یکشنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۸
www.mokrian.ir

  • تاریخ: سه شنبه, ۱۶ مهر ۱۳۹۸ / ساعت ۰۸:۴۸:۱۵
  • شناسه خبر: 5206

بررسی پدیده طلاق در شهرستان مهاباد

در مقاله پیش رو به یکی از مهمترین آسیب های اجتماعی سطح شهرستان مهاباد پرداخته شده است. مکریان؛ اولین نقش و وظیفه هنجارهای اخلاقی یک جامعه تنظیم روابط زن و مرد بر پایه اصولی و منطقی است . زیباترین شکل این تنظیم همان ازدواج است که با یک زیربنای بیولوژیکی و زیستی شکل گرفته و […]

در مقاله پیش رو به یکی از مهمترین آسیب های اجتماعی سطح شهرستان مهاباد پرداخته شده است.

مکریان؛ اولین نقش و وظیفه هنجارهای اخلاقی یک جامعه تنظیم روابط زن و مرد بر پایه اصولی و منطقی است . زیباترین شکل این تنظیم همان ازدواج است که با یک زیربنای بیولوژیکی و زیستی شکل گرفته و خانوده را بوجود می اورد .برعکس این پیوند انسانی که ازدواج می نامیم، طلاق از هم گسیختگی ساختار بنیادی ترین بخش جامعه یعنی خانواده است . طلاق پدیده ای است قراردادی که به زوج امکان می دهد تا تحت شرایطی پیوند زناشویی خود را گسسته و از یکدیگر جدا شوند.
پژوهشگران و متفکران ، طلاق را یکی از آسیب های اجتماعی محسوب نموده و بالا رفتن میزان ان را نشانه بارز اختلال در اصول اخلاقی و به هم خوردن ارامش خانوادگی و در مجموعه دگرگونی در هنجارهای اجتماعی محسوب می دارند .با درنظر گرفتن فرهنگ مردم ،اداب و سنن مذهبی و اجتماعی ،شرایط خاصی برای طلاق در کشور ما وجود دارد ولی این اسیب رو به افزایش است و امار هشدار دهنده ای وجود دارد . در کشور ما طبق اخرین امار دفتر امار و ثبت و احوال در مقابل هر ۱۲ ازدواج ۵ طلاق واقع میشود .
براستی کدامین عروس و داماد به قصد طلاق بر سفره عقد می نشینند و کدامین زبان به آسانی به پریشانی مقدس ترین نهاد (بله) میگوید؟؟
بعضی از جوانان نمی دانند برای چه ازدواج می کنند و نمی دانند این پیوند مقدس و ادامه ان تا په حد در سرنوشت اجتماعی انسان،در پیشرفت و شکست ملت ها ، در آرامش روان و جان خودشان و حلاوت زندگانی و روحیه و سعادت کودکان و فرزندانشان موثر است. طلاق اگر چه به چاره سازی یک ازدواج اشتباه یا حفظ بقای یک خانواده از هم پاشیده، پا در میان می گذارد، اما همچون طوفان آشیانه کودکان را در هم می کوبد ،قامت زن را می شکند و مرد را به زانو در می آورد . این طوفان خود زاییده ناروایی های دیگر است که هیچ یک اجتناب ناپذیر نیستند. علل طلاق در کشورهای اروپایی و آمریکایی ، ضعف در برقراری ارتباطات ،مشکلات مالی ،نداشتن احساس مسولیت ، بی وفایی ، خیانت، برآورده نشدن انتظارات ، اعتیاد و سوء مصرف مواد ،سوء استفاده جنسی جسمی یا روحی،نداشتن توانایی حل مشکل ذکر شده است.
اما در ایران و جامعه هدف ما که شهرستان مهاباد است به چه نوع است و علل و عوامل موثر بر این پدیده شوم چه مسایلی می باشد. بدیهی است شناخت علل و عوامل پیدایش و رواج رو به افزایش طلاق می تواند ما را در پیشگیریی از ان یاری کند . امار طلاق روز به روز در حل افزایش است و این معضل بزرگ اجتماعی در هیچ زمان مانند عصر حاضر ،خطر انحلال کانون خانواده و آثار ناشی از ان را به دنبال نداشته است . اگر جامعه ای به سوی افزایش طلاق پیش رود حتما
اجتماعی چهار مولفه اجتماعی ، فرهنگی ،ا قتصـادی و فردی که هر کدام از این مولفه ها زیر مجموعه هایی دارند که ذیلاً به آنها اشاره می شود می توانند دخیل باشد .
عوامل اجتماعی ؛ مواردی از قبیل اعتیاد زن یا شوهر، ازدواج تحمیلی و نسنجیده، سنت های غلط، مداخله پدر و مادر و سایر فامیل، توقعات نابه جای زوجین از همدیگر، میزان مهریه، ارتباط قبل از ازدواج، عدم رعایت اصول اخلاقی، به رخ کشیدن افتخارات توسط یکی از زوجین، اعمال قهر و خشونت در خانواده، رقابت و چشم و هم چشمی به ویژه از بعد مالی(تجمل گرایی)، تفاوت های تربیتی ، عبور از جامعه سنتی به جامعه مدرن و سست شدن بنیان خانواده، اختلاف نظر از جهت تعیین محل سکونت، بیکاری مرد، روبنایی شدن پیوندهای جدید ازدواج.
عوامل اقتصادی ؛ ازقبیل فقر و اختلاف شدید مالی، عدم پرداخت نفقه، رقابت و چشم و هم چشمی به ویژه از بعد مالی، بیکاری مرد، استقلال خواهی مالی زنان، به روز شدن مهریه زنان.
عوامل فرهنگی؛ از قبیل ازدواج های تحمیلی و نسنجیده، عدم تفاوت و تعارضات فکری زوجین با همدیگر، سنت های غلط، بلاتکلیفی دوران نامزدی، مدخله پدر و مادر و سایر فامیل، توقعات نابجای زوجین از همدیگر، میزان مهریه، سابقه دوستی و ارتباط قبل از ازدواج، خوشگذرانی های نامشروع، خیانت و معاشرت با افراد ناباب، زورمداری و اصالت زور، عبور از جامعه سنتی به جامعه مدرن و سست شدن بنیاد خانواده، اختلاف نظر از جهت تعیین محل سکونت، بیماری مستمر زن یا مرد، روبنایی شدن پیوندهای جدید ازدواج، آشنا شدن زنان به حقوقشان، به روز شدن مهریه زنان، قادر نبودن زن به رفت و آمد با خانواده اش بدون اجازه شوهر، نبودن فرهنگ گفتگو بین خانواده ها.
فردی و شخصیتی ؛ از قبیل عدم تفاهم و تعارضات فکری زوجین با همدیگر، بلاتکلیلفی دوران نامزدی، سؤ ظن داشتن مرد و زن به یکدیگر، مصرف الکل، قماربازی، تفاوت زیاد سنی زن و شوهر، گریز از ایفای نقش، ازدواج غیابی، تهمت و فحاشی، ازدواج موقت، خوشگذرانی های نامشروع، خیانت و معاشرت با افراد ناباب آشکار و پنهان زوجین، زورمداری و اصالت زور، اعمال قهر و خشونت در خانواده، نازایی و بچه دار شدن، بی اعتنایی به همسر و عدم ابراز محبت، مجهول المکان بودن مرد، بیماری و اختلاف روانی، عدم تأمین جانی و تهدید به کشتن، زندانی بودن مرد، اختلاف نظر از جهت تعیین محل سکونت، تنفر ازدواج از زوجه(کراهت زوج)، قادر نبودن زن به رفت و آمد با خانواده اش بدون اجازه شوهر.
بعضی از موارد در بین چهار مؤلفه های(اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و شخصیتی و فردی) مشترک هستند. مثلاً رقابت و چشم و هم چشمی از نظر مالی هم می تواند یک مؤلفه اقتصادی باشد هم یک مؤلفه اجتماعی یا مداخله پدر و مادر یا سایر فامیل هم می تواند یک مؤلفه اجتماعی باشد هم یک مؤلفه فرهنگی.
در شهرستان مهاباد با توجه به مسایل اقتصادی منطقه ،آداب و رسوم خاص منطقه ، نحوه تعامل والدین با فرزندان ،تهاجمات فرهنگی بیگانه ،دور شدن تدریجی جوانان از اعتقادات مذهبی و فرهنگ غالب منطقه دلایل و عوامل طلاق را از دید و نظر می گذرانیم . بدیهی است نتایج بدست آمده حاصل تحقیقات میدانی و اماری طلاق طی سالهای ۹۲ تا ۹۷ می باشد .
در سال ۹۲ طی تحقیقاتی که با همکارانمان انجام داده ایم، سه متغییر تفاوت اعتقادی زوجین ،تفاوت اقتصادی زوجین و دخالت دیگران در زندگی زوجین دلایل اصلی طلاق در شهرستان مهاباد بود. در سال ۹۴ طی همین تحقیقات چهار مولفه اقتصادی ، فرهنگی ، اجتماعی و فردی مورد بررسی قرار گرفت که ماخذ این تحقیقات نشان داد که هر چهار مولفه در بروز و افزایش طلاق دخالت دارند . در جدید ترین تحقیقات ثورت گرفته که در سال ۹۷ بر روی ۱۸۰ پرونده طلاق صورت گرفت ٍ؛چهار متغییر اجتماعی ، اقتصادی ،فردی و شخصیتی و فرهنگی و مولفه های انها را مورد بررسی قرار گرفت که ماخذ ان ذیلا بیان می دارد که چه مواردی بیشترین تاثیر را در طلاق های سال گذشته داشته اند .
متغییر اقتصادی: فقر ،بیکاری مرد ،اختلاف شدید مالی، به روز شدن مهریه زنان ،عدم پرداخت نفقه
متغییر فرهنگی : عدم تفاوت و تعارضات فکری زوجین با یکدیگر ،مداخله پدر و مادر و سایر فامیل ، خوشگذرانی های نامشروع ،خیانت و معاشرت با افراد ناباب
متغییر اجتماعی: توقعات نابجای زوجین از همدیگر ، رقابت و چشم و هم چشمی به ویژه از بعد مالی ، عبور از جامعه سنتی به جامعه مدرن و سست شدن بنیاد خانواده ، رو بنایی شدن پیوندهای جدید زناشویی
متغییر فردی : اختلالات روانی به ویژه افسردگی ،سوء ضن داشتن زن و مرد ،بی اعتنایی به همسر و عدم ابراز محبت، تهمت و فحاشی، مصرف الکل
حال با این اوصاف چه باید کرد ؟ در اینجا نقش قاطع و سازنده دولت و سازمانهای متولی را نباید از نظر دور داشت . دولت با بهبود وضعیت معیشتی خانواده و تامین رفاه اجتماعی و بوجود اوردن فرصتهای شغلی از بیکاری مردان جلوگیری کند .قوه قضاییه از پذیرش پرونده هایی که با دخالت مشاوران و متخصصین قابل حل است اجتناب کند و با تشکیل کارگاهایی برای قضات پرونده ها و اموزش انها در امر مشاوره فردی و راهنمایی مراجعان طلاق میتواند سهیم باشد .سازمان بهزیستی با ایجاد و گسترش مراکز مشاوره و مداخله در بحران ها و اختلافات خانوادگی و زمینه سازی فرهنگی برای پذیرش اجتماعی افراد مطلقه (بخصوص زنان) و توجه به بهداشت روان این افراد و مشکلات روانی انها می تواند نقش بسزایی ایفا کند . با تقویت و توسعه طرح های پیشگیری از همسر ازاری ، سازش خانوادگی با همکاری سازمانهای غیر دولتی و کارگروه حل اختلافات زناشویی توسط معتمدین شهر میتوان در کاهش طلاق نقش داشت . ایجاد ستاد پیشگیری از طلاق در کشور با تصویب لایحه کاهش طلاق توسط مجلس و دولت . سازمان های متولی طرح های جهادی بسیج و نیروی انتظامی طی کارگروه ،همایشات ،کارگاهها و جلسات پرسش و پاسخ برای جوانان در جهت روشنگری و مهارت آموزی می توان مفید واقع شوند . اموزش مستمر روحانیون در امر مشاوره های فردی برای نوجوانان و اموزش آنها به منظور طرح در خطبه های جمعه. استفاده از نقش حمایتی والدین افراد مطلقه برای ارتقای سلامت روان و کیفیت زندگی .توجه به تغییرات اساسی در نحوه تامین نیازهای اجتماعی و فرهنگی فرزندان اینگونه خانواده ها . اموزش مهارتهای خاص مقابله با بحران فرزندان طلاق.
یاسین زاهدیان/ دانشجوی دکتری روانشناسی

انتهای پیام/



گفتگو