواهی و…) و تلفیقی (جواسیس، جناح های چندجانبه، سلاطین ارز و…) است. به مرور مردم و کشورهای منطقه به این نتیجه روشن خواهند رسید که هر قدرت سلطه گری (آمریکا و…) صرفاً خط منافع خود را طی می کند و نباید دل و پشت به آن بست. به نظر می رسد که پوست اندازی مبارکی در داخل از لحاظ توزیع قدرت، انتصابات و مسئولیت ها، بکارگیری نیروهای جوان و متخصص روی می دهد. همگرایی کشورهای منطقه مانند عربستان و ترکیه و… با ایران صورت می گیرد. انتخابات ریاست جمهوری آمریکا با روی کار آمدن مجدد ترامپ و تلطیف محسوس روش کار و طرز برخورد کاخ سفید با تهران مشاهده می گردد. کاهش ملایم بهای ارز و افزایش صادرات غیرنفتی و گسترش تجارت الکترونیک روی می دهد. همچنین به نظر می رسد درزها و مشکلات شناسایی شده از داخل (مانند افت اعتماد، رکود و رخوت و…) و منعکس از تریبون های خارجی ترمیم گردند و حقوق فرهنگیان افزایش یابد و مهاجرت سیر نزولی یابد. آسیب های نوپدید (جنسی، فشن، بین نسلی، مناسک گریز و…) و تمرکز و بزرگنمایی شبکه های اجتماعی در أشکال دیده بانی، مطالبه گری، نقادی، اعتراض و… بیشتر خواهد شد.
غفور شیخی(پژوهشگر اجتماعی)


گفتگو