یکشنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۸
www.mokrian.ir

  • تاریخ: یکشنبه, ۱۰ آذر ۱۳۹۸ / ساعت ۲۰:۲۰:۵۰
  • شناسه خبر: 5414

پایان عثمانیسم و خیال آسوده‌ی “دکتر قسیم”!

قسیم عثمانی نماینده سه دوره ای بوکان که طی روزهای گذشته در نطقی نمایشی از سکانس آخر حضورش در بهارستان پرده برداشت و در حرکتی محیر العقول آنهم تنها چند ماه مانده به عمر نمایندگی اش، استعفایش را تقدیم هیات رئیسه مجلس کرد، برای چندمین بار متوالی و همزمان با آغاز رسمی ثبت نام از […]


قسیم عثمانی نماینده سه دوره ای بوکان که طی روزهای گذشته در نطقی نمایشی از سکانس آخر حضورش در بهارستان پرده برداشت و در حرکتی محیر العقول آنهم تنها چند ماه مانده به عمر نمایندگی اش، استعفایش را تقدیم هیات رئیسه مجلس کرد، برای چندمین بار متوالی و همزمان با آغاز رسمی ثبت نام از کاندیداهای شرکت در انتخابات مجلس یازدهم از عدم حضورش در این رقابت ها خبر داده است.
عثمامی هرچند اولین باری نبود که از استعفا دم زده و هر بار استعفایی که می بایست به رای نمایندگان مجلس گذارده می شده پس از چندی به فراموشی سپرده شده و آنچه که عیان است بهره گیری از واژه استعفا آنهم در شرایطی که اعتراض به عملکرد عثمانی در حوزه انتخابیه اش، محبوبیت و مشروعیت وی را به محاق برده، این تیر عثمانی که با هدف گریز از پاسخگویی به مردم بوکان بوده هم به سنگ خورده و برای “دکتر قسیم”¹ دستاوردی نداشته است.
عثمانی از سال ۸۲ وارد عرصه سیاست در بوکان شد و پس از سه دوره نمایندگی مجلس که همراه بود با شعارهای اغواگرانه و پر طمطراق، با دستانی خالی تر از همیشه در پستی متشکل از چند جمله کوتاه که در صفحه اینستاگرامش منتشر کرده از خداحافظی همیشگی با دنیای سیاست خبر داده است.
دوران وکالت و صد البته حکومت عثمانی بر بوکان مملو از رفتار های ماکیاولیستی و اعمال تغییرات سلیقه ای و گسترده در سطح مدیران شهرستان که نتیجه ای جز سرخوردگی و هجرت نخبگان بوکانی را در پی نداشته، همراه بوده است.
این مدرس دانشگاه که بر اساس ادعای مهره های ستاد تبلیعاتی اش در دوره اول حضورش در انتخابات (که طی دوران نمایندگی وی به مال و مکنت و مقام فراوان رسیدند) بودجه مملکت را می نوشت و کتابهایش منبع و مآخذ تدریس در دانشگاههای کشور بود، ادعاهایی که همان یکی دو سال اول نمایندگی اش تو زرد از آب در آمدند، در مطلب مذکور از، از سرگیری زندگی با عزت‌اش با وجدانی آسوده در دانشگاه خبر داده است.
نکته بغرنج ماجرا وجدان آسوده‌ی “عثمانی” پس از دوازده سال عقبگرد و سکون برای مردم بوکان است.
چه زیبا وعده هایی که جوانمرگ شدند و چه فراوان شعارهایی که علی رغم به بازی گرفتن شعور مردم به یکباره رنگ باختند.
عثمانی بر خلاف ژست معصومانه و حق به جانبی که به خود گرفته، نه مشکل نان داشت و نه غم جایگاه و پست مقام، محرک اصلی ورود او به دنیای سیاست قدرت طلبی او بود و بس، هدفی که برای تحقق آن دست به هرکاری که می توانست زد، یک روز شال سبز به گردن اویخت و روز دیگر برای اعدام فتنه گران سبز، کفن بر تن کرد، فردا روز دل در گرو دولت مهرورزان داشت و پس از چندی شنل بنفش پوشید!.
این حقیقتی غیر قابل انکار است که تغییر مداوم موضع، وجهه و رنگ برای وی در کوتاه مدت نان و نام و نفوذ و زور داشت، اما این رفتارهای ملون به مرور از رنگ حنایش برای مردم بوکان کاست و عملاً عمر سیاسی و مقبولیتش را به پایان رساند.
عثمانی در ایستگاه آخر حضورش در بهارستان، بیش از هرکس دیگری از شرایط خود در بین مردم و تصورات بوکانی درباره او با خبر است و با مهارت تمام همچون همیشه به دنبال فرصتی بود که از این مخمصه خود ساخته بجهد.
علی ای حال، حیات سیاسی عثمانی و هم پیاله گانش که برای ۱۲ سال در بوکان ریشه دوانده بودند؛ روزهای پایانی خود را سپری می کند و یقیناً مردم این شهرستان صفحه وکالت قسیم عثمانی را ورق خواهند زد و امید است دیگر مقهور شعارهای اغواگرانه و وعده های تخیلی نشوند و در دام مهره های وی گرفتار نیایند و با حضور آگاهانه در پای صندوق های رای وکیلی در حد و نام و آوازه بوکان را روانه مجلس کنند.
۱_دکتر قسیم، نامی که برای مردمی و محبوب بودن عثمانی از سوی طرفدارانش بر سر زبان ها انداخته شد.

رسول گلباخی

انتهای پیام/



گفتگو